تبليغاتX
از هر دری سخنی
وبلاگ اختر قاسمی گفته ها و ناگفته ها



دلم میخواد یه کم درد دل کنم. از برخورد بعضی هنرمندای عزیزمون (که کم هم نیستند) با مطبوعاتی ها و خبرنگاران بگم. خصوصا برخورد هنرمندان عزیز داخلی. گاهی مثل یه جذامی با آدم برخورد می کنند! یعنی احساس می کنی که ازت می ترسند.  خیلی دلم میخواد بدونم چرا اینطور برخورد می کنند؟ من منظورم در برخورد با خبرنگاراست. خبرنگارها  که نقش مهمی در مطرح کردن اون ها دارند.  جدن  اگر رسانه ها و مطبوعات نبودند یعنی اگر خبرنگاران نبودند چطور کار هنرمند یا هنرمندی  به مردم معرفی می شد؟


کنفرانس مطبوعاتی فیلم در باره الی برلین ـ از راست رعنا آزادی فر ـ اصغر فرهادی و مریلا زارعی

یکشنبه شب  آخرین بار فیلم در باره الی در چهارچوب فستیوال برلیناله به نمایش گذاشته شد. سالن سینما پر از جمعیت بود به طوریکه از هردو طرف سینما راهروها و پله ها مردم نشسته بودند. تا حال چنین صحنه ای را در سینماهای آلمان ندیده بودم. چون در اینجا بیش از حد به مسائل ایمنی و امنیت جانی مردم بخاطر احتمال حادثه مثل  آتش سوزی فکر می کنند و به همین دلیل هم همیشه راهروها و خروج اضطراری باید کاملا آزاد باشد به همین خیلی تعجب کردم که چطور اجازه دادند حتی بر روی پله ها هم تماشاچیان بنشینند. بعد از پایان فیلم  کارگردان فیلم اصغر فرهادی و دو بازیگر فیلم پیمان معادی و گلشیفته فرهانی را به همراه همسرش  دیدم. نزد اصغر فرهادی و گلشیفته رفتم.علت اینکه نمی خواستند با روزنامه نگاران ایرانی خارج از کشور مصاحبه کنند را پرسیدم. آقای فرهادی  گفت  من نام شما را یادم هست و فکر کردم که با شما مصاحبه کردم. به او گفتم که به من وقتی  برای مصاحبه داده نشد و همچنین گفتم که  برخوردهایی را که تا حال شده  و دیدم در گزارش های قبلی ام  نوشتم. بعد از کمی گفتگو به او گفتم که من فردا عازم کلن هستم و خوشحال میشم که وقتی برای مصاحبه به من بدهند.  آقای فرهادی  از بازیگر فیلمش  پیمان خواست که  شماره تلفن موبایلش را به من بدهد تا بتونم امروز زنگ بزنم و وقت مصاحبه بگیرم. صبح روز دوشنبه حوالی ساعت یازده به موبایل پیمان زنگ زدم بعد از معرفی ایشون گفت که آقای فرهادی فرودگاه هستند و عازم ایران! با کمال تعجب پرسیدم ولی ایشون خودشون به من گفتند که امروز زنگ بزنم شما هم که شاهد بودید؟ پیمان معادی گفت بله من شاهد بودم که به من گفتند شماره را بدم ولی نمی دونم در چه رابطه ای بود! پیمان بعد به من گفت  که لطفا یک ساعت دیگه زنگ بزنید تا من جواب قطعی را بدهم!


کنفرانس مطبوعاتی فیلم در باره الی ـ اصغر فرهادی ـ مریلا زارعی و پیمان معادی

بعد ازحدود یک ساعت زنگ زدم گفت  الان هنوز یک ساعت نشده و لطفا  سه ربع دیگر زنگ بزنید! ساعت دوازده و نیم می بایست ماشینی را که کرایه کرده بودم از شرکت کرایه اتوموبیل می گرفتم. ساعتی بعد زنگ زدم گفت  آقای فرهادی رفتند! گفتم پس اگر می دونست امروز ظهر پرواز داره چرا دیروز به من نگفت وقت نداره تا  من هم اینجا در برلین سرگردون نشم؟ گفت نمیدونم که آیا منظور شما را درست متوجه شد یا نه؟ بعد ادامه داد که خانم من نمیدونم واقعا  برای مصاحبه بوده و نمی تونم چیزی بگم ولی  شاید شما درست متوجه نشدید؟ گفتم آقا خود شما که حضور داشتید شماره  تلفن شما  که به درد من نمی خوره معلومه که  برای گرفتن وقت مصاحبه آقای فرهادی به شما گفت که شماره ات  رو به خانم قاسمی بده و خود شما هم گفتید خانم فردا من و آقای فرهادی  تمام وقت با هم هستیم زنگ بزنید من به آقای فرهادی خبر میدم!

پیمان معادی در جلوی کاخ برلیناله

 گفت بله یادم هست و ما تا یازده با هم بودیم بعد رفت فرودگاه! حالا من نمیدونم اگر واقعا پیمان می دونست که رفته فرودگاه چرا وقتی بار اول ساعت یازده زنگ زدم  به من گفت که یک ساعت دیگه زنگ بزنم؟ چرا وقتی حدود  پنجاه دقیقه بعد زنگ زدم باز گفت سه ربع دیگه زنگ بزنید؟ واقعا از این رفتارها خیلی متعجب شده بودم! مدام فکر می کردم که چرا رک و صریح جواب نمی دند؟  خوب اگه دوست ندارند مصاحبه کنند چرا از اول نمی گن؟ دقیقا به یاد فیلم خود آقای فرهادی افتادم که چظور همه به خاطر یک مسئله کوچیک به هم دروغ می گفتند و چه فاجعه ای را با دروغ های پی در پی ببار آوردند.

واقعا اینجا از خودم سوال می کنم کسی که هنرمند یک جامعه است و یک معضل اجتماع را در یک اجتماع کوچیک چند نفره  به این خوبی به تصویر می کشه و چنین فیلم موفقی را می سازه چطور خودش باید همین برخوردی را که نقد می کرد داشته باشه؟

 

 بعد از صحبت با آقای فرهادی سراغ گلشیفته رفتم. گلشیفته خیلی چهره  زیبای خاصی داره. معصوم و جذاب . مثل دفعه قبل بدون آرایش ولی هر بار زیباتر از گذشته!  از گلشیفته وقت مصاحبه خواستم او خیلی صادقانه گفت  من مصاحبه نمی کنم چون فیلم در شرایط خیلی حساسی ست و می ترسم که از حرفای من تعبیرهای دیگری بشه و بعد برای فیلم و ما درد سر درست بشه برای همین معذرت میخوام و مصاحبه نمی کنم. از جواب صادقانه گلشیفته خیلی خوشم اومد او نه مثل مریلا زارعی برخورد کرد و نه مثل آقای فرهادی! شاید حداقل پنج شش بار به مریلا زارعی زنگ زدم هر بار می گفت که با شما تماس می گیرم ولی تماس نگرفت. موضوع بر سر صراحت و صداقت است یا کسی خواهان مصاحبه هست یا نیست! سرگردان کردن اصلا کار درست و قشنگی نیست.   به هر حال ....متاسفانه به نوعی به این برخوردها از طرف هموطنان عزیز عادت کردیم...

 

نکته جالب برام اینه که هر کس فکر می کنه برای رفع این گونه مشکلات فرهنگی باید دیگری شروع کنه یعنی هیچکس فکر نمی کنه که از خودش باید شروع کنه. بعضی ها هم که میگن ای بابا این مشکلات را ما داریم و حالا  حالا حل نمیشه! معلومه وقتی که مدام ما به هم رحم نمی کنیم و همه با هم ناصادق رفتار می کنیم و دروغ می گیم هیچوقت درست نمیشه! من خیلی دلم میخواد آقای فرهادی جواب این سوال منو  بده که چرا به من صادقانه نگفت که نمیخواد مصاحبه کنه؟ یا چرا نگفت که وقت نداره؟ چرا نگفت که فردا صبحش پرواز داره؟  چرا باید من در برلین معطل بشم  و طی دو سه ساعت مدام زنگ بزنم و بعد آخر سر هم طوری برخورد کنند که اصلا به خودت شک کنی و بگی  نکنه من همه چیزا را اشتباه می شنوم!  چند روز بود که منتظر یه فرصت بودم که از فیلم زیبای در باره الی بنویسم ولی اینقدر از این برخورد ناراحت شدم که حس منو گرفت و  الان اصلا اون حس را ندارم که از فیلم بگم. به قول بهرام بیضایی فیلمساز بزرگ ما " شاید وقتی دیگر.."


عکس هنرمندان در کاخ برلیناله

 اختر ـ  کلن 

+ نوشته شده در  چهارشنبه سی ام بهمن 1387ساعت 13:52  توسط اختر قاسمی  | 

دیروز مطلبی کوتاه در باره پایان جشنواره برلین در وبلاگ نوشتم ولی امروز مطلبی کاملتر برای سایت گویا نیوز  نوشتم که کپی آن را برای کسانی که دسترسی به سایت گویا نیوز ندارند می گذارم.


جشنواره برلين با موفقيت ايرانيان به پايان رسيد، گزارش اختر قاسمی همراه باعکس

فستيوال برلين بعد از ده روز هيجان و تکاپو با موفقيت برای ايرانيان به اتمام رسيد.

اصغر فرهادی کارگردان فيلم "در باره الی" خرس نقره ای جشنواره برلين را به عنوان بهترين کارگردان از آن خود کرد. او به هنگام دريافت جايزه ضمن ابراز خوشحالی گفت من چون تصور چنين لحظه ای را نداشتم از قبل متنی برای صحبت آماده نکردم ولی اين خواست خدا بوده که به من کمک کرد و اين فيلم را ساختم!

امسال اولين سالی نيست که ايرانيان جوايزی از جشنواره بين المللی برلين دريافت می کنند سال گذشته نيز رضا ناجی جايزه بهترين بازيگر مرد پنجاه‌ و هشتمين دوره جشنواره فیلم برلین را به خاطر بازی در فیلم "آواز گنجشك‌ها"، ساخته مجيد مجيدی، به خود اختصاص داد. فرهادی در دو جشنواره بين المللی موازی در تهران و برلين جايزه بهترين کارگردان را از آن خود کرد.



چندين بار دوريين بازيگران فيلم اصغر فرهادی را نمايش داد ولی گلشيفته فراهانی را در ميان آن ها نديدم. ظاهرا او در قسمت ديگری نشسته بود. به چه دليل به همراه گروه نبود معلوم نيست. ولی گلشيفته در روزهای گذشته به همراه بقيه اعضای تيم ديده نشد و معمولا گروه، حتی مواقع ديدن فيلم بدون گلشيفته بود.

گفته می شود که بعد از اولين نشست مطبوعاتی فيلم اعضای ديگر گروه با او فاصله ای را حفظ می کردند. در مقابل سوال از بقيه اعضای گروه که گلشيفته کجاست؟ با پاسخ نمی دانم يا نمی دانيم روبرو می شديم. عدم رابطه دوستی در گروه کاملا مشخص و غير قابل انکار بود. حتی بعضی از روزنامه نگاران يا فيلم سازان غير ايرانی هم متوجه اين مسئله شده بودند و در اين مورد با ما صحبت می کردند. به عنوان نمونه يک زن ژورناليست پاکستانی از من پرسيد که گلشيفته کجاست و چرا گلشيفته با بقيه گروه نيست؟ و يا يک زن فيلم ساز آلمانی نيز شبيه به اين سوال را پرسيد.

چند تن از اعضای بنياد فارابی هم در اين جشنواره شرکت داشتند که رابطه خيلی غريبانه و با فاصله ای را يا روزنامه نگاران ايرانی خارج از کشور داشتند. شايد همين مسئله باعث شد که اعضای گروه فيلم "در باره الی" به ژورناليست های ايرانی خارج از کشور وقت مصاحبه ندهند، مگر روزنامه نگارانی که برای نشريات ايران کار می کردند. خود من برای انجام مصاحبه خيلی تلاش کردم ولی متاسفانه حتی صادقانه گفته نمی شد که ما با روزنامه نگاران ايرانی گفتگو نمی کنيم بلکه می گفتند خبرتان می کنيم، که البته برخورد خيلی غير دوستانه ای بود. از کانال های ديگر نيز شنيده می شد که گروه فيلم "در باره الی" گفته اند که با روزنامه نگاران ايرانی خارج از کشور مصاحبه نمی کنند.

به هر حال اين هم يکی از مشکلات ماست که خود آقای فرهادی در فيلم "در باره الی" به آن اشاره کرده که هيچ کس با ديگری صادق نيست و همه به هم دروغ می گويند... ايکاش هميشه يک سوزن به خود بزنيم و يک جوالدوز به ديگران و نه برعکس...

تنها خبرنگار ايرانی مقيم خارج که در ميان شرکت کنندگان مراسم اهدای جوايز ديده می شد، روزنامه نگار ساکن برلين مجيد روشن زاده بود. او از ابتدای جشنواره و بعد از اولين نمايش فيلم که يک روز بعد از جشنواره بود گفت: "از مجموعه بحث های درونی مسئولين فستيوال می توان به اين نتيجه رسيد که اين فيلم صاحب جايزه ای خواهد شد."

او از بحث های قبل از فستيوال که با برخی از مسئولين داشت صحبت کرد و می گفت که در گفتگوهايی که با مسئولين جشنواره، به ويژه مدير برليناله در پارلمان آلمان داشت، ضمن اين که آن ها سينمای ايران را خيلی دوست دارند معتقدند که سينمای ايران يکی از سينماهای موفق خاور ميانه است.

بعد از اهدای جوايز با مجيد روشن زاده گفتگوی کوتاهی در اين مورد داشتم و نظرش را پرسيدم. او معتقد بود که فيلم "در باره الی" سزاوار جوايز بيشتری بود. روشن زاده بخصوص نقش هنرپيشه ها و بازيگری هنرمندان فيلم را قابل ستايش می دانست.

مجری زيبای برنامه برای اهدای هر جايزه هيئت داوران آن بخش را به روی صحنه دعوت می کرد تا جايزه را اعلام کند.

ابتدا رفيع پيتز و ديگر اعضای هيئت داوران برای اعلام جايزه بهترين فيلم فيلمسازانی که با اولين فيلم شان در فستيوال شرکت داشتند؛ به روی صحنه دعوت شدند. سپس ديگر جوايز يکی بعد از ديگری اهدا شد.

امشب در واقع بعد از مراسم جايزه ها جشنواره به شکل رسمی به پايان رسيد ولی فردا هم چند فيلم در چارچوب فستيوال نمايش داده خواهد شد.

در ابتدای ورود به سالن اصلی برليناله يا همان برليناله پلاست، پرده سينمای بزرگی نصب شده که در اين چند روز علاقه مندان به سينما به صورت مستقيم هنرمندان محبوب خود را بعد از گذشتن از روی فرش قرمز به روی اين پرده بزرگ به هنگام گفتگو با خبرنگاران در نشست مطبوعاتی می ديدند. امشب با اين که هوا همچون چند روز گذشته خيلی سرد بود اما مشتاقان و علاقه مندان سينما بيرون از سالن برليناله مراسم اهدای جوايز را از روی پرده سينما به شکل زنده تماشا کردند.

بخشی از عکس هايی که در زير می بينيد از روی پرده ای که در فضای آزاد خارج از برليناله پلاست قرار داشت گرفته شده است.


اصغر فرهادی مريلا زارعی و رعنا آزادی‌فر در مراسم پايانی جشنواره


رفيع پيتز عضو هيئت داوران بخش اولين فيلم ها


تيلدا سوئينتن، بازيگر بريتانيايی و رئيس هيئت داوران بخش مسابقه به همراه ديتر گوسليک، مدير جشنواره


اصغر فرهادی


اصغر فرهادی برای دريافت جايزه به روی صحنه می رود


مريلا زارعی، بازيگر فيلم "در باره الی"


اصغر فرهادی به هنگام مصاحبه با شبکه تلويزيونی ZDF آلمان


رعنا آزادی‌فر، بازيگر فيلم "در باره الی"


مصاحبه شبکه تلويزيونی ZDF آلمان با اصغر فرهادی


جشن پايانی پنجاه و نهمين دوره جشنواره فيلم برلين

+ نوشته شده در  شنبه بیست و ششم بهمن 1387ساعت 23:56  توسط اختر قاسمی  | 


خیابانی که بین سینماهای مهم برلیناله قرار دارد

امروز هوای برلین بیش از حد سرد بود و مرتب برف ریز می بارید. به طوری که حتی برای دیدن فیلمی افغانی نتونستم به یه منطقه دیگه شهر برم. یک فیلم مستند در بخش پانورامای جشنواره در باره بچه های بی بضاعت برزیل دیدم که خیلی دگرگون شدم. فیلم گرچه خیلی صحنه هاش تکراری بود و شاید کارگردان می تونست به راحتی دو ساعت را به یک ساعت مستند تبدیل کند. ولی تا آخر فیلم تحمل کردم. اینقدر صحنه های دیدن بچه هایی که غذایی برای خوردن نداشتند درد آور بود که در حین فیلم شاید بیش از ٥٠ نفر از تماشاگران سالن را ترک کردند.


جمعیت در حال انتظار در سالن فریدریش اشتات پلاتز

دیروز اول فیلم نیلوفر را دیدم. این فیلم به کارگردانی زابینه ال جمیل، محصول مشترک تهران کريستال فيلم و خانه بيروت است. فیلم داستان دختر سیزده ساله ی عراقی ست که درگیر فرهنگ قومی و مذهبی ست.  اين فيلم با بازيگری فاطمه معتمدآريا، شهاب حسينی،هنگامه قاضيانی و ....است. بعد از فیلم هنرمند نوجوان و کارگردان و تهیه کننده به پرسش و پاسخ های تماشاگران پاسخ دادند. عکس های مربوط به این برنامه را به همراه چند عکس دیگر از از کارگردان فیلم «نامه هایی به پرزیدنت» به زودی در گزارشی دیگر در سایت گویا نیوز خواهید دید.

دیشب با دو تا از دوستای خوبم به دیدن یک فیلم رمانتیک و عشقی از میشایل فایفر رفتیم. اتفاقی افتاد که در واقع تا حال در آلمان تجربه نکرده بودم. فیلم بعد از نیم ساعت خراب شد! مسئولین سینما ابتدا همه را به صبر و تحمل تا رفع کردن مسئله شدند ولی بعد از حدود بیست دقیقه اعلام کردند که متاسفانه مشکل هنوز برطرف نشده و کسانی که مایل باشند می تونند بلیط هاشون را پس بدند! اولین باری بود که در طی این مدت بیست و چند سال در آلمان تجربه کردم اون هم در یک فستیوال بین المللی و یکی از مهمترین فستیوال های دنیا!


عکسی از خراب شدن فیلم راشه با شرکت میشاپیل فایفر که دیشب جمعیت چند صد نفره را به خانه فرستاد


برخی از تماشاگران بعد از نقص فنی فیلم در مدت انتظار به خواب رفتند

به هر حال من سریع دوربینم را روشن کردم و هم از تداخل رنگ و تصویر که قبلا از قطع فیلم بود عکس گرفتم و هم از بعضی تماشاگران که در حال انتظار خواب رفته بودند.
مصاحبه ای هم با کارگردان فیلم نامه به احمدی نژاد داشتم که به زودی آماده اش می کنم.


این هم کپی مطلبی که دیروز  در سایت گویا نیوز چاپ شد:

حاشيه های برليناله (همراه با عکس)، گزارش اختر قاسمی

برليناله
در ششمين روز جشنواره فيلم برلين اختر قاسمی، روزنامه نگار و عکاس؛ مشاهدات خود را از حاشيه های اين جشنواره نوشته است. او از حال و هوای جشنواره، کافه شاپ ها و محل گردهمايی خبرنگاران نوشته و با دوربين خود لحظاتی از اين فضا را ثبت کرده است

تبليات خبرنامه گوي


امروز ششمين روز برليناله است و من در برلين به سر می برم. اين روزها برلين حال و هوای ديگری دارد.

از هر گوشه ی جهان هنرمندان، دست اندرکاران و علاقه مندان فيلم در برلين حضور دارند. در طی اين چند روز بارها پيش آمد که از کسی سوالی در مورد آدرس يا فيلمی داشته باشم و بعد متوجه شدم که آلمانی نيست. به جرأت می توانم بگويم که از هر پنج شش نفر شايد يک نفر آن ها آلمانی بود. از آمريکای جنوبی تا آفريقا و آسيا. اروپا هم که خود ميزبان است.

امروز هوای سردی ست و حتی بارش برف هم نتوانسته مردم را خانه نشين کند. حتی يکشنبه برلين در ميدان بزرگ پتسدامر پلتز و بخصوص مارلين ديترش پلتز همانند يک روز شلوغ کاری پر از جمعيت بود. اما اين بار جمعيتی، متفاوت، جمعيتی با رنگ های مختلف.

برای من حضور در برلين و گزارش از حضور هنرمندان ايرانی در برليناله و فيلم های ايرانی کاری بسيار جذاب و خوشايند است. روزنامه نگاران بسياری هستند که با عشق و شوق و شور از هنرمندان ميهن شان می نويسند.

گرچه هميشه روزنامه نگاران در مطرح کردن و شناخت هنرمندان و آثارشان نقش اساسی دارند ولی گاهی روزنامه نگاران "سفارشی" هم نقش مخربی در کار يک هنرمند و يا هنرمند دارند به همين دليل هم اصغر فرهادی کارگردان فيلم "در باره الی" و گلشيفته فراهانی، بازيگر نقش اول فيلم در کنفرانس مطبوعاتی در برليناله علت سر و صدای فيلم را برخورد بد برخی مطبوعات دانستند و معتقد بودند که فيلم هيچ مسئله ای نداشته و اين مطبوعات بودند که مسئله ساختند. در حالی که گفته می شود فيلم به دلايل مختلف از جمله حضور گلشيفته در يک فيلم هاليوودی و حضور بدون روسری او در مقابل دوربين تلويزيون های جهان خشم برخی از مسئولين را برانگيخت. با وجودی که در قوانين جمهوری اسلامی هيچ جايی نوشته نشده حضور در يک فيلم هاليوودی جرم است با اين حال برای فيلم مشکلاتی ايجاد کردند. کارگردان فيلم همان روز در کنفرانس مطبوعاتی گفت "خوشبختانه امشب فيلم من بعد از نمايش در برلين در يک سينما در جشنواره فجر به نمايش گذاشته خواهد شد."

فيلم "در باره الی" گر چه دير وقت در تهران به نمايش گذاشته شد ولی با استقبال بسياری مواجه گرديد. گفته می شود که ديشب بدون دليل، هم از نمايش فيلم در سينماهای تهران جلوگيری شد و هم علی رغم فشارها به هيئت داوران جشنواره فيلم فجر نامزد دريافت ۱۰ سيمرغ بلورين شده بود که تنها به کارگردان فيلم و صدا بردار آن جايزه تعلق گرفت.

اين فشار را هم به نوعی می شود حتی اين جا در برلين به گروه فيلم "در باره الی" مشاهده کرد. کما اين که وقت گرفتن روزنامه نگاران برای مصاحبه کمی سخت است و از بودن گلشيفته در جشنواره هم خبر موثقی به دست نمی رسد.

شلوغی جشنواره و تراکم بيش از حد خبرنگاران باعث شده که گاهی قرارهايی که برای مصاحبه با هنرمندان داده می شود لغو شوند. قراری که به دوست من برای مصاحبه با آقای فرهادی داده بودند، گفته می شود که به دليل تراکم وقت لغو شد.

به خبرنگاران مختلف نگاه می کنم که همه بعد از ديدن هر فيلم و شرکت در هر کنفرانس مطبوعاتی به سرعت سراغ لپ تاپ و يا اتاق خبرنگاران می روند تا خبر را مخابره کنند. با چند خبرنگار صحبت کردم و خواستم نظر آن ها را هم در مورد مخابره خبر و نوع خبر و کلا فستيوال بدانم.

خبرنگار جوانی از اسپانيا می گفت من برای اين که فيلم های اسپانيايی را ببينم برخی فيلم های خوب را از دست دادم. خانم خبرنگاری از مکزيک می گفت من برای ديدن يک فيلم ١٨ دقيقه ای مکزيکی، فيلمی را که در بخش مسابقه بود از دست دادم. از خبرنگار ايتاليايی در مورد عدم حضور فيلم های ايتاليايی، سينمای پيش کسوت ايتاليا و دلتنگی ما برای سينمای ايتاليا در اين جشنواره می پرسم. می گويد ايتاليا امسال با کشورهای ديگر محصول مشترک دارد و به تنهايی حضور ندارد. او علت را نمی داند و خيلی آرام به کارش ادامه می دهد و می گويد بايد زودتر خبر بفرستم.

همه در يک نکته مشترک بودند‍: "عمدتا در باره سينمای کشور خودشان بنويسند."

يک نکته خيلی جالب که توجه مرا جلب کرد حضور روزنامه نگاران ايرانی و به ويژه زنان روزنامه نگار ايرانی در اين فستيوال است. در اتاق خبرنگاران که بيش از ٥٠ کاميپوتر وجود دارد و عده ای هم با لپ تاپ های شخصی مشغول کار هستند، گاهی ٤ يا ٥ زن روزنامه نگار ايرانی و مجموعا ٨ يا ٩ روزنامه نگار ايرانی حضور دارند که رقم قابل ملاحظه ای در برابر کل خبرنگاران است.

در کافه شاپ های اطراف برليناله ساعتی صندلی خالی نمی بينيم حتی با وجود اين که سيگار کشيدن در کافه شاپ ها و رستوران ها در آلمان ممنوع شده ولی باز هم اين دليل بر عدم استقبال مردم از کافه شاپ ها نشده مخصوصا که هوای سرد فوريه امسال هم علاقه مندان به سينما را برای بحث و گفتگو در محيطی گرم بيشتر به کافه شاپ می کشاند.

راديو آينس ـ آر بی بی برلين هر شب از ساعت ده شب برنامه زنده ديدار و گفتگو با هنرمندان در برليناله دارد. اين برنامه زنده در کافه رستورانی که در طبقه هم کف سينما ايکس روبروی سالن اصلی برليناله وجود دارد، اجرا می شود و هم زمان هم فيلم آن بر روی وب سايت برليناله پخش می شود.

ديشب يکی از هنرپيشگان آلمانی به نام کريستينه پاول و کارگردان آلمانی اوولی شويپل و گروهش مهمان راديو آينس بودند. همه در حال گفتگو و تلاش هستند برخی چنان با سرعت به روی کیبرد لپ تاپ های کوچک شان می زنند که گويی اگر محکم تر بزنند خبر زودتر مخابره می شود. همانند مدير فستيوال هنر اروپا در ايتاليا که در کنار من محکم و به سرعت تايپ می کرد. فضای کافه مرا به کافه های داستان های فرانسوی می برد.

ديشب ساعت يازده و ربع برای ديدن يکی از فيلم های مسابقه که در باره زندگی روزمره و خصوصی يک زن بود به سينما فريدريش پلاتز رفتم. با وجود برف و سرمای عجيب مردم از يک ساعت قبل در خيابان زير برف و باران پشت درهای بسته منتظر ديدن فيلم مورد علاقه شان بودند.

از ايستگاه فريدريش اشتراسه گذشتم. ايستگاهی که در زمان دو آلمان شرقی و غربی مرز بين برلين شرقی و غربی بود. ايستگاهی که دهه شصت هجری ميزبان ايرانيان زيادی بود و بيش از ده ها هزار ايرانی از آن گذشتند تا به آلمان غربی رسيدند. کمتر ايرانی ای در آلمان هست که از اين ايستگاه خاطره نداشته باشد. برلين نه تنها در تاريخ آلمان نقش دارد بلکه به نوعی هم در تاريخ اجتماعی ايران سهيم بوده.

حول و حوش برليناله خبرهای زيادی ست که گاهی جذاب تر از خبرهای اصلی می شوند. بقيه گزارش را در فرصتی ديگر خواهم نوشت بايد به سينما بروم و فيلم "نيلوفر" که محصول مشترک تهران، کريستال فيلم و خانه بيروت است را ببينم. اين فيلم با بازيگری فاطمه معتمدآريا، شهاب حسينی و هنگامه قاضيانی و به کارگردانی زابينه ال جميل است.

اختر قاسمی ـ برلين

+ نوشته شده در  پنجشنبه بیست و چهارم بهمن 1387ساعت 21:4  توسط اختر قاسمی  | 

دیروز مصاحبه ای با رافی پیتز کارگردان موفق ایرانی که یکی از داواران جشنواره فیلم برلین است داشتم. بخشی از ان در سایت گویا نیوز چاپ شده. برای کسانی که به سایت گویا نیوز دسترسی ندارند اینجا کپی می کنم .

اختر

گفتگويی کوتاه با رفيع پيتز، فيلمساز ايرانی عضو هيئت داوران جشنواره برلين، اختر قاسمی

رفيع پيتز
"به ياد داشته باشيم که سينمای ما ٨ سال پيش خيلی موفق بود. اين دوران موفق ترين دوران سينمای ما بود. ما ابتدا فيلم های خودمان را می ساختيم و بعد فستيوال ها انتخاب می کردند ولی مدتی بعد ما شروع کرديم فيلم ها را به خاطر موقعيت جشنواره ها ساختن که اين کار اشتباه است"

جشنوازه فيلم برلين چهارمين روز خود را هم پشت سر گذاشت.

امسال سينمای ايران نه تنها با سه فيلم در جشنواره حضور دارد بلکه يکی از کارگردانان جوان آن به نام رفيع پيتز هم در هيئت دوران برای بهترين فيلم قضاوت می کند.

در اين مدت در برليناله که وقت برای ديدن فيلم و گزارش و مصاحبه کم است من گوشه ای از مصاحبه او را آماده چاپ کردم تا در فرصتی ديگر کل مصاحبه را آماده کنم.

***

رفيع پيتز کارگردان فيلم های «فصل پنجم»، «صنم» و «زمستان است» می باشد که با «زمستان است» نام خود را يک باره نه تنها در سينمای ايران که در سينمای جهان مطرح کرد. او هم اکنون مشغول ساختن فيلم جديد خود به نام «شکارچی» در ايران است.

با شيدا و شکوه به «هتل مريوت»، جايی که رفيع هست می رويم.

خيلی شلوغ است. مسئولين بخش مطبوعات فستيوال جلوی در هتل ما را راهنمايی می کنند. شيدا برای سايت «سينمای ما» وقت مصاحبه گرفته بود. فرصتی پيش آمد تا من هم با رفيع پيتز گفتگويی داشته باشم.

پيتز دو روز است که به برلين آمده و تقريبا تمام وقت در حال فيلم ديدن است. او با خستگی می گفت من در اين دو روز بيش از ٨ فيلم ديده ام. رفيع که چهره بسيار تسکين دهنده ای دارد به آرامی صحبت می کند.

اولين سوالم از او در باره چگونگی انتخاب اش به عنوان يکی از داوران جشنواره برلين است. او با لبخند گفت: باور کنيد من اطلاعی ندارم. من مشغول فيلم برداری سر صحنه بودم که نامه ای به دست من دادند و وقتی نامه را باز کردم ديدم از من سوال شده که آيا حاضرم يکی از دوران جشنواره برلين باشم که من هم پاسخ مثبت دادم.

رفيع اميدوار است که سال آينده با فيلم جديدش در جشنواره برلين شرکت کند. او در باره اين که چه عواملی نقش بازی می کنند تا يک کارگردان را به عنوان داور انتخاب کنند می گويد: واقعا اطلاعی ندارم و نمی دانم معيار آن ها چيست.

شما چندمين داور ايرانی هستيد که در فستيوال برليناله داوری و قضاوت می کند؟

فکر می کنم خانم نيکی کريمی داور برای بخش پانوراما بودند. ديروز من متوجه شدم که اين جشنواره ٢١ گروه داور دارد. البته اصل جشنواره برلين در واقع سه گروه رسمی داور دارد و من واقعا شب افتتاحيه متوجه اين موضوع شدم؛ يکی برای مسابقه اصلی و يکی هم همين بخشی که من هستم يعنی فيلم هنری اول و يکی هم بخش فيلم های کوتاه.

از او در مورد سينمای ايران، هم در سطح ملی و داخلی و هم بين المللی و چشم انداز آن می پرسم. او پاسخ می دهد: سينمای ايران وقتی که صداقت داشته باشد جرأت هم دارد و اين مرز نمی شناسد. ولی وقتی که صداقت نداشته باشد جرأت هم ندارد و مرزش هم محدودتر می شود. اين به نوعی موفقيت سينمای ما را توضيح می دهد. به ياد داشته باشيم که سينمای ما ٨ سال پيش خيلی موفق بود. اين دوران موفق ترين دوران سينمای ما بود. ما ابتدا فيلم های خودمان را می ساختيم و بعد فستيوال ها انتخاب می کردند ولی مدتی بعد ما شروع کرديم فيلم ها را به خاطر موقعيت جشنواره ها ساختن که اين کار اشتباه است.

علت اين را در چه می بينی؟
وقتی که سينما موفق و مطرح باشد طبيعتا تصور بعضی از کارگردان ها چنين می شود که اول سراغ موفقيت بروند و بعد سراغ فيلم. البته که جشنواره ها کمک می کنند و اصل آن کمک به خود فيلم است تا پخش کننده پيدا کند. اين وظيفه جشنواره است. يعنی پوديومی که اين اقبال را به ويژه به فيلم هايی که امکان کمتری برای عرضه دارند ارائه می دهد؛ مثل فيلم های هنری که به جشنواره احتياج دارند. ولی اگر از اول فقط به فکر موفقيت فيلم باشيم، سينمای تجاری و سينمای هنری خود را در يک راستا می بينند و اين يک خطر است چرا که موقعيت ما در سينمای هنری خيلی خاص است.

از او پرسيدم آيا وقتی خواست در برليناله شرکت کند با مشکلی مواجه شد؟ پاسخ می دهد نه اصلا بلکه برای شرکت تشويق هم شدم.

+ نوشته شده در  دوشنبه بیست و یکم بهمن 1387ساعت 10:30  توسط اختر قاسمی  | 

فیلم پر سر صدای «در باره الی» امروز برای اولین بار در سومین روز جشنواره بین المللی فیلم برلین به نمایش در آمد. این فیلم با بازی هنرپیشه جوان و زیبای ایرانی گلشیفته فراهانی سروصدای زیادی را ببار آورد.
بعد از نمایش فیلم کنفرانس مطبوعاتی بین المللی برقرار شد که گلشیفته فراهانی این بار بر خلاف حضور بدون حجاب و روسری خود در امریکا  با  حضوری کاملا پوشیده با یک لباس محلی و روسری نسبتا بزرگ ظاهر شد.
او توجه تمامی خبرنگاران را به خود جلب کرده بود.
چند عکس زیر را  دو سه ساعت پیش در کنفرانس مطبوعاتی گرفتم. گزارش کامل تری از برلیناله امروز را متعاقبا خواهم  نوشت.عکس هایی از گلشیفته فراهانی امروز در جشنواره برلین:


گلشیفته فراهانی و همسرش در جشنواره برلین


گلشیفته و مجری کنفرانس مطبوعاتی در جشنواره برلین


بازیگران فیلم در باره الی به همراه کارگردان فیلم در جشنواره برلین

+ نوشته شده در  شنبه نوزدهم بهمن 1387ساعت 15:50  توسط اختر قاسمی  | 

از دوستانی که در این مدت در رابطه با مقاله "جنگ غزه و سانسور در رسانه های آلمان" با پیام هایشان به شکل های متعدد نظر دادند و حمایت کردند سپاسگزارم.

خوشبختانه بان کی مون ریئس سازمان ملل در حال بررسی جنایات جنگی توسط رژیم اسرائیل است البته امیدوارم که مورد تهدید موساد و اسرایئلی های کاپیتالیست بزرگ در دنیا که به نوعی قدرت سیاسی را هم در دست دارند؛ قرار نگیرد.


از امروز درهای مدارس در غزه باز شدند. دختر بچه ای که برروی ویرانه های خانه بدنبال پدر و مادر و خواهر و برادر و دفتر و کتاب و ...می گردد.  آیا او می تواند بدون خانه و خانواده به زندگی ادامه دهد؟ نگاه او را چه کسی و کدام سیاست پاسخ می دهد؟ اسرایئل یا حماس؟ اشپیگل آنلاین در مقاله ای با عنوان "چه کسی اینجا برنده شد" به همراه چاپ این عکس حماس را مقصر  این جنگ می داند.  ولی آیا واقعا اینست؟


زمانی که دنیای سوسیالیزم هنوز دیوارش استوار بود و فرو  نریخته بود دنیا را به دو دنیای سوسیالیزم و کاپیتالیزم تقسیم کرده بودند و هر کس در واقع بالاجبار در یکی از این دو دنیا می بایست جا بگیرد. و حال دنیا به دنیای مسلمان و  غیر مسلمان تقسیم بندی شده و هر کس که از نادرستی و نابرابری برخورد غرب با یک کشور مسلمان صحبت می کند  و یا از سیاست های اسرائیل در مقابل فلسطین و لبنان و...انتقاد می کند صریح می خواهند که او را در جبهه مسلمانان و آن هم از نوع افراطی و تروریست جای بدهند تا از هر گونه تلاش در افشای سیاست های جنگ طلبانه کشوری مثل اسرایئل در رابطه با مردم بی گناه فلسطین جلوگیری کنند. این برخورد اخیر مطبوعات آلمان و سانسور اخبار در رابطه با جنگ غزه ( که در پست قبلی نمونه ای از آن را نوشتم) اعتراض تمامی انسان های آزادیخواه و بشر دوست سراسر دنیا را برانگیخته. نامه سرگشاده آقای پروفسور محسن مسرت که چندی پیش به صدر اعظم آلمان خانم آنگلا مرکل نوشته  گواه بر این نوع نگرش و انتقاد او به دفاع بی چون و چرای آلمان ها از سیاست های اسرایئل است. 

بخشی از نامه:

...خانم صدراعظم، بی‌تفاوتی تکان‌دهنده‌ی مردم آلمان ممکن است به این علت نیز باشد که حماس و مردم فلسطین تقریباً از سوی همه‌ی سیاستمداران و رسانه‌های عمومی به طور سیستماتیک خبیث و شیطانی جلوه داده شده‌اند. در رادیوها و تلویزیون‌های آلمان هیچ خبر یا تفسیری وجود ندارد که از حماس با صفت «اسلامی تندرو» نام نبرد. ولی من به یاد ندارم که دولت اسرائیل یا حتا یهودیان افراطگرِ سکونتگاه‌‌های اسرائیلی در فلسطین «صهیونیست» خوانده شده باشند. حماس با استفاده از واژه تحریک آمیز« اسلامی تندرو» که یکدست در همه‌ی خبرها و رسانه‌ها و به وضوح طبق دستور از «بالا» به کار می‌رود، همچون بصورت گروهی مجرم، خشن و متعصب ایدئولوژیک جلوه داده می‌شود،حتی اگراعضای آن قربانی بمب‌های اسرائیلی بشوند. در پرتو این تصویر موزیانه طرح شده حتا قربانیان غیرنظامی حمله‌های اسرائیل نیز به عنوان "خسارات جنبیِ" قابل‌قبول جلوه داده می شوند،در حالیکه اغلب ادعا میشود که مسئول قربانیان غیر نظامی فلسطینی خود حماس است زیرا جنگجویان "اسلامی تندرو"از پشت سرآنان دست به حمله نظامی به ارتش اسرائیل میزنند.

اما متاسفانه در میهن دیگرمن یعنی آلمان، شیطانی جلوه دادن حماس با حرارت زیاد و اغلب داوطلبانه انجام می‌شود. خانم صدراعظم، من در این رابطه گمان نزدیک به یقین دارم  که نخبگان سیاسی آلمان آگاهانه یا ناآگاهانه تلاش دارند جنایات ناسیونال سوسیالیست‌ها و این ارث تاریخی ونا مقبول خود را در انظار نسل امروزو بازماندگان قربانیان یهود به خرج دیگران از اذهان  و بطور کلی از حافظه دستجمعی بشربرهانند.این برداشت که به نظر من شیوه‌ی سخیف و غیرقابل‌قبولی برای ترمیم مراحل تاریک تاریخ یک ملت است، کلیت سیاست خاورمیانه‌ای آلمان، به ویژه در مورد مردم فلسطین را که میهن‌شان همچنان بر خلاف همه‌ی اصول حقوق بین‌الملل در اشغال اسرائیل قرار دارد. تعیین می‌کند...

برای خواندن کامل نامه سرگشاده پروفسور محسن مسرت به آنگلا مرکل در انتهای همین مطلب به روی ادامه مطلب کلیک کنید.

به زودی مصاحبه  ام با پروفسور محسن مسرت در رابطه با نتیچه پیگیری و نامه نگاری ایشان با مقامات تلویزیون دولتی کانال یک آلمان در مورد حذف برنامه تلویزیونی جنگ غزه و پاسخ مسئولین، چاپ می شود.


ادامه مطلب
+ نوشته شده در  شنبه پنجم بهمن 1387ساعت 16:11  توسط اختر قاسمی  |