تبليغاتX
از هر دری سخنی
وبلاگ اختر قاسمی گفته ها و ناگفته ها

این مطلب من به همراه گزارشی تصویری چندی پیش در گویا نیوز چاپ شد که گرچه دیرتر در وبلاگ کپی می کنم ولی باز هم بهتر از اینکه اصلا چاپ نشه چون میدونم که گویا نیوز مدام در ایران فیلتر می شه. به همین دلیل برای هموطنان در ایران در زیر کپی می کنم:

دیدنیها >> گزارش تصویری اختر قاسمی از جشنواره فیلم در تبعید گوتنبرگ

[بخش دوم عکس های اختر قاسمی از جشنواره فیلم در تبعید گوتنبرگ]

اختر قاسمی - خبرنامه گویا، نهمین فستیوال فیلم در تبعید امسال از تاریخ 23 اکتبر با فیلم آرش ریاحی کارگردان ایرانی ساکن اتریش به نام "برای یک لحظه آزادی" افتتاح شد و روز 29 اکتبر با فیلم مستند "ماه خورشید گل بازی " به کارگردانی کلاوس اشتریگل خاتمه یافت. این فستیوال با تلاش های پیگیر حسین مهینی از سال 1993 هر دو سال یک بار در ماه اکتبر برگزار می شود. فستیوال بعد از اولین دور خود که خاص ایرانیان بود از دور دوم با نام " دنیا خانه من است " به یک فستیوال بین المللی تبدیل شد. این فستیوال هر دور شعاری خاص دارد و امسال شعارش " بله به نه " بود. بخش اصلی جشنواره در باره سینمای تبعید بود اما بخش های دیگر جشنواره چهره ی متفاوتی را از فستیوال نمایش داد. در طی هشت دور گذشته فستیوال نه تنها کارگردانان تبعیدی کشورهای آسیایی و افریقایی شانس نمایش فیلم هایشان را داشتند بلکه کارگردانان غربی که در باره تبعیدیان فیلم ساختند هم امکان نمایش فیلم شان را در بخش نگاهی دیگر داشتند. در این بخش امسال فیلم های مستند دو کارگردان آلمانی ( کلاوس اشتریگل و توماس گیفر ) به نام های ماه خورشید گل بازی ـ در باره ی پسر خوانده ی فروغ فرخزاد حسین منصوری ـ و فیلم مستند در باره ی قتل پروانه و داریوش فروهر به نام " قتل به نام الله" نمایش داده شد. همراه با نمایش فیلم" قتل به نام الله" امسال شاهد تاتری در همین زمینه به کارگردانی نیلوفر بیضایی به نام " یک قتل و دو پرونده" نیز بودیم. بخش های دیگر فستیوال مجموعه صلح که با یازده فیلم انیمیشن ( نقاشی متحرک ) در باره ی صلح و آزادی بود. بخش ادویسه سینما به فیلم های غیر تبعیدی در مورد آزادی و حقوق بشر اختصاص داشت. از این مجموعه می توان به فیلم " ولکام " یا خوش آمد اشاره کرد. فیلم " هانگر" یا گرسنه در باره ی بابی ساندز مبارز ایرلندی و سربازان نوجوان هم از جمله فیلم های این بخش بودند. بخش پرتره فیلم های کارگردان معترض معروف انگلیسی " کن لاویچ" که که به کارگران و مسائل آنها می پردازد هم از بخش های ویژه فستیوال بود. بخش نقاط آتش و یا بحرانی که در مورد مناطق بحرانی مثل ایران فلسطین افغانستان عراق بود.از مجموعه این فیلم ها می توان به فیلم مستند خانه شیشه ای به کارگردانی حمید رحمانیان که در باره ی سه دختر نوجوانی که از خانه فرار کرده بودند و در خانه ای که دختران فراری نگه داری می شوند اشاره کرد. سینمای زمان هم که به دهه شصت میلادی اختصاص داشت از پلنگ های سیاه تا اوباما را نمایش داد. سینمای زیر زمینی هم با فیلمی از تاتر خیابانی سعید سلطانپور کارگردان چپ ایرانی که در اوایل انقلاب اعدام شد امسال جایگاهی به خود اختصاص داده بود. حسین مهینی در پایان این فیلم در باره ی سینمای زیر زمینی و پیشینه تاریخی آن و گرایش ها سخنانی ایراد کرد. 93 فیلم در شش سینما و عموما همزمان نمایش داده می شد. مستند یک ساعت و نود و نه سال از فیلم های تاثیر برانگیز فستیوال بود این فیلم در باره ی صیغه در ایران بود. برخی از کارگردانان در فستیوال حضور داشتند که بعد از نمایش فیلم با تماشاگران به پرسش و پاسخ پرداختند. امسال از افغانستان هم چند فیلم نمایش داده شد. رویا سادات کارگردان افغان ساکن کابل با فیلم سراب مهمان جشنواره بود. بخش های جانبی جشنواره شامل موسیقی و سخنرانی و سمینار و میزگرد بحث و گفتگو بود. دربخش موسیقی گروه " کافران بی نام " از آلمان با استقبال روبرو شد. در بخش سخنرانی فریدون مقتعمی دبیر فرهنگی کنفدراسیوان سابق دانشجویان در باره ی جامعه شناسی و تاریخ و سیروس وقوعی در مورد اینترنت و نقش وسایل ارتباطی مدرن و جنبش ایران صحبت کردند. در مورد وضعیت زنان در افغانستان خانم سادات کارگردان افغان سخنرانی کرد. سمینار در مورد جبنش فعلی ایران بعد از تاتر یک پرونده و دو قتل با حضور نیلوفر بیضایی کارگردان تاتر بابک رحیمی دبیر نشریه سوئدی مانا، قاسم محجویی دبیر و فعال سیاسی و با اجرای طاهر پلاسعید دبیر شاخه جوانان حزب چپ سوئد برگزار شد.

همکاران فستیوال افراد علاقه مندان به سینما و فرهنگ و هنر هستند که عمدتا داوطلبانه و با میل کار می کنند. امسال حضور خانواده ای با دو فرزند نوجوان خود که تمام وقت در خدمت فستیوال بودند خیلی چشمگیر بود. فستیوال با تمام موفقیت خود که می توان به جرئت گفت یکی از دستاوردهای مهم ایرانیان در تبعید است یک ضعف داشت و آن هم عدم حضور فعال سوئدی ها و عدم حضور مطبوعات سوئدی بود. با توجه به اینکه این فستیوال نزدیک به دو دهه عمر می کند انتظار می رفت که تا کنون در جامعه سوئد جایگاه خود را بدست آورده باشد.

موضوعی که مرا خیلی متاثر کرد همزمان بودن پایان فستیوال با یازدهمین سالگرد مرگ نوجوانان و جوانانی بود که در یک سانحه آتش سوزی در دیسکویی در شهر گوتنبرگ جان خود را ازدست دادند. در میان آنها چندین جوان ایرانی هم حضور داشت. همیشه از خودم می پرسم آیا درد تبعید و مهاجرت کم بود که برخی باید چنین دردهایی را هم تحمل کنند؟



































+ نوشته شده در  جمعه بیست و دوم آبان 1388ساعت 1:34  توسط اختر قاسمی  | 

گزارش زیر را برای رادیو زمانه تهیه کردم که کپی اش را در اینجا می گذارم:

«دنیا خانه‏ی من است»

اختر قاسمی

نهمین «جشنواره‏ی جهانی سینمای تبعید» در شهر گوتنبرگ سوئد، با نمایش فیلم مستند «ماه، خورشید، گل‏ بازی» به پایان رسید. جشنواره‏ی سینمای تبعید با نام «دنیا خانه‏ی من است» از سال ۱۹۹۳ با همت و پشتکار حسین مهینی آغاز به کار کرد و هر دو سال یک بار در ماه اکتبر برگزار می‏شود.

جشنواره‏ی امسال همراه با نمایش ۹۴ فیلم در شش سینما و سالن نمایش، بخش‏های متفاوتی از جمله بخش سینمای زیرزمینی، سینمای افغانستان و سینمای غرب در رابطه با تبعیدیان را نیز در برنامه‏ی خود داشت. گفت‏وگویی با حسین مهینی، دبیر این جشنواره‏ داشتم.

Download it Here!

آقای مهینی ابتدا فشرده‏ای از شیوه‏ی برگزاری جشنواره را توضیح می‏دهد:

جشنواره‏ی ما همیشه یک برنامه‏ی اصلی دارد که در آن آثار فیلم‏سازان تبعیدی را نمایش می‏دهیم و در کنار آن، چند برنامه‏ی ویژه نیز داریم. یکی از برنامه‏های جنبی ما «نگاهی دیگر» است که تقریباً در هر دوره‏ی جشنواره آن را داشته‏ایم. در این بخش، فیلم‏های فیلم‏سازان غیرتبعیدی یا غیرمهاجر را که راجع به مهاجرین یا تبعیدیان ساخته‏اند، نمایش می‏دهیم.

گنجاندن این بخش در جشنواره به این علت است که معتقدیم آثار فیلم‏سازان تبعیدی یا حتی مهاجرین، نگاهی از درون است. مسائلی است که خود آن‏ها تجربه کرده‏اند و با استفاده از ابزار سینما دارند تجربه‏ها و حس‏های درونی خود را بیان می‏کنند.

ولی آن‏هایی که نه تبعیدی هستند و نه مهاجر، با فاصله به ما نگاه می‏کنند. آن‏ها با فاصله و با یک واسطه با ما ارتباط برقرار می‏کنند؛ با واسطه‏ی این که داستانی را از کسی می‏گیرند یا روایتی را می‏شنوند. خود آن‏ها این شرایط را تجربه نکرده‏اند. این برنامه‏ی بخصوص، برای ‏آگاهی از چگونگی نگاه آن‏ها به ما هست.


حسین مهینی

جدا از این، بخش‏های ویژه‏ی دیگری نیز داریم؛ برای نمونه بخشی به عنوان «نقاط آتش» یا «نقاط بحران» داریم. در این بخش روی مناطق جغرافیایی‏ای که دچار بحران هستند و کم‏ترین جابجایی و کم‏ترین اتفاق در آن‏جا، می‏تواند گسترش پیدا کند و روی سرنوشت کل منطقه و جهان تاثیر بگذارد، متمرکز هستیم. جاهایی مانند ایران، افغانستان، فلسطین.

از چه زمانی سینمای زیرزمینی در ایران شکل گرفت و رشد کرد؟

وقتی از سینمای زیرزمینی نام می‏بریم، به‌خصوص در ایران که تمرکز بیشتر روی وجه سیاسی آن است، فکر می‏کنم خیلی شهامت می‏خواهد کسی نقطه‏ی آغازی بر آن بگذارد. چون وقتی اتفاقی بر خلاف جریان مسلط افتاده است، معلوم نیست جایی ثبت شده باشد یا خیر. وقتی می‏گوییم زیرزمینی، نمی‏دانیم کی، کجا و روی چه دارد کار می‏کند.

مگر این که اطلاعات پیدا کنیم و ببینیم، مثلاً در دهه‏ی چهل، گروهی در حسینه‏ی ارشاد که متأثر از اندیشه‏های شریعتی بوده‏اند، شروع به کار فیلم‏ کرده‏اند. نوعی از فیلم که بر خلاف جریان مسلط بوده است.


جشنواره با فیلمی از آرش ریاحی، در مورد فرار ایرانیان و وضعیت دردناک آن‏ها در کشور ترکیه، آغاز شد و با فیلم کلاوس اشتریگل در مورد زندگی حسین منصوری، فرزند خوانده‏ی فروغ فرخزاد، به پایان رسید. هر دو فیلم با حضور کارگردانان آن‏ها نمایش داده شد و در پایان فیلم، تماشاگران این امکان را داشتند با کارگردانان به گفت‏وگو بنشینند.

نظر چند تن از حاضرین را در ارتباط با جشنواره می‏پرسم:

«فیلم‏ها خیلی جالب بود. خیلی زحمت کشیده بودند. ولی به نظر من، زمان آن خیلی کوتاه بود. در این یک هفته هم آقای مهینی و اطرافیان خیلی خسته شدند و هم ما بدو بدو کردیم که بتوانیم به همه‏ی فیلم‏ها برسیم. به این دلیل اگر زمان آن دو هفته بود، خیلی بهتر می‏شد. ولی فیلم‏های خیلی قشنگی بودند.»

فکر می‏کنید برای بهتر شدن فستیوال باید چه کرد؟

«نمی‏دانم؛ آقای مهینی که خیلی زحمت می‏کشد. اما زمان یک هفته برای نمایش و دیدن ۹۳ یا ۹۶ فیلم، خیلی کم است. من هر سال برای دیدن فیلم‏ها می‏روم. اما موفق به دیدن همه‏ی آن‏ها نمی‏شوم. امسال نیز سه فیلم از جشنواره را دیدم که برایم جالب بودند. جشنواره هم نسبت به سال پیش از نظر همکاری و مساعدتی که با هم داشتند، بهتر شده است.»

«در کنار فیلم‏های درخشان و کارهای بسیار خوبی که به نمایش درآمد، نقطه‏ضعف‏ها و عدم‏ هماهنگی‏هایی هم وجود داشت. مثلاً، بعضی فیلم‏ها زیرنویس نداشت و یا به زبان اصلی بود. مانند فیلم «ماه، خورشید، گل‏بازی» که به زبان آلمانی و با زیرنویس انگلیسی نمایش داده شد و ممکن است برخی از دوستان هم‏میهن، فیلم را خوب نفهمیده باشند.»

«نارسایی‏هایی هم در رابطه با حضور این همه هنرمند در این‏جا وجود داشت، ولی روی ‏هم رفته، این جشنواره یکی از دست‏آوردهای بزرگ خارج از کشور است و تا کنون جای بسیار خوبی را به خود اختصاص داده است.»


عکس‌ها از اختر قاسمی

«از نقاط ضعف شروع می‏کنم؛ یکی از مسائل، کمبود جا و وقت کم برای دیدن این همه فیلم بود. از جنبه‏های مثبت جشنواره‏ی امسال هم حضور فیلم‏های خوب و تنوع در فیلم‏ها بود. فیلم‏های ایرانی خصوصاً فیلم‏هایی که در خارج از ایران ساخته شده‏اند، امسال بیشتر بود.»

«خُب این خیلی مهم است. چون ما در این‏جا در حقیقت پناهنده هستیم و پناهندگی هم بار خاصی دارد. اگر این مسأله زیر سؤال برود، دیگر همه چیز بی‏معنی می‏شود. امسال خوشبختانه آقای مهینی به آن توجه کرده بود. از این بابت، خسته نباشید می‏گویم.»

شاید این نکته جالب توجه باشد که سوئد یکی از کشورهایی است که به داشتن سازمان‏ها و انجمن‏های غیردولتی معروف است. در اروپا، سوئد تنها کشوری است که ایرانیان از امکانات فرهنگی قابل توجهی برخوردارند و حتی چندین موج رادیویی دارند که برنامه‏های متنوع فارسی برای ایرانیان پخش می‏کند.

دفتر فستیوال فیلم در ساختمانی در مرکز شهر گوتنبرگ جای دارد که فیلم‏سازان سوسیالیست سوئد در دهه‏ی ۶۰ میلادی برای نمایش فیلم‏های آزاد و غیروابسته بنیاد گذاشتند.

+ نوشته شده در  دوشنبه یازدهم آبان 1388ساعت 3:15  توسط اختر قاسمی  | 

گزارش تصویری زیر از چهارمین همایش اتحاد جمهوری خواهان ایران در شهر کلن است که در سایت گویا نیوز به چاپ رسیده برای کسانی که دسترسی به این وبسایت ندارند در زیر کپی می کنم:

دیدنیها >> گزارش تصویری اختر قاسمی از همايش چهارم اتحاد جمهوريخواهان ايران در کلن

گزارش ویژه اختر قاسمی از این همايش، در رادیو زمانه







































گزارش زیر هم در سایت رادیو زمانه چاپ شده :

تاریخ انتشار: ۲ آبان ۱۳۸۸ • چاپ کنید    
گزارشی از چهارمین همایش «اتحاد جمهوری‏خواهان ایران» در کلن

«هیچ رژیمی در دنیا نیست که اصلاح‏پذیر نباشد»

اختر قاسمی

چهارمین همایش «اتحاد جمهوری‏خواهان ایران» از روز جمعه، ۲۳ اکتبر تا یکشنبه، ۲۵ اکتبر در شهر کلن آلمان برگزار می‏شود. البته جلسه‏ی روز یکشنبه همایش به بحث‏های درون تشکیلاتی و سازماندهی درونی اتحاد جمهوری‌خواهان اختصاص دارد.

استقبال از همایش بسیار خوب بوده است و می‏توان گفت ۲۵۰ تا ۳۰۰ نفر در آن حضور یافته‏اند. همچنین حضور جوانان در این همایش بسیار چشم‏گیر است و رنگ سبز هم در سالن جلب توجه می‏کند.

در سه همایش پیشین اتحاد جمهوری‏خواهان که حضور داشتم، جوان‏ها اصلا حضور مشخصی نداشتند. اما این بار آن‏ها نه تنها حضور دارند بلکه در بخشی از همایش، سمینار جوانان برگزار می‏شود و طی آن در باره‏ی نقش و خواسته‏های جوانان در جنبش سبز ایران تبادل نظر می‏شود.

در ارتباط با این همایش با آقایان مسعود فتحی، عضو هیأت سیاسی اتحاد جمهوری‏خواهان و حسن زهتاب، از اعضای شورای هماهنگی اتحاد جمهوری‏خواهان و هم‏چنین خانم فاطمه حقیقت‏جو، فعال حقوق بشر و یکی از میهمانان سخنران این نشست، گفت و گوهایی کرده‌ام.

Download it Here!

خانم حقیقت‏جو، بحث‏های مطرح شده در این همایش را چگونه می‏بینید؟ هم‏چنین فعالیت‏های زنان در تشکل‏های خارج‏ از کشور و تاثیر آن بر جنبش‏های سیاسی مدنی ایران را چگونه ارزیابی می‏کنید؟

اولین سمیناری که در این همایش برگزار شد، در حوزه‏ی تحولات سیاست خارجی و تاثیر جنبش سبز بر این تحولات بود. در این سمینار آقایان قاسمی، شریعتمداری، اسدی و هم‏چنین من شرکت داشتیم. آقای براتی نیز اداره‏ی جلسه را بر عهده داشت.

در این جلسه تحولات سیاست خارجی جمهوری اسلامی در طول ۳۰ سال گذشته ارزیابی شد و این که رنگ ایدئولوژیک سیاست خارجی ایران، رنگ پررنگی است. گرچه این سیاست به موقع پراگماتیسم هم بوده است.

در خصوص تحولات و مذاکرات هسته‏ای نیز تحلیلی به عمل آمد. در این تحلیل عمده‏ی شرکت کنندگان سمینار معتقد بودند تحولات مثبتی که در این مذاکرات صورت گرفت، برگرفته از بحران داخلی جمهوری اسلامی و جنبش سبز است. با این حال همه‏ی آنان از آغاز مذاکرات میان گروه ۵+۱ و به ویژه آمریکا و ایران، استقبال می‏کنند و آن را به طور کلی مثبت ارزیابی می‏کنند.


در ارتباط با نقش زنان؛ بالاخره زنان بخشی از جامعه‏ی ایرانی هستند و خوشبختانه در جلسه‏ی امروز هم شاهد حضور فعالانه‏ی آنان در جلسه بودیم. در سمینار اول همایش من شرکت داشتم و در سمینارهای بعدی نیز زنان حضور خواهند داشت. بنابراین‏ زنان هم به عنوان شرکت کننده و هم به عنوان کسانی که دیدگاه‏هایشان را بیان می‏کنند، مطرح هستند.

در ارتباط با حضور زنان، خود اعضای اتحاد جمهوری‏خواهان هم می‏توانند توضیح بدهند اما آن‏چه من شاهد بوده‏ام، حضور پررنگ و فعال زنان است.

طبیعی است که این حضور می‏تواند نقش مؤثری را در ایجاد و تمرین فرهنگ دمکراسی در بین فعالان سیاسی و در آینده‏ی ایران و نهادهای مدنی داشته باشد. هم‏چنین حضور پررنگ زنان در این تصمیم‏گیری‏ها می‏تواند هم تصمیم‏گیری‏ها را متعادل‏تر کند و هم زنان را بیش از پیش وارد حوزه‏های سیاسی کند.

آقای فتحی، ممکن است در مورد اسنادی که به همایش ارائه شده و قرار است در مورد آن‏ها تصمیم‏گیری شود، توضیحی بدهید؟

یکی از اسنادی که برای همایش چهارم اتحاد جمهوری‏خواهان تهیه شده، قطعنامه‏‏‏ی سیاسی است که شامل یک ارزیابی سیاسی از شرایط و هم‏چنین قطعنامه‏های پیشنهادی مختلفی که از سوی کشورهای مختلف ارائه شده و بحث‏های جمع‏آوری‏ شده‏ از سوی احزاب است. در ارتباط با ساختار تشکیلاتی اتحاد نیز اسنادی به همایش ارائه شده است.


اما مهم‏ترین بخش همایش چهارم، بحث بر روی قطعنامه‏ی سیاسی است که به برخورد ما با جنبش سبز و نقش و جای‏گاه ما در این جنبش اختصاص دارد.

همچنین سهم ما در تقویت جنبش جاری در ایران، در تلاش این جنبش برای دمکراتیزه کردن جامعه‏ی امروز ایران، باز کردن فضای سیاسی و گذر از روزهای سختی که بعد از انتخابات و بعد از تقلب بزرگ انتخاباتی بر جامعه‏ی ما تحمیل شده است، بررسی خواهد شد.

چشم‏اندازهایی که اتحاد جمهوری‏خواهان برای خود و برای سیاست‏هایش در این زمینه ترسیم کرده نیز در همایش مورد بحث و تبادل نظر قرار خواهد گرفت.


آقای فتحی، فکر می‏کنید برگزاری چنین همایشی چه تاثیری بر رویدادهای سیاسی درون ایران خواهد داشت؟

اتحاد جمهوری‏خواهان در انتخابات ایران خود را جزو نیروهایی به شمار می‏آورد که در حد خودشان می‏خواهند در سرنوشت سیاسی کشور مشارکت داشته باشند. در این راستا حتی برنامه‏ی انتخاباتی نیز ارائه داد و در آن مردم را به شرکت در انتخابات و رأی دادن به نامزدهای اصلاح‏طلب که از نظر ما می‏توانستند در تغییر شرایط فعلی مؤثر باشند، دعوت کرد.

اتحاد جمهوری‏خواهان امروز نیز خود را جزیی از جنبش سبز ایران می‏داند و این همایش هم برای تقویت این جنبش و هم به منظور تصمیم‏گیری‏های مشخصی برای فعالیت ما در درون این جنبش هست. در واقع، تمام همایش به ارزیابی از نقش و فعالیتی که ما در رابطه با این جنبش می‏توانیم انجام بدهیم اختصاص دارد.


آقای زهتاب، چه طیف‏های مختلف فکری و سیاسی در این همایش شرکت کرده‏اند؟

خود اتحاد جمهوری‏خواهان ایران، همان‏طور که در بیانیه‏اش هم آمده، متشکل از طیف وسیع نیروهای سیاسی با دیدگاه‏های مختلف است که مخرج مشترک دیدگاه‏هایشان اعتقاد به جمهوری‏ای‏ است که بر مبنای دمکراتیک بنا شده و پلورالیسم سیاسی را می‏پذیرد. هم‏چنین تمام این نیروها خواهان یک جامعه‏ مدنی، حقوق شهروندی و گذار مسالمت‏آمیز و تدریجی به این خواسته‏ها هستند.

خوشبختانه در جنبش امروز ایران که به تدریج شکل گرفته، این خواسته برجسته‏تر شده که جامعه‏ی ایران خواهان یک جامعه‏ی مدنی و حقوق شهروندی است و خواهان آن است که هر فردی بتواند در سرنوشت جامعه‏اش شرکت داشته باشد.

این جنبش زمینه‏ای را فراهم آورده که امروز طیف‏های مختلف فکری مخالف استبداد که خواهان رسیدن به حقوق مدنی خود هستند، در نشست اتحاد جمهوری‏خواهان شرکت دارند؛ از طیف‏های مختلفی با باورهای دینی و مذهبی گرفته تا کسانی که ممکن است باورهای دینی و مذهبی نداشته باشند، ولی همه‏‏ی آنان به جمهوریت، به جمهوری‏ای که پایه و اساسی برای جامعه‏ی مدنی ایران باشد، اعتقاد دارند.


چهارمین همایش «اتحاد جمهوری‏خواهان ایران» در کلن، عکس‌ها: اختر قاسمی

همان‏طور که سایر دوستان نیز اشاره کردند، یکی از مشخصه‏های همایش امسال شرکت طیف وسیع جوانان در این نشست است. خود این حضور پررنگ نشان‏دهنده‏ی آن است که گفتمان جامعه‏ی مدنی ایران که در گذشته مطرح بود، امروز به فعل درآمده و وارد عرصه‏ی عمل شده و بر این مبنا جوانان نقش خود را می‏خواهند و خواست خود را دارند. این خواست از حقوق شهروندی هر انسانی سوای باورهای او است.

امروز طیف وسیعی در این نشست حضور دارد. امیدواریم این هم‏دلی گسترش هرچه بیشتری پیدا کند و بتواند به جامعه‏ی ایرانی برای رسیدن به خواسته‏های دمکراتیک خود کمک کند.

آقای فتحی، اتحاد جمهوری‏خواهان یکی از جریاناتی بود که خیلی صریح اعلام کرد در انتخابات شرکت خواهد کرد و از هواداران و اعضای خود نیز دعوت به شرکت در انتخابات و رأی به کاندیداهای اصلاح‏طلب کرده بود. امروز با توجه به شرایطی که پس از انتخابات در ایران به وجود آمده و حاکمیت یک دست شده است، فکر می‏کنید این حاکمیت اصلاح‏پذیر است؟

پیش از انتخابات در اتحاد جمهوری‏خواهان بحث‏هایی جریان داشت که در آن عده‏ای معتقد بودند باید به آقای کروبی رأی داد و دیگران نظرشان بر رأی دادن به آقای موسوی بود. تصمیم جمعی ما این شد که در انتخابات شرکت می‏کنیم و از دو کاندیدای اصلاح‏طلب حمایت می‏کنیم. هر فردی هم خود تصمیم می‏گیرد به کدام یک از این دو رأی بدهد. هر دوی آن‏ها از نظر ما، حداقل‏ تغییراتی را که لازم است، می‏توانند در ایران به انجام برسانند.

بنابراین دعوت به شرکت در انتخابات کردیم که به نظر من سیاست درستی بود. محصول آن هم تنوعی است که در این همایش وجود دارد و هم‏چنین حضور جوانان در میان ما.

در ارتباط با بحث اصلاح‏پذیر بودن، نظر من این است که هیچ رژیمی در دنیا نیست که اصلاح‏پذیر نباشد. این ذهنیت ما است که تصور می‏کند کسی که می‏گوید «من از جایم تکان نمی‏خورم»، از جایش تکان نخواهد خورد. جنبش‏ها رژیم‏ها را وادار می‏کنند که خودشان را تغییر بدهند. شرایط که تغییر کند، رژیم‏ها هم مجبورند خود را با آن تطبیق بدهند.

بنابراین، تلاش ما این است که شرایطی در ایران به وجود بیاید که مجموعه‏ای که در قدرت است، متوجه شود غیر از او نیروهای دیگری نیز در جامعه هستند که جای‏گاه خود را می‏خواهند.


+ نوشته شده در  یکشنبه سوم آبان 1388ساعت 21:23  توسط اختر قاسمی  | 

دوستان عزیز وبلاگی من!

میشه لطفا یکی به من بگه که آیا وبلاگ من کامل باز میشه یا نه؟ چون الان سه روزه که می بینم که فقط سه مطلب آخری اش قابل دیدن هست و اون هم مطلب سوم کامل نیست و نه آرشیو وبلاگ و نه پیوندهاش اصلا دیده نمیشه حتی اون بخش "در باره خودم " که با عکس هست هم حذف شده  راستش خیلی از این بابت نگرانم لطفا اگر کسی میتونه به این سوال من جواب بده و منو از نگرانی نجات بده.
در ضمن در باره برنامه دیشب هادی خرسندی و صمدش در کلن بگم که خیلی خوش گذشت و خیلی برنامه خوب بود شصد نفر شرکت کرده بودند. جای همه دوستانی که علاقه مند بودند این برنامه را ببینند خالی بود. خواستم چند خطی در باره اش بنویسم و چند عکس هم از برنامه بذارم ولی نتونستم اما به زودی می نویسم. الان که یه کم نگران وبلاگم هستم. امیدوارم که این مشکل فقط از جانب سرور من باشه...

 

 

+ نوشته شده در  دوشنبه بیست و هفتم مهر 1388ساعت 0:46  توسط اختر قاسمی  | 

کلن: هادی و صمد ده سال بعد

اخبار روز: www.akhbar-rooz.com
دوشنبه  ۲۰ مهر ۱٣٨٨ -  ۱۲ اکتبر ۲۰۰۹

 
بعد از این همه خبرهای بد که این اواخر همه ما را ناراحت و به نوعی دپرسیو و خسته کرده دیدن تاتر کمدی و طنز هادی خرسندی و صمدش شاید کمی به ما انرژی و نیرو بده و فکر کنم که حق داشته باشیم دو ساعتی از اخبار بد دوری کنیم و به دیدن تاتر کمدی دو هنرمند ملی کشورمون بریم با توجه به اینکه در تاتراین بار هادی و صمد بعد از ده سال  مسائل حال ایران هم تا حدی گنجانده شده. مطمئنا با طنز هادی خرسندی و کارگردانی و طنز و بازی صیاد حتما این شنبه دو ساعت خوبی را در کلن خواهیم داشت.
این هم لینک های تبلیغاتی در گویا نیوز و اخبار روز:

http://news.gooya.com/politics/archives/2009/10/093492.php
 
http://www.akhbar-rooz.com/news.jsp?essayId=24445
برگراز کننده د رکلن : کانون ایرانی ـ آلمانی عکس و فیلم کلوز آپ
+ نوشته شده در  سه شنبه بیست و یکم مهر 1388ساعت 23:46  توسط اختر قاسمی  |