[بخش دوم عکس های اختر قاسمی از جشنواره فیلم در تبعید گوتنبرگ]
اختر قاسمی - خبرنامه گویا، نهمین فستیوال فیلم در تبعید امسال از تاریخ 23 اکتبر با فیلم آرش ریاحی کارگردان ایرانی ساکن اتریش به نام "برای یک لحظه آزادی" افتتاح شد و روز 29 اکتبر با فیلم مستند "ماه خورشید گل بازی " به کارگردانی کلاوس اشتریگل خاتمه یافت. این فستیوال با تلاش های پیگیر حسین مهینی از سال 1993 هر دو سال یک بار در ماه اکتبر برگزار می شود. فستیوال بعد از اولین دور خود که خاص ایرانیان بود از دور دوم با نام " دنیا خانه من است " به یک فستیوال بین المللی تبدیل شد. این فستیوال هر دور شعاری خاص دارد و امسال شعارش " بله به نه " بود. بخش اصلی جشنواره در باره سینمای تبعید بود اما بخش های دیگر جشنواره چهره ی متفاوتی را از فستیوال نمایش داد. در طی هشت دور گذشته فستیوال نه تنها کارگردانان تبعیدی کشورهای آسیایی و افریقایی شانس نمایش فیلم هایشان را داشتند بلکه کارگردانان غربی که در باره تبعیدیان فیلم ساختند هم امکان نمایش فیلم شان را در بخش نگاهی دیگر داشتند. در این بخش امسال فیلم های مستند دو کارگردان آلمانی ( کلاوس اشتریگل و توماس گیفر ) به نام های ماه خورشید گل بازی ـ در باره ی پسر خوانده ی فروغ فرخزاد حسین منصوری ـ و فیلم مستند در باره ی قتل پروانه و داریوش فروهر به نام " قتل به نام الله" نمایش داده شد. همراه با نمایش فیلم" قتل به نام الله" امسال شاهد تاتری در همین زمینه به کارگردانی نیلوفر بیضایی به نام " یک قتل و دو پرونده" نیز بودیم. بخش های دیگر فستیوال مجموعه صلح که با یازده فیلم انیمیشن ( نقاشی متحرک ) در باره ی صلح و آزادی بود. بخش ادویسه سینما به فیلم های غیر تبعیدی در مورد آزادی و حقوق بشر اختصاص داشت. از این مجموعه می توان به فیلم " ولکام " یا خوش آمد اشاره کرد. فیلم " هانگر" یا گرسنه در باره ی بابی ساندز مبارز ایرلندی و سربازان نوجوان هم از جمله فیلم های این بخش بودند. بخش پرتره فیلم های کارگردان معترض معروف انگلیسی " کن لاویچ" که که به کارگران و مسائل آنها می پردازد هم از بخش های ویژه فستیوال بود. بخش نقاط آتش و یا بحرانی که در مورد مناطق بحرانی مثل ایران فلسطین افغانستان عراق بود.از مجموعه این فیلم ها می توان به فیلم مستند خانه شیشه ای به کارگردانی حمید رحمانیان که در باره ی سه دختر نوجوانی که از خانه فرار کرده بودند و در خانه ای که دختران فراری نگه داری می شوند اشاره کرد. سینمای زمان هم که به دهه شصت میلادی اختصاص داشت از پلنگ های سیاه تا اوباما را نمایش داد. سینمای زیر زمینی هم با فیلمی از تاتر خیابانی سعید سلطانپور کارگردان چپ ایرانی که در اوایل انقلاب اعدام شد امسال جایگاهی به خود اختصاص داده بود. حسین مهینی در پایان این فیلم در باره ی سینمای زیر زمینی و پیشینه تاریخی آن و گرایش ها سخنانی ایراد کرد. 93 فیلم در شش سینما و عموما همزمان نمایش داده می شد. مستند یک ساعت و نود و نه سال از فیلم های تاثیر برانگیز فستیوال بود این فیلم در باره ی صیغه در ایران بود. برخی از کارگردانان در فستیوال حضور داشتند که بعد از نمایش فیلم با تماشاگران به پرسش و پاسخ پرداختند. امسال از افغانستان هم چند فیلم نمایش داده شد. رویا سادات کارگردان افغان ساکن کابل با فیلم سراب مهمان جشنواره بود. بخش های جانبی جشنواره شامل موسیقی و سخنرانی و سمینار و میزگرد بحث و گفتگو بود. دربخش موسیقی گروه " کافران بی نام " از آلمان با استقبال روبرو شد. در بخش سخنرانی فریدون مقتعمی دبیر فرهنگی کنفدراسیوان سابق دانشجویان در باره ی جامعه شناسی و تاریخ و سیروس وقوعی در مورد اینترنت و نقش وسایل ارتباطی مدرن و جنبش ایران صحبت کردند. در مورد وضعیت زنان در افغانستان خانم سادات کارگردان افغان سخنرانی کرد. سمینار در مورد جبنش فعلی ایران بعد از تاتر یک پرونده و دو قتل با حضور نیلوفر بیضایی کارگردان تاتر بابک رحیمی دبیر نشریه سوئدی مانا، قاسم محجویی دبیر و فعال سیاسی و با اجرای طاهر پلاسعید دبیر شاخه جوانان حزب چپ سوئد برگزار شد.
همکاران فستیوال افراد علاقه مندان به سینما و فرهنگ و هنر هستند که عمدتا داوطلبانه و با میل کار می کنند. امسال حضور خانواده ای با دو فرزند نوجوان خود که تمام وقت در خدمت فستیوال بودند خیلی چشمگیر بود. فستیوال با تمام موفقیت خود که می توان به جرئت گفت یکی از دستاوردهای مهم ایرانیان در تبعید است یک ضعف داشت و آن هم عدم حضور فعال سوئدی ها و عدم حضور مطبوعات سوئدی بود. با توجه به اینکه این فستیوال نزدیک به دو دهه عمر می کند انتظار می رفت که تا کنون در جامعه سوئد جایگاه خود را بدست آورده باشد.
موضوعی که مرا خیلی متاثر کرد همزمان بودن پایان فستیوال با یازدهمین سالگرد مرگ نوجوانان و جوانانی بود که در یک سانحه آتش سوزی در دیسکویی در شهر گوتنبرگ جان خود را ازدست دادند. در میان آنها چندین جوان ایرانی هم حضور داشت. همیشه از خودم می پرسم آیا درد تبعید و مهاجرت کم بود که برخی باید چنین دردهایی را هم تحمل کنند؟
نهمین «جشنوارهی جهانی سینمای تبعید» در شهر گوتنبرگ سوئد، با نمایش فیلم مستند «ماه، خورشید، گل بازی» به پایان رسید. جشنوارهی سینمای تبعید با نام «دنیا خانهی من است» از سال ۱۹۹۳ با همت و پشتکار حسین مهینی آغاز به کار کرد و هر دو سال یک بار در ماه اکتبر برگزار میشود.
جشنوارهی امسال همراه با نمایش ۹۴ فیلم در شش سینما و سالن نمایش، بخشهای متفاوتی از جمله بخش سینمای زیرزمینی، سینمای افغانستان و سینمای غرب در رابطه با تبعیدیان را نیز در برنامهی خود داشت. گفتوگویی با حسین مهینی، دبیر این جشنواره داشتم.
آقای مهینی ابتدا فشردهای از شیوهی برگزاری جشنواره را توضیح میدهد:
جشنوارهی ما همیشه یک برنامهی اصلی دارد که در آن آثار فیلمسازان تبعیدی را نمایش میدهیم و در کنار آن، چند برنامهی ویژه نیز داریم. یکی از برنامههای جنبی ما «نگاهی دیگر» است که تقریباً در هر دورهی جشنواره آن را داشتهایم. در این بخش، فیلمهای فیلمسازان غیرتبعیدی یا غیرمهاجر را که راجع به مهاجرین یا تبعیدیان ساختهاند، نمایش میدهیم.
گنجاندن این بخش در جشنواره به این علت است که معتقدیم آثار فیلمسازان تبعیدی یا حتی مهاجرین، نگاهی از درون است. مسائلی است که خود آنها تجربه کردهاند و با استفاده از ابزار سینما دارند تجربهها و حسهای درونی خود را بیان میکنند.
ولی آنهایی که نه تبعیدی هستند و نه مهاجر، با فاصله به ما نگاه میکنند. آنها با فاصله و با یک واسطه با ما ارتباط برقرار میکنند؛ با واسطهی این که داستانی را از کسی میگیرند یا روایتی را میشنوند. خود آنها این شرایط را تجربه نکردهاند. این برنامهی بخصوص، برای آگاهی از چگونگی نگاه آنها به ما هست.
حسین مهینی
جدا از این، بخشهای ویژهی دیگری نیز داریم؛ برای نمونه بخشی به عنوان «نقاط آتش» یا «نقاط بحران» داریم. در این بخش روی مناطق جغرافیاییای که دچار بحران هستند و کمترین جابجایی و کمترین اتفاق در آنجا، میتواند گسترش پیدا کند و روی سرنوشت کل منطقه و جهان تاثیر بگذارد، متمرکز هستیم. جاهایی مانند ایران، افغانستان، فلسطین.
از چه زمانی سینمای زیرزمینی در ایران شکل گرفت و رشد کرد؟
وقتی از سینمای زیرزمینی نام میبریم، بهخصوص در ایران که تمرکز بیشتر روی وجه سیاسی آن است، فکر میکنم خیلی شهامت میخواهد کسی نقطهی آغازی بر آن بگذارد. چون وقتی اتفاقی بر خلاف جریان مسلط افتاده است، معلوم نیست جایی ثبت شده باشد یا خیر. وقتی میگوییم زیرزمینی، نمیدانیم کی، کجا و روی چه دارد کار میکند.
مگر این که اطلاعات پیدا کنیم و ببینیم، مثلاً در دههی چهل، گروهی در حسینهی ارشاد که متأثر از اندیشههای شریعتی بودهاند، شروع به کار فیلم کردهاند. نوعی از فیلم که بر خلاف جریان مسلط بوده است.
جشنواره با فیلمی از آرش ریاحی، در مورد فرار ایرانیان و وضعیت دردناک آنها در کشور ترکیه، آغاز شد و با فیلم کلاوس اشتریگل در مورد زندگی حسین منصوری، فرزند خواندهی فروغ فرخزاد، به پایان رسید. هر دو فیلم با حضور کارگردانان آنها نمایش داده شد و در پایان فیلم، تماشاگران این امکان را داشتند با کارگردانان به گفتوگو بنشینند.
نظر چند تن از حاضرین را در ارتباط با جشنواره میپرسم:
«فیلمها خیلی جالب بود. خیلی زحمت کشیده بودند. ولی به نظر من، زمان آن خیلی کوتاه بود. در این یک هفته هم آقای مهینی و اطرافیان خیلی خسته شدند و هم ما بدو بدو کردیم که بتوانیم به همهی فیلمها برسیم. به این دلیل اگر زمان آن دو هفته بود، خیلی بهتر میشد. ولی فیلمهای خیلی قشنگی بودند.»
فکر میکنید برای بهتر شدن فستیوال باید چه کرد؟
«نمیدانم؛ آقای مهینی که خیلی زحمت میکشد. اما زمان یک هفته برای نمایش و دیدن ۹۳ یا ۹۶ فیلم، خیلی کم است. من هر سال برای دیدن فیلمها میروم. اما موفق به دیدن همهی آنها نمیشوم. امسال نیز سه فیلم از جشنواره را دیدم که برایم جالب بودند. جشنواره هم نسبت به سال پیش از نظر همکاری و مساعدتی که با هم داشتند، بهتر شده است.»
«در کنار فیلمهای درخشان و کارهای بسیار خوبی که به نمایش درآمد، نقطهضعفها و عدم هماهنگیهایی هم وجود داشت. مثلاً، بعضی فیلمها زیرنویس نداشت و یا به زبان اصلی بود. مانند فیلم «ماه، خورشید، گلبازی» که به زبان آلمانی و با زیرنویس انگلیسی نمایش داده شد و ممکن است برخی از دوستان هممیهن، فیلم را خوب نفهمیده باشند.»
«نارساییهایی هم در رابطه با حضور این همه هنرمند در اینجا وجود داشت، ولی روی هم رفته، این جشنواره یکی از دستآوردهای بزرگ خارج از کشور است و تا کنون جای بسیار خوبی را به خود اختصاص داده است.»
عکسها از اختر قاسمی
«از نقاط ضعف شروع میکنم؛ یکی از مسائل، کمبود جا و وقت کم برای دیدن این همه فیلم بود. از جنبههای مثبت جشنوارهی امسال هم حضور فیلمهای خوب و تنوع در فیلمها بود. فیلمهای ایرانی خصوصاً فیلمهایی که در خارج از ایران ساخته شدهاند، امسال بیشتر بود.»
«خُب این خیلی مهم است. چون ما در اینجا در حقیقت پناهنده هستیم و پناهندگی هم بار خاصی دارد. اگر این مسأله زیر سؤال برود، دیگر همه چیز بیمعنی میشود. امسال خوشبختانه آقای مهینی به آن توجه کرده بود. از این بابت، خسته نباشید میگویم.»
شاید این نکته جالب توجه باشد که سوئد یکی از کشورهایی است که به داشتن سازمانها و انجمنهای غیردولتی معروف است. در اروپا، سوئد تنها کشوری است که ایرانیان از امکانات فرهنگی قابل توجهی برخوردارند و حتی چندین موج رادیویی دارند که برنامههای متنوع فارسی برای ایرانیان پخش میکند.
دفتر فستیوال فیلم در ساختمانی در مرکز شهر گوتنبرگ جای دارد که فیلمسازان سوسیالیست سوئد در دههی ۶۰ میلادی برای نمایش فیلمهای آزاد و غیروابسته بنیاد گذاشتند.


گزارش ویژه اختر قاسمی از این همايش، در رادیو زمانه
گزارش زیر هم در سایت رادیو زمانه چاپ شده :
| تاریخ انتشار: ۲ آبان ۱۳۸۸ | • چاپ کنید |
چهارمین همایش «اتحاد جمهوریخواهان ایران» از روز جمعه، ۲۳ اکتبر تا یکشنبه، ۲۵ اکتبر در شهر کلن آلمان برگزار میشود. البته جلسهی روز یکشنبه همایش به بحثهای درون تشکیلاتی و سازماندهی درونی اتحاد جمهوریخواهان اختصاص دارد.
استقبال از همایش بسیار خوب بوده است و میتوان گفت ۲۵۰ تا ۳۰۰ نفر در آن حضور یافتهاند. همچنین حضور جوانان در این همایش بسیار چشمگیر است و رنگ سبز هم در سالن جلب توجه میکند.
در سه همایش پیشین اتحاد جمهوریخواهان که حضور داشتم، جوانها اصلا حضور مشخصی نداشتند. اما این بار آنها نه تنها حضور دارند بلکه در بخشی از همایش، سمینار جوانان برگزار میشود و طی آن در بارهی نقش و خواستههای جوانان در جنبش سبز ایران تبادل نظر میشود.
در ارتباط با این همایش با آقایان مسعود فتحی، عضو هیأت سیاسی اتحاد جمهوریخواهان و حسن زهتاب، از اعضای شورای هماهنگی اتحاد جمهوریخواهان و همچنین خانم فاطمه حقیقتجو، فعال حقوق بشر و یکی از میهمانان سخنران این نشست، گفت و گوهایی کردهام.
خانم حقیقتجو، بحثهای مطرح شده در این همایش را چگونه میبینید؟ همچنین فعالیتهای زنان در تشکلهای خارج از کشور و تاثیر آن بر جنبشهای سیاسی مدنی ایران را چگونه ارزیابی میکنید؟
اولین سمیناری که در این همایش برگزار شد، در حوزهی تحولات سیاست خارجی و تاثیر جنبش سبز بر این تحولات بود. در این سمینار آقایان قاسمی، شریعتمداری، اسدی و همچنین من شرکت داشتیم. آقای براتی نیز ادارهی جلسه را بر عهده داشت.
در این جلسه تحولات سیاست خارجی جمهوری اسلامی در طول ۳۰ سال گذشته ارزیابی شد و این که رنگ ایدئولوژیک سیاست خارجی ایران، رنگ پررنگی است. گرچه این سیاست به موقع پراگماتیسم هم بوده است.
در خصوص تحولات و مذاکرات هستهای نیز تحلیلی به عمل آمد. در این تحلیل عمدهی شرکت کنندگان سمینار معتقد بودند تحولات مثبتی که در این مذاکرات صورت گرفت، برگرفته از بحران داخلی جمهوری اسلامی و جنبش سبز است. با این حال همهی آنان از آغاز مذاکرات میان گروه ۵+۱ و به ویژه آمریکا و ایران، استقبال میکنند و آن را به طور کلی مثبت ارزیابی میکنند.
در ارتباط با نقش زنان؛ بالاخره زنان بخشی از جامعهی ایرانی هستند و خوشبختانه در جلسهی امروز هم شاهد حضور فعالانهی آنان در جلسه بودیم. در سمینار اول همایش من شرکت داشتم و در سمینارهای بعدی نیز زنان حضور خواهند داشت. بنابراین زنان هم به عنوان شرکت کننده و هم به عنوان کسانی که دیدگاههایشان را بیان میکنند، مطرح هستند.
در ارتباط با حضور زنان، خود اعضای اتحاد جمهوریخواهان هم میتوانند توضیح بدهند اما آنچه من شاهد بودهام، حضور پررنگ و فعال زنان است.
طبیعی است که این حضور میتواند نقش مؤثری را در ایجاد و تمرین فرهنگ دمکراسی در بین فعالان سیاسی و در آیندهی ایران و نهادهای مدنی داشته باشد. همچنین حضور پررنگ زنان در این تصمیمگیریها میتواند هم تصمیمگیریها را متعادلتر کند و هم زنان را بیش از پیش وارد حوزههای سیاسی کند.
آقای فتحی، ممکن است در مورد اسنادی که به همایش ارائه شده و قرار است در مورد آنها تصمیمگیری شود، توضیحی بدهید؟
یکی از اسنادی که برای همایش چهارم اتحاد جمهوریخواهان تهیه شده، قطعنامهی سیاسی است که شامل یک ارزیابی سیاسی از شرایط و همچنین قطعنامههای پیشنهادی مختلفی که از سوی کشورهای مختلف ارائه شده و بحثهای جمعآوری شده از سوی احزاب است. در ارتباط با ساختار تشکیلاتی اتحاد نیز اسنادی به همایش ارائه شده است.
اما مهمترین بخش همایش چهارم، بحث بر روی قطعنامهی سیاسی است که به برخورد ما با جنبش سبز و نقش و جایگاه ما در این جنبش اختصاص دارد.
همچنین سهم ما در تقویت جنبش جاری در ایران، در تلاش این جنبش برای دمکراتیزه کردن جامعهی امروز ایران، باز کردن فضای سیاسی و گذر از روزهای سختی که بعد از انتخابات و بعد از تقلب بزرگ انتخاباتی بر جامعهی ما تحمیل شده است، بررسی خواهد شد.
چشماندازهایی که اتحاد جمهوریخواهان برای خود و برای سیاستهایش در این زمینه ترسیم کرده نیز در همایش مورد بحث و تبادل نظر قرار خواهد گرفت.
آقای فتحی، فکر میکنید برگزاری چنین همایشی چه تاثیری بر رویدادهای سیاسی درون ایران خواهد داشت؟
اتحاد جمهوریخواهان در انتخابات ایران خود را جزو نیروهایی به شمار میآورد که در حد خودشان میخواهند در سرنوشت سیاسی کشور مشارکت داشته باشند. در این راستا حتی برنامهی انتخاباتی نیز ارائه داد و در آن مردم را به شرکت در انتخابات و رأی دادن به نامزدهای اصلاحطلب که از نظر ما میتوانستند در تغییر شرایط فعلی مؤثر باشند، دعوت کرد.
اتحاد جمهوریخواهان امروز نیز خود را جزیی از جنبش سبز ایران میداند و این همایش هم برای تقویت این جنبش و هم به منظور تصمیمگیریهای مشخصی برای فعالیت ما در درون این جنبش هست. در واقع، تمام همایش به ارزیابی از نقش و فعالیتی که ما در رابطه با این جنبش میتوانیم انجام بدهیم اختصاص دارد.
آقای زهتاب، چه طیفهای مختلف فکری و سیاسی در این همایش شرکت کردهاند؟
خود اتحاد جمهوریخواهان ایران، همانطور که در بیانیهاش هم آمده، متشکل از طیف وسیع نیروهای سیاسی با دیدگاههای مختلف است که مخرج مشترک دیدگاههایشان اعتقاد به جمهوریای است که بر مبنای دمکراتیک بنا شده و پلورالیسم سیاسی را میپذیرد. همچنین تمام این نیروها خواهان یک جامعه مدنی، حقوق شهروندی و گذار مسالمتآمیز و تدریجی به این خواستهها هستند.
خوشبختانه در جنبش امروز ایران که به تدریج شکل گرفته، این خواسته برجستهتر شده که جامعهی ایران خواهان یک جامعهی مدنی و حقوق شهروندی است و خواهان آن است که هر فردی بتواند در سرنوشت جامعهاش شرکت داشته باشد.
این جنبش زمینهای را فراهم آورده که امروز طیفهای مختلف فکری مخالف استبداد که خواهان رسیدن به حقوق مدنی خود هستند، در نشست اتحاد جمهوریخواهان شرکت دارند؛ از طیفهای مختلفی با باورهای دینی و مذهبی گرفته تا کسانی که ممکن است باورهای دینی و مذهبی نداشته باشند، ولی همهی آنان به جمهوریت، به جمهوریای که پایه و اساسی برای جامعهی مدنی ایران باشد، اعتقاد دارند.
چهارمین همایش «اتحاد جمهوریخواهان ایران» در کلن، عکسها: اختر قاسمی
همانطور که سایر دوستان نیز اشاره کردند، یکی از مشخصههای همایش امسال شرکت طیف وسیع جوانان در این نشست است. خود این حضور پررنگ نشاندهندهی آن است که گفتمان جامعهی مدنی ایران که در گذشته مطرح بود، امروز به فعل درآمده و وارد عرصهی عمل شده و بر این مبنا جوانان نقش خود را میخواهند و خواست خود را دارند. این خواست از حقوق شهروندی هر انسانی سوای باورهای او است.
امروز طیف وسیعی در این نشست حضور دارد. امیدواریم این همدلی گسترش هرچه بیشتری پیدا کند و بتواند به جامعهی ایرانی برای رسیدن به خواستههای دمکراتیک خود کمک کند.
آقای فتحی، اتحاد جمهوریخواهان یکی از جریاناتی بود که خیلی صریح اعلام کرد در انتخابات شرکت خواهد کرد و از هواداران و اعضای خود نیز دعوت به شرکت در انتخابات و رأی به کاندیداهای اصلاحطلب کرده بود. امروز با توجه به شرایطی که پس از انتخابات در ایران به وجود آمده و حاکمیت یک دست شده است، فکر میکنید این حاکمیت اصلاحپذیر است؟
پیش از انتخابات در اتحاد جمهوریخواهان بحثهایی جریان داشت که در آن عدهای معتقد بودند باید به آقای کروبی رأی داد و دیگران نظرشان بر رأی دادن به آقای موسوی بود. تصمیم جمعی ما این شد که در انتخابات شرکت میکنیم و از دو کاندیدای اصلاحطلب حمایت میکنیم. هر فردی هم خود تصمیم میگیرد به کدام یک از این دو رأی بدهد. هر دوی آنها از نظر ما، حداقل تغییراتی را که لازم است، میتوانند در ایران به انجام برسانند.
بنابراین دعوت به شرکت در انتخابات کردیم که به نظر من سیاست درستی بود. محصول آن هم تنوعی است که در این همایش وجود دارد و همچنین حضور جوانان در میان ما.
در ارتباط با بحث اصلاحپذیر بودن، نظر من این است که هیچ رژیمی در دنیا نیست که اصلاحپذیر نباشد. این ذهنیت ما است که تصور میکند کسی که میگوید «من از جایم تکان نمیخورم»، از جایش تکان نخواهد خورد. جنبشها رژیمها را وادار میکنند که خودشان را تغییر بدهند. شرایط که تغییر کند، رژیمها هم مجبورند خود را با آن تطبیق بدهند.
بنابراین، تلاش ما این است که شرایطی در ایران به وجود بیاید که مجموعهای که در قدرت است، متوجه شود غیر از او نیروهای دیگری نیز در جامعه هستند که جایگاه خود را میخواهند.
میشه لطفا یکی به من بگه که آیا وبلاگ من کامل باز میشه یا نه؟ چون الان سه روزه که می بینم که فقط سه مطلب آخری اش قابل دیدن هست و اون هم مطلب سوم کامل نیست و نه آرشیو وبلاگ و نه پیوندهاش اصلا دیده نمیشه حتی اون بخش "در باره خودم " که با عکس هست هم حذف شده راستش خیلی از این بابت نگرانم لطفا اگر کسی میتونه به این سوال من جواب بده و منو از نگرانی نجات بده.
در ضمن در باره برنامه دیشب هادی خرسندی و صمدش در کلن بگم که خیلی خوش گذشت و خیلی برنامه خوب بود شصد نفر شرکت کرده بودند. جای همه دوستانی که علاقه مند بودند این برنامه را ببینند خالی بود. خواستم چند خطی در باره اش بنویسم و چند عکس هم از برنامه بذارم ولی نتونستم اما به زودی می نویسم. الان که یه کم نگران وبلاگم هستم. امیدوارم که این مشکل فقط از جانب سرور من باشه...
کلن: هادی و صمد ده سال بعد
اخبار روز: www.akhbar-rooz.com
دوشنبه ۲۰ مهر ۱٣٨٨ - ۱۲ اکتبر ۲۰۰۹