تبليغاتX
از هر دری سخنی

از هر دری سخنی

وبلاگ اختر قاسمی گفته ها و ناگفته ها


رقص زنان بختیاری در یکی از جشن های ملی در استادیوم شهر مسجدسلیمان


تپه های روبروی استودیوم ورزشی مسجدسلیمان

استودیوم ورزشی مسجدسلیمان


دوستان خوبم؛ هم شهریانم و هم میهنان عزیزم
دوست دارم احساسی را که من در این مدت داشتم و دارم با شما در میان بگذارم. احساسی که کلمات ا ز بیانشان عاجز است. از خودم می پرسم این چه حسی ست؟ شادی یا غم، شوق یا شور، درد یا دوری، خنده یا گریه...همه و همه را در این چند روز با هم حس کردم و تجربه کردم. در این دو هفته گذشته که از اولین فراخوان من در باره بزرگداشت صد سالگی نفت در ایران ـ مسجدسلیمان می گذرد چنان با استقبالی از شما هم میهنانم مواجه شدم که مفاهیم کلماتی چون: میهن، عشق، زادگاه، دردمشترک، فرهنگ، غرور، زبان و ...برای من مفاهیمی تازه گرفتند. نمی توانم حسم را در قالب کلمات بیان کنم ولی هر چه هست حس زیبایی ست حتی زمانی که با خواندن صدها ایمیل در لابلای آنها اشک می ریزم برایم زیباست. خواهرم مهین که در کنار من با دوری مسافت از طریق دنیای مدرن ارتباطات ـ اینترنت کمکم می کند و به برخی ایمیل ها پاسخ میدهد و مرا با گفت و گوی های تلفنی اش آرام می کند گواه منست. عکس های قدیمی که هم شهریان پست می کنند خاطرات کودکی و نوجوانی و جوانی مرا زنده می کنند. یکی از عکس هایی که مرا خیلی متاثر کرد دیدن عکس کشیشی در قبرستان مسیحی های مسجدسلیمان بود. مسیحی ها از بهترین شهروندان مسجدسلمیان بودند. محله ارامنه که در منطقه نمره چهل که منظور همان چاه شماره چهل است بود یکی از مناطق زیبای مسجدسلیمان بود ارامنه مسجدسلیمان خیلی انسان های متمدن و مبادی آداب بودند. اکثر کارهای هنری و ظریف را در شهر ارامنه به عهده داشتند. چندی پیش خواهرم به من گفت که دوستی خبر داده آخرین ارامنی در مسجدسلیمان درگذشت. خیلی دلم گرفت. هم از در گذشت این همشهری ناشناس و هم اینکه دیگر ارمنی د رشهر مانیست. اصلا نمی توانم تصور کنم که مسجدسلیمان را بدون ارمنی ببینم. آنها گل هایی از گلدان بزرگ و رنگین مسجدسلیمان بودند. شنیدم که کلیسای ارامنه د رشهر را خراب کردند ....چقدر دردناک ...خیلی ناراحت کننده بود این خبر! کلیسایی که بخشی از تاریخ این شهر بود و به عنوان موزه می توانست مورد استفاده قرارگیرد حتی اگر هم شهریان مسیحی دیگر در شهر حضور نداشته باشند. کلیسایی که نشان از رنگارنگ بودن شهر می داد. یکی از خصوصیات بسیار زیبای مسجدسلیمان رنگارنگ بودنش بود. مسیحی کلیمی یهودی و مسلمان ا ز سراسر ایران از اصفهان تا تبریز از افغانستان تا کردستان و از مشهد تا کرمان و یزد از مازندران تا شیراز و بندرعباس و ...همه قومی با هر مذهبی در مسجدسلیمان زندگی می کرد و چه مهربان بودند همه با هم!

آرامگاه ارامنه در مسجدسلیمان
من از همه شما عزیزانی که در این مدت با ایمیل و تلفن و پیام در وبلاگ مرا در این کار یاری کردید نهایت سپاس را دارم و آرزو دارم که با کمک همگی شما برنامه ای با شکوه به پاس تولد صد سالگی نفت و زادگاهش مسجدسلیمان برگزار کنیم. از افراد و وبلاگ ها یا وبسایت هایی که در این حرکت ملی همکاری میکنند بطور جداگانه قدردانی می شود.

یک صندوق پستی در ایران ـ مسجدسلیمان برای این کار در نظر گرفته شده تاکسانی که عکس، فیلم، مطلب، خاطره و هر سندی را دارند لطفا به این آدرس پست کنند.

مسجدسلیمان صندوق پستی 341-64915

یک گروه شش نفره برای هماهنگی این کار تشکیل شده که برای فرستادن استاد به وسیله اینترنت می توانید به ایمیل آدرس های این افراد پست کنید.

ایمیل پست خاطره ـ مهین قاسمی : khatereh.m.i.s@googlemail.com
ایمیل پست شعر ـ جهان ولیان پور
:  sheer.m.i.s@googlemail.comا
ایمیل پست عکس وفیلم کوتاه ـ اختر قاسمی :foto.film.m.i.s@googlemail.com

مطالب مرتبط با یک صد سالگی نفت در ایران ـ مسجدسلیمان
کوچ نفت از زاگرس تا اروند وبلاگ خوربه ـ محمد داودی
اخبار ولایت وبلاگ ایران ـ خوزستان ـ مسجدسلیمان ـ فرشید خدادادیان



شعری از شاعر مسجدسلیمانی استاد علی خدادادی کریموند (محنت ) را که در باره محله ای در مسجدسلیمان به نام ـ مال موری ـ که بسیار زیبا سروده با اجازه شاعر گرامی نقل می کنم:

بخش عظیمی از ساکنان مسجدسلیمان شرکت نفتی بودند که همه از لوله کشی گاز برخوردار بودند ولی در محلات غیر شرکت نفتی عدم گاز و مواد سوخت برای مردم مشکل بزرگی بود. عکس زیر مربوط به تقسیم نفت در محلات غیر شرکت نفتی ست که عمدتا گرفتن نفت در پیت های نفت ( بشکه نفت ) به عهده زنان بوده. شاعر عزیز مسجدسلیمانی استاد خدادادی تصویری بسیار هنرمندانه ای از این مسئله دارد. من فکر می کنم که تقسیم به این شکل تا اوایل دهه چهل بوده.


با تشکر از محمد داودی وبلاگ خوریه

مال موری ها برگرفته از وبلاگ علی خدادادی به نام وبلاگ محنت

چه صفايي داشت

مال موري ها *

و چه سرخوش همه با هم،

زير يك سقف پر از عقرب و مار

دست به دست

مي رسانديم به هم

عاطفه ها.

اوج خوشحالي ما آمدن نوروز بود،

كه فراوان

همه اسباب لعب

پيدا بود.

و چه ساده

جست مي زد

به هوا

خنده هامان از ذوق

كه غم ناني اگر بود ، که بود

همه پنهان به دل مادر بود.

چه صفايي داشت

مال موري ها

خانه ها مان بي مرز

باغچه ها مان بي پرز*

غم همسايه ي ما

غم ما بود

غم ما نيز، غم همسايه ها

و چه شيرين

گوش را آوازي

از صداي پيت ها* پر مي كرد

تانكر نفت كه ُپر مي آمد .

وچه ذوقي!

داشت مادر

ازسر چاه كه برمي گشت ،

سياه!

بچه ها خنديدند.

پدرم مي فهميد ،

عمق اين فاجعه ها.

آري آري ،

پدرم نيز يقين مي دانست

غم ناني ، كه نهان بود به دلْ مادر را .

 

 

*مال موري ها: نام محله اي است در مسجدسليمان

*پرز: نرده توري ، فنس

*پيت: بشكه نفتي


طلای سیاه در پیت نفت

+ نوشته شده در  شنبه بیست و هفتم بهمن 1386ساعت 7:45  توسط اختر قاسمی  مطلب را به بالاترین بفرستید: Balatarin


کارکنان پالایشگاه آبادان، هنگام پایان کار

بیش از نه روز از تاریخ اولین فراخوان برای بزرگداشت صد سالگی نفت و تقدیر از شهر مسجدسلیمان می گذرد. استقبالی که شما هموطنان عزیز به خصوص همشهریان مسجدسلیمانی و خوزستانی ها از این مسئله در سراسر دنیا کردید مرا به چنان شور و وجدی دچار کرد که بارها احساس خودم را نتوانستم کنترل کنم. فکر می کنم هر ایرانی دیگری به جای من بود همین احساس را نه کمتر بلکه حداقل در همین حد می داشت. نامه های الکترونیکی سراسر از محبت و خاطره و احساس دریافت کردم. عکس، مطلب و....همه نشان از عشق و علاقه همه ما به زادگاه خود و به این سرزمین است. احساس غرور می کنم که چنین شانسی را داشتم تا با این فراخوان به هم میهنانم نزدیک تر شوم. تاریخ نفت در سرزمین ما تاریخ تمدن نوین ماست. از دید من  هر ایرانی امروزین با کلمه نفت تعریف می شود همان طور که نام نفت در جهان هر کسی را به یاد ایران می اندازد. و هر ایرانی با نام نفت به خوزستان یا به آبادان و اهواز مسجدسلمیان می اندیشد. سرزمینی که با طلای سیاه خود ایران را به یکی از کشورهای ثروتمند دنیا تبدیل کرد. به همین دلیل بود که فراخوانی برای بزرگداشت روز استخراج نفت صادر کردم و از همه شما تقاضای کمک کردم تا پاس بداریم صدمین سال نفت را و ارج بگذاریم شهری که تمام هستی خود از  معادن نفت و گاز و گوگرد و....همه را به مردمش  تقدیم کرد تا ایران را به کشوری ثروتمند تبدیل کند و حال به مادری  می ماند که همه غذایش را به فزرندنش می دهد و بعد خود گرسنه می ماند. اینست سرنوشت مسجدسلیمان مادر طلای سیاه ایران، طلایی که فقط سیاهی اش را برای مسجدسلیمان به جا گذاشته. هنوز کودکی ام را بیاد دارم که در جویبارهای مسجدسلیمان نفت را گاهی به جای آب در جوی و یا آمیخته با آب می دیدم. وچه آن زمان برایم طبیعی بود که جویبار باید با سیاهی آمیخته باشد. در آن زمان من بچه بودم و درک نمی کردم، نمی دانستم که این نفت برای ملت ما آب حیات است ولی آیا مسئولین فعلی ما هم درک نمی کنند که نیازهای شهر و مردم این شهر چیست؟ شهری که می بایست به موزه ای برای دیدار جهانیان تبدیل گردد که باز هم همچون نفتش به مردم مرز و بومش خدمت کند........


تقسیم نفت توسط تانکرهای شرکت نفت بین مردم

امروز لینکی از هموطن و همشهری عزیز آقای خدادیان
دریافت کردم که قائم مقام مدیر عامل شرکت نفت ایران
در نشریه ندای جنوب ویژه مسجدسلیمان
گفت که
جشن یکصدمین سال نفت در مسجدسلیمان برگزار می شود.

هم میهنان، هم شهریان و خوزستانی های عزیز!

بار دیگر ضمن تشکر از همکاری و هم فکر ی همه شما در این چند روز برای برگزاری هر چه باشکوه تر برنامه صدسالگی نفت و تقدیر از مسجدسلمیان، محتوای برنامه و شکل آنرا  به آگاهی می رسانم:
برنامه ای با حضور سه یا چهار سخنران در مورد تاریخ پیدایش نفت: شرکت نفت انگلیس و بختیاری، شرکت کنسرسیوم نفت و شرکت ملی نفت ایران
نفت و تاثیر آن بر جامعه و اقتصاد ایران ، نفت و تاثیر آن در مسجدسلیمان

از آنجائیکه در این برنامه ضمن بزرگداشت صد سالگی نفت، تقدیری از شهر زادگاه نفت می شود، نگاهی به روند رشد اجتماعی این شهر می شود  که از زاویه های مختلف: فرهنگ و هنر، اآثار باستانی مسجدسلیمان، آدبیات، موسیقی، زنان ، ورزش، نوگرایی و نقش خارجی ها، فعالیت های سیاسی و سندیکایی و......بررسی می شوند.
نمایش فیلم و نمایش اسلاید
عکس هایی که در این مدت به دست ما می رسد تعدادی انتخاب و در صورت خوب بودن کیفیت عکس در مقیاس ۴۰x۵۰ بزرگ می شوند و به عنوان نمایشگاه در محل برنامه نصب می شوند.
در بخش هنری برنامه  پیانو ؛ رقص و موسیقی ایرانی و یا موسیقی جنوب ایران خواهیم داشت 

بخش دیگر برنامه مسابقه ای است که برندگان آن برندگان معنوی هستند و تقدیر نامه ای از طرف کمیته برگزارکنندگان جشن صد سالگی نفت در یافت خواهند کرد. در واقع این بخش صرفا به دلیل اینست که نگاهی دوباره به این دیار داشته باشیم.  مسابقه در جهار  قسمت انجام می شود: عکس، فیلم، خاطره و شعر که  از تاریخ یک  اسفند ۱۳۸۶ شروع می شود و به مدت یک ماه یعنی تا تاریخ یک  فروردین ۱۳۸۷ ادامه خواهد داشت. در هر بخشی ایمیل مخصوصی داده خواهد شد که فقط باید به ایمیل های مربوطه تماس گرفت. در بخش فیلم آدرسی در ایران داده می شود که به آن آدرس فرستاده شود. همه ایمیل ها و آدرس ها در اسرع وقت در همین وبلاگ داده می شود.
عکس های قدیمی از مسجدسلیمان در بخش مسابقه قرار نمی گیرند
مطالب تاریخی ـاحتماعی  و علمی هم در بخش مسابقه قرار نمی گیرند.

موضوع های مسابقه: 
عکس از مسجدسلیمان فعلی
شعری در باره نفت و مسجدسلیمان
خاطره
فیلم از مسجدسلیمان فعلی به مدت ۱۳ دقیقه با مونتاژ

از هر رشته به سه نفر اول تا سوم تقدیر نامه داده خواهد شد. در بخش شعر و خاطره سه شعر و خاطره اول تا سوم در برنامه خوانده می شوند.
تمام اسناد و مطالب گرد آوری شده : عکس ، شعر ، خاطره و ...در این مدت به همراه مطالب سخنرانان تلاش خواهیم کرد  تا با کمک  یک ناشر ایرانی به شکل کتاب منتشر شود.


تیم فوتبال در آبادان ۷۲ سال پیش



کارکنان شرکت نفت ـ باشگاه سوارکاران

پرداخت حقوق کارگران شرکت نفت ـ مسجدسلیمان


بچه های کارگران که باسرویس های مجانی شرکت نفت به
مدرسه می رفتند. ( این عکس اردوی بچه های کارگران هست)
 

+ نوشته شده در  چهارشنبه بیست و چهارم بهمن 1386ساعت 5:41  توسط اختر قاسمی  مطلب را به بالاترین بفرستید: Balatarin

هم میهنان عزیز! وبلاگ نویسان گرامی
وبلاگ " از هر دری سخنی " تا برگزاری بزرگداشت صدسالگی نفت در ایران و تقدیر از شهر مسجدسلیمان بخش عظیمی از مطالب و عکس هایش را به این مسئله اختصاص می دهد و به همین دلیل و به دلیل ارزشمند و مهم بودن این کار و در جریان قرار گرفتن بیشتر هموطنان و همکاری آنان، فراخوان را دوباره در همین صفحه کپی می کنم و طلب کمک مجدد از همه هم میهنان به خصوص کسانی که از خانواده شرکت نفت بودند و از بچه های خوزستان هستند دارم. خیلی از هموطنان و همشهریان مسجدسلیمانی در طی این چند روز با فرستادن ایمیل مرا تشویق کردند و گفتند که هر کمکی که بتوانند خواهند کرد. من از این عزیزان خواهش می کنم که هر سند، عکس و یا دست نوشته ای از این دوران دارند در اختیار بگذارند و یا حداقل کمک اینست که فراخوان را از هر طریقی که می دانید به گوش دیگران برسانید و یا در وبلاگ هایتان لینک بدهید.
با سپاس ـ اختر

فراخوان:

هم میهنان، هم شهریان مسجدسلیمانی و خوزستانی!
در تاریخ ۵ خرداد۱۳۸۷ خورشیدی برابر ۲۶ مای ۲۰۰۸  میلادی اولین چاه نفت ایران و خاورمیانه که در مسجدسلیمان احداث شده بود صد ساله می شود. یک قرن تاریخ نفت در ایران.  به همین مناسبت تصمیم دارم برنامه ای به منظور تقدیر از این شهر و تاریخ نفت با حضور چند صاحب نظر به همراه نمایش اسلاید و فیلم در شهر کلن برگزار کنم. از کسانی که مایل هستند در این برنامه شرکت فعال داشته باشند و یا  مطلبی در این رابطه، عکس و فیلمی دارند یا اینکه خاطره ای از پدران خود در این دوران از مسجدسلیمان دارند، خواهش و تقاضا می کنم که از طریق ایمیل با من تماس بگیرند.
با احترام
اختر قاسمی ـ کلن
ـــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ


اولین دکل چاه نفت ـ مسجدسلیمان

بختیاری ها به هنگام ساختمان اولین مرکز اداری ۱۹۰۸

حفاری نفت توسط بختیاری ها ـ ۱۹۰۸

پل شناور در مسجدسلیمان ـ

با تشکر و اجازه از وبسایت رسمی شرکت ملی نفت خوزستان ـ ایران ـ و با تشکر از همشهریان عزیز مسجدسلیمانی که این دو سه روز با فرستادن عکس و ایمیل مرا در کاری که پیش گرفتم یاری می رسانند و دلگرمی می دهند.

+ نوشته شده در  پنجشنبه هجدهم بهمن 1386ساعت 14:17  توسط اختر قاسمی  مطلب را به بالاترین بفرستید: Balatarin


اولین چاه نفت در ایران و خاومیانه ـ مسجدسلیمان ۱۲۸۷ 


کارخانه گوگرد سازی بی بی یان ـ منطقه ای که من در دوراهی اش بزرگ شدم
دوراهی بی بی یان


منطقه مین آفیس Main Office یکی از مناطق زیبای مسجدسلیمان


این عکس را در اینترنت پیداکردم و نمی دونم که کی و در کدام منطقه
مسجدسلیمان هست ولی معلومه که مربوط به لوله کشی نفت است.


عکسی از اولین راه آهن ایران در منطقه ریل وی ـ ام آی اس

چندی پیش خواهرم مهین عکس هایی از مسجدسلیمان قدیم توسط ایمیل برایم فرستاد و زیرشون  نوشته بود: این عکس های قدیمی  را دوستی  از مسجدسلیمان فرستاده نگاه کن ببین حدود صد سال پیش مسجدسلیمان چطور بوده! وقتی عکس ها را دیدم مدت ها متاثر بودم.  عکس هایی از مسجدسلیمان قدیم یا " ام آی اس" که هر مسجدسلیمانی با دیدنشان اگر اشکی نریزد تا دقیقه ها و ساعت ها به فکر فرو می رود که چرا شهری که روزگاری بیش از هفتاد مورد اولین های ایران بوده امروز در آخرین قرار دارد. این شهر اگر در  غرب واقع شده بود مطمئنا چنان از احترامی برخوردار می شد و هر کارخانه قدیمی و چاهش را تبدیل به موزه می کردند  و حتی مرکزی برای درآمد کشور می شد. چرا که اولین چاه نفت در کشور وخاور میانه،  اولین چاه گاز در کشور و خاورمیانه، اولین کارخانه گوگرد سازی در کشور وخاورمیانه، اولین تصفیه خانه آب در کشور، اولین راه آهن کشور، اولین فرودگاه کشور، اولین سینما در کشور و اولین . .......... همه در این شهر بود.


این عکس فکر می کنم در منطقه " شاه نشین" باشد

واقعا چه کسی می داند که چرا مقامات ایران آگاهانه این شهر را فراموش کرده اند؟ چرا شهر تبدیل به ویرانه شده؟ آیا این شهر بخشی از تاریخ و تمدن این مملکت نیست؟ آیا این شهر بخشی از هویت ایران نیست؟ آیا این شهر با معادن طلای سیاه خود و با معادن گاز خود سهم بسزایی  در رشد اقتصادی ایران نداشت؟ چرا شهری که روزگاری نقشی عظیم در پایه های تمدن و صنعت در ایران بود، الان به فقیرترین شهر و بی پناه ترین شهر تبدیل شده؟ شهری که اولین چاه گاز را داشته هنوز مردمش از داشتن لوله کشی ایمنی گاز محرومند. این شهر در حال حاضر حتی از کمبود آب آشامیدنی و آب مصرف روزانه خود رنج می برد... وقتی به مسجدسلیمان فکر می کنم با اینکه بیش از دو دهه و نیم در آنجا زندگی نمی کنم قلبم درد می گیرد و بغضی می گیرم که فقط با ریختن اشک آرام می شوم. بله مسجدسلیمان  شهر من ! شهری که به ویرانه تبدیل شده ! نه!  آن زمان همه فقط " ام آی اس" می گفتیم! ام آی اس برای ما همه چیز بود:سرشار از عشق بود، سرشار از گرمی بود، سرشار از صمیمیت بود و سرشاز از همه چیزهای خوب.....
گاهی وقتا فامیل و دوستان فیلم هایی را از مسجدسلیمان فعلی همراه می آورند که من بیشتر وقتا تحمل دیدن کل فیلم را ندارم چون واقعا دیدن صحنه ها درد آوره. اصلا به این شهر رسیدگی نشده و تبدیل به مخروبه شده! بارها وقتی دلم میگیره دلم میخواد که یه بلیط بخت آزمایی بخرم به امید اینکه اگر برنده شدم برای شهرم لباس نو بخرم!
مسجدسلیمان شهرمن! مردم ایران می دانند که تو چه خدمتی به این مرز و بوم کردی. ولی چرا دولتمردان قدر تو را نمی دانند؟ 


عکسی از بیمارستان شرکت نفت مسجدسلیمان در منطقه کلگه و یا او پی دی O P D


عکس منطقه ای به نام "مین آفیس" در مسجدسلیمان


این عکس گاراژ شرکت نفت است در منطقه "افرمبی" F.R.and B.

با تشکر از کیارش عزیز که دو عکس را در اختیار وبلاگ از هردری سخنی گذاشت

هم میهنان، هم شهریان مسجدسلیمانی و خوزستانی!
در تاریخ ۵ خرداد۱۳۸۷ خورشیدی برابر ۲۶ مای ۲۰۰۸  میلادی اولین چاه نفت ایران و خاورمیانه که در مسجدسلیمان احداث شده بود صد ساله می شود. یک قرن تاریخ نفت در ایران.  به همین مناسبت تصمیم دارم برنامه ای به منظور تقدیر از این شهر و تاریخ نفت با حضور چند صاحب نظر به همراه نمایش اسلاید و فیلم در شهر کلن برگزار کنم. از کسانی که مایل هستند در این برنامه شرکت فعال داشته باشند و یا  مطلبی در این رابطه، عکس و فیلمی دارند یا اینکه خاطره ای از پدران خود در این دوران از مسجدسلیمان دارند، خواهش و تقاضا می کنم که از طریق ایمیل با من تماس بگیرند.
با احترام
اختر قاسمی ـ کلن

+ نوشته شده در  دوشنبه پانزدهم بهمن 1386ساعت 1:30  توسط اختر قاسمی  مطلب را به بالاترین بفرستید: Balatarin


" نگی " مجری زیبای نیومکس تی وی که از طرف مدیران
تلویزیون لقب "چهره نیومکس" گرفته.

امروز افتتاحیه نیومکس تی وی در کلن بود و از فردا یعنی اول فوریه ۲۰۰۸ به روی ماهواره خواهد رفت. چند روز پیش برای تهیه گزارش و مصاحبه به محل تلویزیون رفتم تا اطلاعات دقیقی را برای هم میهنان جمع آوری کنم. مصاحبه ای با آقای خشایار غیاثی یکی از مدیران و مجریان تلویزیون داشتم که دو روز پیش از رادیو زمانه پخش شد. گزارشی هم از دیدار تلویزیون در وبلاگ زمانه هم اکنون قابل دسترسی ست به همراه عکس از مجری و مدیران تی وی که به عنوان عکس روز در سایت رادیو زمانه چاپ شده.


مدیران تلویزیون نیومکس از راست: وحید امینی، خشایار غیاثی
و شاهین رحیمی  در کنار پرچم نیومکس تی وی


اطلاعات و پذیرش نیومکس تی وی

برای کسانی که احتمالا در ایران دسترسی به سایت زمانه ندارند کپی گزارش  را در وبلاگم می گذارم.

دیداری از نیومکس تی وی (وبلاگ رادیو زمانه)

اختر قاسمی

akhtar.ghasemi@gmail.com

چندی پیش با خبر شدم که یک شبکه تلویزیون ایرانی در کلن آغاز به کار می کند. خبری که بی شک می تواند باعث خوشحالی همه ایرانیان شود.

ضرورت یک شبکه تلویزیونی مردمی و خوب در خارج از کشور برای ایرانیان همیشه حس می شد. اما اینکه این تلویزیون پاسخگوی نیازهای جامعه ایرانی درون و بیرون باشد نیاز به کارکرد تلویزیون و زمان است. سالیانی ست ایرانیان تشنه ی تلویزیونی هستند که ضمن اینکه برنامه های تفریحی و سرگرم کننده سالم و مفیدی را پخش کند حاوی اخبار و گزارشهای بی طرف و موثق هم باشد. من هم با چنین امیدی و با آرزوی اینکه چنین تلویزیونی را در آینده خواهیم داشت به دنبال آدرس و سایت آنها در اینترنت گشتم. بعد از تلاشی یکی دو روزه تلفنی از آنها بدست آوردم.

در تماسی تلفنی با یکی از مدیران تلویزیون تقاضای وقتی برای مصاحبه کردم. آقای خشایار غیاثی یکی ازچهار مدیر تلویزیون با استقبال گرم از این تقاضا وقتی برای مصاحبه به من داد. به محل تلویزیون که در منطقه ای خارج از شهر کلن به نام "هورت" بود رفتم. من از خیایان بغل ساختمان وارد شدم و چون آرم تلویزیون را ندیدم از یک آلمانی که از شرکت همسایه بیرون می آمد پرسیدم: ببخشید مگر این پلاک یک تا سه نیست؟ مرد میانسال خوش برخورد آلمانی فورا با خنده و خوش رویی جواب داد: "شما نیومکس را می خواهید؟ همین ساختمان بغل است." او خیلی خوشحال بود که تلویزیون ایرانی در همسایگی شان است. من اینرا به فال نیک گرفتم و برای "نیومکس" خوشحال شدم.

منطقه یا شهرک هورت یکی از دو محل بزرگ رسانه ای کلن است که بخش چشمگیری از تلویزیون ها و شرکت های تولید فیلم در آنجا دفتر و استودیو دارند. خانم جوان و زیبارویی به نام "نگی" در محل اطلاعات و پذیرش تلویزیون از من استقبال کرد. مدیران تلویزیون به او لقب "چهره نیومکس" داده اند. نگی یکی از مجریان و برنامه سازان تلویزیون خواهد بود.

نگاه اولیه من به ساختمان تلویزیون و تیم آن نوید کار متفاوتی را می داد. نویدی که خشایار غیاثی (یکی از مدیران) در مصاحبه بر آن تاکید داشت. ساختمان نسبتا بزرگ و زیبایی با استودیوی بزرگ به همراه جایگاه مخصوص تماشاگران، سالن کنفرانس، بخش پذیرش و اطلاعات و اتاق های متعدد کارکنان همه نشان از یک کار حرفه ای بود. در مقابل درب ورودی و در کنار مرکز پذیرش و اطلاعات، پله های چوبی ـ فلزی قرار داشتند که به طبقه اول هدایت می شدند. طبقه ای که کارکنان در دفاتر متفاوت در آینده نزدیک در آنجا مشغول بکار خواهند شد. اطاق های بزرگ که در هر کدام دو یا چند کامیپوتر مکنتاش دیده می شد. دو جوان ایرانی در آنجا مشغول کار بودند. یکی از آنها از هلند بود و متوجه شدم که کارکنان از کشورهای دیگر اروپایی هم هستند.

آقای غیاثی با مهمان نوازی خاص ایرانی محل های مختلف تلویزیون را به من نشان داد. تعدادی کارگر در استودیو مشغول به کارهای نهایی تهیه صحنه های متفاوت برای برنامه ها بودند. قبل از اینکه به محل تلویزیون بروم فکر می کردم همانند بسیاری از تلویزیون های ایرانی احتمالا یک اتاق و یک دوربین را به عنوان دفتر و استودیوی تلویزیون خواهم دید. ولی ساختمان و محیط تلویزیون نیومکس مرا به یاد استودیوهای حرفه ای تلویزیون های "آر تی ال" و "زات آینز" در کلن انداخت که چندین سال پیش یک سالی در آنجا کار کرده بودم.

دیدار از محل تلویزیون و صحبت های آقای غیاثی که از پخش برنامه های متعدد زنده با حضور تماشاگر، برنامه های تاک شو، مسابقات و برنامه های سرم گرم کننده، برنامه های ادبی و برنامه صبح بخیر ایران مستقیم از لندن صحبت می کرد، همه به من نوید یک کار جدی و متفاوت می داد.

سه جوان ایرانی (شاهین رحیمی، وحید امینی و خشایار غیاثی) به همراه شریک آلمانی شان "یورگ فرشیلد" با معیارهای حرفه ای موجود در جامعه اروپا اقدام به راه اندازی تلویزیون کرده اند. ما در "تیزر" ده دقیقه ای آنها شاهد نمایش کوتاه از برنامه های متفاوت در یک مونتاژ بسیار حرفه ای هستیم. ولی سوال این بود که چرا این" تیزر" را فقط به انگلیسی نمایش می دهند؟ من در صحبتی که با آقایان غیاثی و امنینی داشتم، پاسخ دادند: "به دلیل اینکه اسپانسرها عمدتا در دبی هستند، آنها خواسته اند تا در نمایش اولیه، تیزر به انگلیسی باشد. اما گفتند که: "هم اکنون در پخش آزمایشی تلویزیون به زبان فارسی هم برنامه پخش می کنیم و تارنمای ما هم به زودی دارای بخش فارسی خواهد شد."

بعد از گرفتن چند عکس به اتفاق آقای غیاثی به اتاق کنفرانس برای مصاحبه رفتیم. خشایار غیاثی از برنامه های تلویزیون و چگونگی کار آن سخن گفت که بزودی در رادیو زمانه خواهید شنید. محل تلویزیون را با آرزوی موفقیت برای تیم نوپای نیومکس ترک کردم. به امید اینکه "متفاوت بودن" را در برنامه های پربار و متنوع و سرگرم کننده شان برای مخاطبان خود عرضه کنند. نیومکس تی وی پنجشنبه شب (31 ژانویه) ضیافت آغاز به کار خود را در کلن با حضور مهمانان فراوان برگزار خواهد کرد.

+ نوشته شده در  جمعه دوازدهم بهمن 1386ساعت 1:25  توسط اختر قاسمی  مطلب را به بالاترین بفرستید: Balatarin

   

 دوستان و هم میهنان عزیز ساکن کلن و آلمان 

 بیش از سه دهه از حضور گسترده ایرانیان در کلن و آلمان می گذرد. ضرورت رساندن اخبار فرهنگی، هنری  و اجتماعی ایرانیان به یکدیگر بیش از پیش حس می شود. به همین منظوربا حمایت رادیو زمانه  برای  شکل گیری یک رادیو هفتگی محلی  گام هایی برداشتم  تا بتوانم  که صدای ایرانیان کلن را به یکدیگر برسانم. " رادیو ایما"  با نیم ساعت کار در هفته آغاز به کار می کند با این هدف که برنامه اش را گسترش بدهد تا در آینده  ایرانیان آلمان را پوشش دهد. رادیو " ایما" یک رادیو سیاسی نیست و صرفا یک رادیو خبریست، رادیو صدای ایرانیان برای آگاهی از یکدیگر است. مسلما برای تداوم چنین حرکتی به یک نیروی جمعی و تیم نیاز است به همین دلیل از کسانی که علاقه مند به همکاری و همیاری با این رادیو هستند تقاضا می کنم که  با ایمیل ها و تلفن داده شده در زیر تماس بگیرند، تا با آنها تماس گرفته شود.

با تشکر

اختر قاسمی ـ کلن

radioima@gmail.com

akhtar.ghasemi@gmail.com

TELEFON: 0163- 593 123 7   

 

+ نوشته شده در  پنجشنبه چهارم بهمن 1386ساعت 2:35  توسط اختر قاسمی  مطلب را به بالاترین بفرستید: Balatarin

لینک زیر مصاحبه جدید من با بانوی بزرگوار موسیقی محلی ایران خانم سیمابینا است که به مناسبت حضورش در فستیوال موسیقی اسکاندیناوی انجام شد و دیروز ( دوشنبه ) از رادیو زمانه پخش شد.

سیما بینا: لالایی ها اولین موسیقی است

امیدوارم که مورد توجه قرار بگیرد. بی صبرانه منتظر نظرات شما هستم.
اختر


+ نوشته شده در  چهارشنبه سوم بهمن 1386ساعت 1:35  توسط اختر قاسمی  مطلب را به بالاترین بفرستید: Balatarin