
تصاویر غیر قابل تحمل کشتار فلسطینیان نوار غزه بخصوص کودکان و زنان بیگناه در جنگ نابرابر با اسرایئل نگرانی و تنفر مرد م جهان را برانگیخته در حالیکه دولت های مدعی دمکراسی و حامیان حقوق بشر سکوت کردند. واقعا چرا باید مردم بیگناه فلسطین این طور کشته شوند؟ برای چه وچی؟ چه کسی یا کسانی مسئول این کشتار و قتل عام هستند؟ چرا اروپاییان سکوت کردند و یا اگر هم حرکتی می کنند خیلی آرام و با حوصله! چه منافع ای در این جنگ نابرابر دارند؟ آیا آلمان ها با توجه به روابط خیلی خوبی که با اسراییل دارند نمی توانند مداخله کنند تا این کشتار هرچه زودتر خاتمه یابد؟ آلمان ها از بعد جنگ جهانی دوم گویی احساس می کنند تا آخر عمر باید هر کاری که اسراییلی ها کردند یا حمایت کنند و یا سکوت! چون وحشت دارند که دوباره به آنها لقب راسیست و ضد یهود داده شود؟ آلمان ها حتی انعکاس این جنگ زشت و نابرابرو وحشتناک را آنچنان که باید در رادیو تلویزیون گزارش نمی دهند.

اتحادیه روزنامه نگاران آلمان دراطلاعیه های اخیر خود از سانسور اخبارجنگ، خطر تهدید آزادی بیان و مطبوعات و خطر لطمه خوردن دمکراسی در آلمان را بارها تذکر داد. حتی در کانال دولتی یک آلمان که قرار بود روز یکشنبه گذشته یک میزگرد بحث و گفتگو درباره جنگ غزه برگزار شود بدون هیچ دلیلی برنامه لغو شد. طبق منابع گفته شده سفارت اسرایئل از پخش این برنامه جلوگیری کرد و به طور خیلی ناگهانی یک روز قبل از برنامه بدون هیچ توضیحی در وبسایت رسمی خانم "آنه ویل" ( مجری برنامه) به جای این برنامه، برنامه جدیدی که موضوع آن موضوع روز نبوده و نیاز به زمان خاصی نداشته جایگزین شد. برنامه ای در مورد "خودکشی و منع خودکشی از دیدگاه دین!"
دیروز از طریق تلویزیون الجزیره دیدم که دهها موشک به نوار غزه که وسعتی تقریبا چهل در چهار کیلومتر دارد شلیک شد و دهها کشته دا د به کانال های آلمانی مراجعه کردم و منتظر خبرماندم با کمال تعجب دیدم که این خبر یا دومین سومین خبر است یا اینکه خیلی خبر کوتاهی ست. در حالیکه امروز برای نشستن اضطراری هواپیمای امریکایی بر روی آب حتی خبر ویژه و برنامه ویژه داشتند! ( در این حادثه خوشبختانه کسی هم کشته نشد) چه نامی میشود به اینگونه برخوردها داد؟ آیا این جنگ مبارزه با یک سازمان تروریستی ست یا جنگ با مردم بینگناه و بی دفاع است؟
امروز هم گفته شده که اسرایئل به هفتاد نقطه این سرزمین کوچک ، موشک پرتاب کرده و حتی یک بیمارستان، مقرکمک رسانی سازمان ملل و مقر روزنامه نگاران هم مورد اصابت قرار گرفته! چطور ممکن است هدف فقط مقر حماس باشد ولی در عرض دو روز به صد و سی نقطه شهر بمب پرتاب کنند و نگران مردم بی دفاع و بی گناه نباشند؟ تلویزیون ایورو نیوز در خبرهای خود از حملات اسراییل به گروه حماس خبر می دهد و خبر را طوری می دهد که گویی اسراییل هدف راکت های خود را فقط به سمت حماس گرفته و فلسطینیان بی گناه در مسیر موشک ها قرار می گیرند و به خواست خود کشته می شوند! آیا تصاویر و کلمات مفهوم واقعی خودشان را از دست داده اند که بیست روز دنیا شاهد قتل عام مردم بیگناه فلسطین است ولی اقدامی جدی نمی کنند؟ مگراین سرزمین کوچک با جمعیت یکی دو میلیونی خود برای جهان چه زیانی دارد که گویی همه به انتظار خبر پاک سازی این سرزمین از فلسطینان هستند؟ چرا کشورهای صاحب قدرت برای میانجی گری جدی تر مداخله نمی کنند؟چرا همه چشم را به مسئله غزه بسته اند؟ خیلی دردناک است! سوالی که برای من پیش آمد این بود که آیا اگر این حملات را یک کشور عربی به اسراییل می کرد آیا مسئله به همین شکل می بود و همین سکوت حاکم می بود؟
دو سه روز پیش ایمیلی از پروفسور محسن مسرت دریافت کردم با تیتر" دست سفارت اسرائیل از آستین تلویزیون کانال یک آلمان آ ر د ـ (برنامه میزگرد آنه ویل )ـ بیرون آمد." در این ایمیل آقای پروفسور مسرت از لغو برنامه بحث و گفتگو در مورد جنگ غزه در برنامه خانم "آنه ویل" نوشته بود؛ که توسط مدیر برنامه صورت گرفته بود. . خانم " آنه ویل" یکی از ژورنالیست های خوب آلمان و گردانده میزگردهای سیاسی ـ اقتصادی ـ اجتماعی کانال تلویزیونی آ ر د است که تماشاگران زیادی هم دارد. او در این برنامه از وزیر سابق امور خارجه آلمان ـ یوشکا فیشر ـ آوی پریمور ( سفیر سابق اسراییل در آلمان) که درآلمان به عنوان یک صاحب نظر مسائل مربوط اسراییل و خاور میانه آشناست. خانم سمیه فرهات ناصر( پروفسور دانشگاه در فلسطین و فعال صلح) ـ آقای روپرت نودک ( دکترای فلسفه ، ژورنالیست معروف و مدیر سابق رادیو دویچلند فونک و یکی از فعالین کمک به پناهندگان جنگ ویتنام) ـ دانیل بارنبوین ( پیانیست و رهبرارکستر که دارای ملیت های فلسطینی ـ اسراییلی ـ آرژانتینی و اسپانیایی ) دعوت کرده بود تا در مورد مسئله جنگ غزه بحث و گفتگو کنند. اما با وجود اینکه برخی از این مهمانان از کشور های خود و یا کشور دیگری که ساکن بودند به خاطر این برنامه به آلمان سفر کرده بودند ولی این میزگرد بدون ارائه دلیل لغو شد. آقای مسرت در ایمیل بعدی که به شکل یک نامه سرگشاده به مسئولین تلویزیون دولتی آلمان و خانم آنه ویل نوشته بود و بسیاری از شخصیت ها و افراد از آلمان و دیگر کشورها هم آن را امضا کرده بودند خواهان توضیحات مسئولین تلویزیون آلمان در مورد لغو برنامه ش و همچنین برگزاری برنامه در هفته آینده شده بود. خانم آنه ویل در توضیح کوتاهی لغو برنامه را عدم تازه و به روز بودن موضوع دانست! مسئول برنامه هم در تماسی با نویسنده نامه دلیل لغو برنامه را مسائل دیگر و نه مسائل سیاسی دانسته و گفت ما اجازه نمی دهیم که دیگران برای ما تصمیم بگیرند که برنامه ای را برگزار یا لغو کنیم! نفود اسراییلی های طرفدار رژیم فعلی اسرایئل در مطبوعات آلمان خیلی چشمگیر و باورنکردنی ست. و حتی در میزد گردها ی مختلفی که گاهی در مورد مسائل خاورمیانه در کانال های مختلف آلمان برگزار می شود هیچوقت از کارشناسان ایرانی که مخالف سیاست اسراییل هستند دعوت نمی کنند. حال این سوال مطرح می شود که واقعا مسئله جنگ غزه از مسئله خودکشی که یک مسئله همیشگی و بدون تاریخ مصرف است مهمتر بوده؟
هم اکنون وزیر امور خارجه آلمان سفری به خاورمیانه کرده تا درمورد جنگ غزه با مصر و اسراییل و فتح مذاکره کند. عده ای از شخصیت های برجسته علمی ـ سیاسی ـ هنری آلمان به همراه اوولین اشت گالنسکی دختر هاینس گالینسکی بنیان گذار مرکز یهودیان آلمان بعد از جنگ جهانی دوم (که از منتقدین برجسته سیاست اسرییل در آلمان است) و پروفسور مسرت در نامه ای سرگشاده به وزیر امور خارجه آلمان خواهان دخالت آلمان در پایان دادن هرچه زودتر این جنگ شدند. و آنها متذکر شدند که وزیر امور خارجه آلمان به عنوان واسط باید با حماس که یک طرف این جنگ است مذاکره کند گرچه اسراییل خواهان مذاکره با حماس نیست. آنها به این مسئله تاکید کردند که بدون مذاکره و توافق با حماس این منطقه به آرامش نخواهد رسید.
شاید گوش کردن به ترانه این خواننده انسان دوست امریکایی میشایئل هرت در مورد غزه کمی آرامش بخشد:
ترانه خواننده امریکایی در مورد غزه
وبسایت میشاییل هرت خواننده امریکایی
با آرزوی صلح و دوستی در جهان و نبود هرگونه جنگ و خون ریزی
اختر ـ کلن

دوستان عزیز درود برشما
برخی از نهادی فرهنگی اجتماعی سیاسی ایرانی
بلژیکی فرانسوی و...به همراه عده ای از هنرمندان و نویسندگان و فعالین
حقوق بشر فعالین فرهنگی و اجتماعی و سیاسی نامه ای را به چندین زبان برای اعتراض به بستن دفتر کانون وکلا و یورش به دفتر خانم شیرین
عبادی نوشتند و برای امضا در سایتی مخصوص جمع آوری امضا قرار دادند
لطفا با امضای خود از حقوق این حقوق دانان که
نقش عظیمی در دفاع از حقوق بشر در ایران دارند، دفاع کنیم
از همه دوستان بخصوص دوستان رسانه ای خواهش می کنم که در پخش این خبر برای جمع آوری امضا همکاری کنند
اختر
با درود به تمام آزادگان جهان،این روزها به تلاشگران دادگر ایرانی به ویژه به خانم شیرین عبادی یورش برده میشود و آنان هیچ آسایش و آرامش و زندگی آسودهای ندارند.با نوشتن نام خود در دادنامهای که پیوند آن در پائین آمده است، از پیشتازان آزادی در ایران پشتیبانی کنید.خواهشمندیم این نامه را برای دیگر دوستان، آشنایان و نزدیکان خود نیز بفرستید.با سپاس پیشاپیشانور میر ستاریاز سوی پایه گذران این دادنامه

طبیعت زیبای مسجدسلیمان
هر کسی که تاریخ مسجدسلیمان این شهر کوهستانی ـ صنعتی را بدونه خیلی خوب متوجه میشه که تیتری را که برای این مطلب انتخاب کردم: "مسجدسلیمان شهری که با نفت بدنیا آمد و با گاز از دنیا می رود.."بی دلیل نیست. مشکل نشت گاز یکی از مشکلاتی ست که بعد از استخراج نفت در مسجدسلیمان برای ساکنین این شهر به یکی از مشکلات حیاتی تبدیل شده و تا حال هم قربانیان زیادی داده و هر روز خبر قربانی جدیدی را می شنویم.

یکی دو روز پیش مطلبی در باره مسجدسلیمان در سایت تابناک ایران خوندم که واقعا نگرانی مرا نسبت به ساکنین شهر و عصبانیت ام را به نسبت به بی توجهی مسئولین صد برابر کرد. جدن مسئولین مملکت ما تاکی می خواهند با بی توجهی به نشت گاز در این شهر باعث کشته شدن مردم بی گناه شوند؟ آیا سزای این مردمی که پدران و پدربزرگ هاشون کارگرانی بودند که اولین چاه های نفت ایران و خاورمیانه را حفر کردند و ثروت و تمدن نوین را برای میهنشان به ارمغان آوردند اینست؟ آیا سزای پاسداران طلای سیاه ایران اینست؟ واقعا دردناک است و همین طور که نویسنده مقاله سایت تابناک نوشته: "... نزديك به يك قرن از كشف و استخراج ذخاير نفت و گاز در آن ميگذرد، در حالي نگهبان و امانتدار صدها ميليارد دلار از سرمايههاي كشور طي قرنها و سالهاي متمادي بودهاند و در نهايت به ملت ايران تقديم نمودهاند، كه خود از بديهيترين حقوق زندگي ايمن محروم بوده و كوچكترين گامي براي حفظ و صيانت اين امانتداران طلاي سياه برداشته نشده است.

بنا بر اين گزارش، نشت گازهاي سمي و جاري شدن نفت در كوچهها و خانههاي مردم مسجدسليمان، اين روزها به مانند طلوع و غروب خورشيد براي ساكنان اين شهر زرخيز عادي شده است و در نتيجه پيامدهاي ممارست دايم با ذخاير انرژي، شيوع بيماريهاي خطرناك خوني، پوستي، ريوي و سرطانها و مرگهاي ناگهاني و غيرطبيعي براي هموطنان ما در مسجدسليماني به ارمغان آورده شده است.
اين در حالي است كه در ماهها و روزهاي اخير، پديده نشت گاز سمي در ورودي شهر مسجدسليمان، تنفس طبيعي مردم را با مشكل روبهرو كرده و به دليل اينكه مسئولان و يا متصديان برداشتكننده انرژي، احساس تكليفي براي مردم بيگناه و مهربان مسجدسليمان ندارند، عدهاي از اهالي شهر خود به علتيابي و سد كردن محل نشت گازهاي سمي ميكنند كه در نتيجه آن، برادر يك شهيد در چند روز گذشته مسموم شده و سرانجام فوت ميكند و چندين نفر نيز به مسموميت شديد دچار ميشوند..." ادامه خبر...
کوههای نفت خیز مسجدسلیمان در زمان کشف نفت
مشکل نشت گاز از زمین یک مسئله است و مشکل لوله های پوسیده گاز که به خارج از مسجدسلیمان گاز را انتقال می دهند هم یک مسئله دیگر. گفته میشه که نشت گاز از زمین های مسجدسلیمان به خاطر مخازن نفتی نزدیک به سطح زمین بسیار خطرناک است بخصوص گاز هیدروژون سولفور که یکی از خطرناک ترین گازهاست و زمین های مسجدسلیمان جز نادرترین زمین های دنیاست که این گاز را دارند که از این هم برای کود های شیمیایی استفاده می کنند.
خیلی دردناکه که این شهر صد ساله که برای کشورمون هم نفت هم گاز هم آب و هم برق تولید می کرد و هنوز هم تولید می کند ولی خودش از همه اینها محرومه! در حالیکه یکی از بزرگترین سدهای ایران را در مسجدسلیمان داریم ولی مردم این شهر روزی دو ساعت آب دارند! در حالیکه اولین کارخانه برق در این شهر بود الان بیشتر وقت ها برق ندارند. در حالیکه ایران با فروش نفت و گاز ی که از این شهر و بقیه شهرهای خوزستان به یکی از کشورهای ثروتمند دنیا تبدیل شده ولی این شهر یکی از محرومترین شهرهای دنیاست.. واقعا نوشتن این جملات هم دردناکه ...

سد زیبای مسجدسلیمان
یادم می یاد در اوایل انقلاب که بی قانونی عجیبی همه جا حاکم بود ساکنین منازل غیر شرکتی که گاز نداشتند خود دست به اقدام زدند و از لوله های بزرگ گاز شهر که از شمال به جنوب و از شرق به غرب شهر دهها سال پیش کشیده شده بود و منازل شرکت نفت را تغذیه می کردند؛ گاز برای خونه های خود وصل کردند و طبیعتا بدون هیج گونه ایمنی و بدون استفاده از لوله های مخصوص گاز در واقع با لوله های آب و حتی بعضی ها با شیلنگ آب! مردم نیاز به سوخت و آب گرم و بخاری داشتند. و از آنجاییکه مسئولین اقدام نکردند خود اقدام به این کار خطرناک کردند. نتیجه اینکه هر روز خبر انفجار خونه ای را می شنیدیم و مرگ چندین نفر... هیچوقت همسایه ای را که با کل فرزندان و بستگان جنگ زده که از اهواز نزد آنها آمده بودند و همه در یک انفجار گاز یک شبه جان باختند یادم نمی رود...چقدر دردناک بود... و بعد اتفاقی را که در یک بعد از ظهر گرمای تابستان سال ۱۳۶۰ در منطقه نمره یک مسجدسلیمان منطقه ای که چاه شماره یک را به ایرانیان هدیه داد؛ رخ داد: بر اثر نشت گاز، فضای خونه ی همسایه دوستم پر از گاز شده بود و با فشار دادن دکمه کلید برق توسط یکی از اهالی خونه جرقه زده می شه و سقف خانه به هوا پرتاب می شه و انفجاری مهیب... من که خونه دوستم بودم و با هم در کارگاهی بر روی سقف خونه دوستم خیاطی می کردیم با صدای انفجار و لرزش زلزله مانند خونه ها به بیرون پریدیم و اهالی خونه همسایه را در حالیکه به بیرون توی حیاط پرت شده بودند به رنگ سفید گچ تکه و پاره دیدیم... این صحنه مثل تصویری واضح در ذهنم هک شده... همه اینها بر اثر بی توجهی مسئولین و نبود امکانات ایمنی ... از این نمونه ها زیاد هست...
گاز و نفتی که اول انقلاب به مردم قول داده شده بود به سرسفره ها آورده می شه تا به اون ها جون بده ظاهرا بیشتر قراره جون بگیره!

همان طور که قبلا گفتم عدم اقدام مسئولین برای لوله کشی گاز شهر مردم را واداشت تا خود اقدام کنند و همه لوله کشی غیر ایمنی کردند که منجر به کشته شدن صدها نفر تا به حال شده.
حال هم برای نشت گاز اونقدر مسئولان بی تفاوتی نشون دادند تا مردم خودشون اقدام می کنند که چون باز هم امکانات لازم و ایمنی را ندارند در نتیجه به یک خودکشی دست می زنند که مرگ همین جوون یک نمونه از دهها نمونه است. هر روز هزاران فوت مکعب گاز طبیعی در اطراف شهر مسجدسلیمان توسط لوله های بسیار قطور رو به آسمان خارج می شود که با شعله های آتش سوخته می شوند. این محل ها همیشه تفریحگاه های جوانان مسجدسلیمان بود که ما به اون ها آتیش ها می گفتیم. 
هر بار که از فامیل و دوستی که از ایران برمی گردند در باره مسجدسلیمان می پرسم از بوی تعفن گاز از ابتدای ورود به شهر می گویند. یکی از دوستانم که سالیانی مسجدسلیمان نرفته بود می گفت: "وقتی بعد از ۱۷ سال دوباره رفتم احساس کردم نفس کشیدن برایم سخت است و بوی وحشتناک گاز چنان اذیت می کرد که از ماسک استفاده کردم. و تمام مدت تعجب می کردم که این مردم چطور اینجا زندگی می کنند..." چند سا ل پیش هم از مادرم شنیدم که فرمانداری شهر دستور تخلیه شهر را داده! به علت نشت بیش از حد گاز و احتمال انفجار شهر ... ولی مگر مردم بدون داشتن خونه و محلی برای زندگی می تونند خونه های خودشون رو خالی کنند؟ مگر نه اینکه باید دولت ابتدا محلی برای آنها دست و پا کند؟ یا اینکه مگر نباید خونه های اونا رو خریداری کنه تا بتونند جای دیگه خونه ای بخرند؟ البته این طرح هم مثل خیلی طرح های دیگه فقط در حد صحبت موند و الان گویا تصمیم دارند با همین شکلی که هست کارهایی انجام بدند که باز هم فقط در حد حرف شنیده میشه. واقعا این مسئولین شهر و دولت چه طرحی برای جلوگیری از مرگ و میر مردم این شهر بخاطر نشت گاز دارند؟ آیا تا کی باید ما خبر مرگ هم شهریان را به خاطر بی توجهی مسئولین به این مسئله مهم بشنویم؟ آیا یکی از این مسئولین دولتی گوش شنوایی دارد که این حرف ها را بشنود؟!