تبليغاتX
از هر دری سخنی
وبلاگ اختر قاسمی گفته ها و ناگفته ها
این مصاحبه را چند روز پیش به مناسبت روز جهانی زن با خانم دلارام علی فعال کمپین یک میلیون برای رادیو زمانه انجام دادم که کپی آن را هم در اینجا می بینید:

تاریخ انتشار: ۱۸ اسفند ۱۳۸۷ • چاپ کنید    
گفت و گو با دلارام علی از فعالین کمپین یک میلیون امضا

«کمپین به کسی برچسب نمی‌زند»

اختر قاسمی

دلارام علی از فعالین زنان و از نخستین اعضای کمپین یک میلیون امضا به دعوت «کارگاه فرهنگ‌ها» به مدیریت خانم کسلر هیرتس، خانم هیلده شایت شهردار آخن و کانون ره‌آورد برای ایراد سخنرانی در روز جهانی زن به آخن آمد.

دلارام علی، فارغ‌التحصيل رشته مددکاری اجتماعی از دانشگاه علامه طباطبايی است که به دليل شرکت در تظاهرات مسالمت‌آميز زنان در اعتراض به نقص حقوق زنان در قوانین جمهوری اسلامی در تاريخ ۲۲ خرداد ۸۵ در ميدان هفت‌ تير تهران، دستگیر و به دو سال و ده ماه حبس و ده ضربه شلاق محکوم شد.

حکم سنگین او اعتراض شدیدی را در بین فعالین جنبش زنان به وجود آورد. اعتراض زنان فعال ایران و جهان مقامات قضایی ایران را به توقف حکم او وادار کرد. او هم اکنون در آخن به سر می‌برد و آماده است تا فردا در روز جهانی زن صدای زنان ایران را به زنان آلمان و جهان برساند.

در آخن به دیدار او رفتم و به با هم به گفت و گو نشستیم.

Download it Here!

دلارام جان به آلمان خوش آمدی. می‌شود لطفاً بگویی چطور شد به این سفر آمدی و برنامه‌‌ات چه هست و تا کی در آلمان اقامت خواهی داشت؟

من هم خیلی خوشحالم که امسال هشت مارس را در آلمان و کشوری هستم که کلارا زتکتین بوده. به دعوت شهردار آخن و با همکاری کانون ره‌آورد برای یک سخنرانی در هشت مارس به آلمان آمدم و دو هفته اینجا می‌مانم و به ایران برمی‌گردم.

به کشورهای دیگر هم سفر می‌کنی؟

ممکن است برای دیدارهای دوستانه به کشور دیگری بروم.

شما در یک تظاهرات مسالمت‌آمیز زنان دستگیر و به دو سال و ده ماه و ده ضربه شلاق محکوم شدی. می‌شود لطفاً توضیح بدهی که عکس‌العملت چه بود و چکار کردی؟

بله، در تجمع ۲۲ خرداد سال ۸۵ میدان هفت تیر به همراه ۷۰ نفر دیگر دستگیر شدم و اولین حکمی که حبس تعزیری بود به من داده شد. معنای این حکم این بود که باید به زندان بروم و زندان را تحمل کنم. طبیعتاً من هم مثل بقیه کسانی که در آن تجمع شرکت کرده بودند انتظار چنین حکمی را نداشتم.

تجمع مسالمت‌آمیز بود و ما چیزی همراه نداشتیم فقط سرود می‌خواندیم‌. به خیابان رفتیم که بگوییم تقاضای تغییر قانون را داریم و در واقع یک درخواست بود. روی بعضی از پارچه‌ها چیزهایی نوشته بودیم که مرتبط با قانون بود و چیزهایی بود که در قانون هست و مکتوب وجود دارد.

ولی آن روز قبل از این‌که تجمع شکل بگیرد با هجوم پلیس همه کسانی که جمع شده بودند، دستگیر شدند که من هم یکی از آن‌ها بودم. طبیعتاً من هم وقتی حکمم را گرفتم اول شوکه شدم چون انتظار نداشتم و تا قبل از آن هم سابقه نداشت که حبس این‌قدر طولانی آن هم به خاطر شرکت در یک تجمع مسالمت‌آمیز به کسی داده شود.

بعد از آن وقتی پشتکار همراهانم و حمایت خانواده را دیدم و در واقع دوستانی که با هم فعالیت می‌کردیم؛ طبیعتاً آن حالت کمتر طول کشید و توانستم تمرکز کنم و فکر کنم که الان باید چکار کنم.

همچنین زحمتی که وکلا کشیدند و تلاشی که دوستان در اینترنت کردند و همین‌طور پوشش خبرگزاری‌های مختلف و مصاحبه‌هایی که انجام شد همه کمک کرد که ما بتوانیم این پیام را به همه برسانیم و فکر می‌کنم که این‌ها تا حدود زیادی به توقف اجرای حکمم کمک کرد.


دلارام علی از فعالین کمپین / عکس‌ها: اختر قاسمی

دلارام تو جوانی و سال‌های زیادی هم هست که فعال زنان هستی. یعنی در واقع از نوجوانی شروع کردی. چه انگیزه‌ای باعث شد که در سنی که باید به فکر جوانی و خواست‌‌های خاص یک نوجوان یا جوان باشی به عرصه فعالیت برای زنان روی ‌آوری؟

اولین فعالیتم را در حوزه اجتماعی با کار کودکان شروع کردم و به خاطر رشته تحصیلی‌ام که مددکاری اجتماعی بود. شغلم باعث شد که خیلی به خانواده‌های بچه‌ها نزدیک بشوم و با مشکلاتی که خانواده ها داشتند بیشتر آشنا شوم. مشکلاتی مثل ازدواج دخترها در سنین پایین. و با فضایی آشنا شدم که مشکلات جدی‌تر می‌شد. مشکلاتی که ممکن است من تجربه نکرده باشم ولی در اطرافیانم می‌شد دید. این‌که تو به هر حال با قانون و نابرابری در قوانین درگیر هستی و هر کدام از ما می‌توانیم مواردی را در اطرافمان ببینیم.

مثلاً وقتی من به عنوان دختر وارد دانشگاه می‌شوم واقعاً به عنوان یک دختر با مشکلات خاص خود وارد می‌شوم و باید فضایی را تحمل کنم که به دختر تحمیل می‌شود و این را مرتب می‌بینی و مرتب با آن درگیری و این چیزی بود که من را به سمت حوزه زنان سوق داد.

اولین کارهایم هم نوشتن بود و در رابطه با زنانی بود که با آن‌ها کار می‌کردم و معمولاً از طبقات پایین‌تر اجتماع بودند و بالتبع مشکلاتشان هم بیشتر بود چون نه تنها قانون صدایشان را نمی‌شنید بلکه هیچ‌کس صدایشان را نمی‌شنید. بعد کم کم این فعالیت جدی‌تر شد تا به کمپین رسید و این فعالیت هنوز ادامه دارد و تا هر زمانی که زنان ایرانی به این برابری نرسند این فعالیت ادامه خواهد داشت و من هم خود را عضوی از این فعالیت می‌دانم.

ایده کمپین چگونه شکل گرفت؟

در واقع ایده کمپین بعد از تجمع ۲۲ خرداد ۸۵ شکل گرفت. تجمعی که در آن دستگیر شدم. شعار تجمع ۲۲ خرداد تغییر قوانین مدنی نابرابر بود. به خاطر برخورد و دستگیری‌ها و هجوم پلیس و اتفاق نا‌بهنگامی که افتاد جرقه‌هایی خورده شد که ما به این نتیجه رسیدیم که باید این صدا را بیشتر به مردم برسانیم و باید بیشتر روی برابر شدن قانون تمرکز کنیم.

ایده کمپین از کمپین زنان مراکش شکل گرفت. و طبیعتاً من هم چون در این حوزه فعالیت می‌کردم به کمپین پیوستم و در کارگاه‌های آموزشی به عنوان آموزش‌گر برای مهارت‌های ارتباطی و چهر‌ه به چهره فعالیت کردم و هنوز هم این فعالیت ادامه دارد.

فکر می‌کردید که کمپین تا این حد موفق شود که یک جایزه بین‌المللی مثل جایزه سیمون دوبوار را بگیرد؟

فکر می‌کنم که موفقیت کمپین در واقع شکل متفاوتی بود که از خودش ارائه داد. کمپین اولین حرکت خواست محور زنان بود. قبل از کمپین، هشت مارس به خیابان می‌آمدیم و برای نابرابری اعتراض می‌کردیم ولی هیچ‌وقت خواست مشخص که مدت طولانی روی آن فعالیت کنیم نداشتیم. کمپین این فرصت را به ما داد که بتوانیم برای خواست مشخص دور هم جمع بشویم.

فکر می‌کنم دلیلی که همه را در کمپین دور هم نگه داشت همین خواست محور بودن کمپین بود و یکی هم این‌که به خاطر ساختار افقی که داشت یعنی رهبر و تصمیم گیرنده نداشت که سلسه مراتب به وجود بیاید و این باعث شد که خیلی خوب هم بتواند در شهرهای دیگر غیر از تهران گسترش پیدا کند.

این یکی از موفقیت‌های کمپین بود که محدود به تهران نشد، اول به شهرستان‌ها رفت و بعد به کشورهای دیگر و با ایرانیان کشورهای دیگر ارتباط برقرار کرد و یک دفعه تبدیل به حرکتی شد که ابعاد خیلی گسترده‌ای پیدا کرد. فکر می‌کنم جایزه‌ای که به کمپین تعلق گرفت. اگر حمل بر تعریف از خودمان نباشد حق کمپین بود کمپین در این دو سال خیلی هزینه پرداخت و خیلی فشار تحمل کرد و بیشتر از هر حرکت دیگری زندانی داده بود.

و توانسته بود با این حال گسترش پیدا کند و فکر می‌کنم که حقش بود که یک جایزه بین‌المللی بگیرد و من هم به عنوان یک کمپینی مثل هر زن دیگری افتخار می‌کنم که این جایزه‌، جایزه سیمون دوبوار بوده، به خاطر ارزشی که این شخص برای همه فعالین زنان در هر کشوری دارد.

دلارام اشاره کردی که این ایده کمپین از زنان مراکش بوده. آیا آن‌ها با جمع کردن امضا تونستند موفق بشوند و یا این‌که کلاً تغییری در قوانین مدنی کشورشان بدهند؟

بله. ۱۰ سال طول کشید تا زن‌های مراکش بتوانند این حرکت را به ثمر برسانند. بخشی از قوانین‌ آن‌ها هم مثل ما از شرع گرفته شده و این در واقع وجه تشابه کمپین ما و کمپین مراکش بود با این تفاوت که آداب و رسوم و فرهنگ‌های مختلف و سابقه زنان در این دو کشور با هم تفاوت می‌کرد.

سابقه مبارزات زنان ایران به ۸۰ یا ۹۰ سال پیش بر‌می‌گردد و این باعث می‌شد که این حرکت پشتوانه قوی‌‌تری در ایران داشته باشد ولی در مراکش دولت مراکش کمپین را حمایت کرد چرا که دولت معتقد بود باید قوانین را تغییر داد اما ده سال طول کشید تا مردم هم به کمپین بپیوندند. ما در ایران عکس این مشکل را داریم یعنی ما در ایران با مردمی مواجه‌ایم که راحت به کمپین می‌پیوندند و امضا می‌کنند ولی از آن طرف فشارهایی به ما می‌آورند که مانع رسیدن ما به مردم می‌شوند.


تا کنون چقدر امضا جمع شده است؟

شاید بهتر باشد که اینجا نظر شخصی خودم را بدهم. یک میلیون بیش از آن‌که عددی حقیقی باشد یک سمبل است، وقتی یک میلیون نفر یک درخواست را می‌دهند آن درخواست خیلی بیشتر شنیده می‌شود و پذیرش صدای آن آدم‌ها برای همه راحت می‌شود. فکر می‌کنم حرکت کمپین را نمی‌شود به تعداد امضاهایش تقلیل داد برای همین کمپین از روزهای اول به این نتیجه رسید که تا زمانی که تعداد امضا‌ها به یک میلیون نرسیده امضا‌ها را نباید اعلام کرد.

معنی این کشمکش که چقدر امضا هست، این است که پس این حرکت کی تمام می‌شود و یا هر چه امضاها بیشتر باشد معنی‌اش این است که باید زودتر این حرکت را تمام کنی در حالی که هدف بزرگ‌تری از کمپین که کمتر روی اون فوکوس شده بود تولید آگاهی بود. این نشر آگاهی چه بسا برای دو میلیون نفر یا ده میلیون نفر باشد.

در کنار این مشکلات دیگری هم وجود داشت که کمپین نتواند تعداد امضاهایش را اعلام کند. چون همه امضاها یک جا جمع نمی‌شوند و کمپین تهران یک گروه مستندسازی دارد که امضاهای تهران را جمع می‌کند ولی لزوماً همه امضاها یک جا جمع نمی‌شود. بعضی شهرها خودشان این کار را انجام می‌دهند برای این‌که رسیدن امضاها به تهران کار سختی است.

ما مدت‌ها یک صندوق پستی داشتیم که بعدها فهمیدیم خیلی از امضاها به دست ما نرسید برای این‌که قبل از این‌که ما صندوق را چک کنیم صندوق چک شده بود. برای همین مشکلات عملی هم برای رسیدن امضا‌ها وجود دارد ولی چون کمپین همیشه با مردم صادق بوده سعی می‌کند که هر چه سریع‌تر همه امضا‌ها را از همه جا جمع کند تا بشه که یک تعداد نسبی از امضا‌ها را اعلام کرد.

چه طیفی از زنان به کمپین پیوستند و با کمپین همراهند؟

نکته دیگری که کمپین را با حرکت‌های دیگر متفاوت کرد این بود که زنان با گرایش‌های فکری متفاوت و از طیف و طبقات متفاوت به کمپین پیوستند و آن هم به این دلیل که قانون برای همه یکسان بود. قانون برای یک زن نویسنده روشنفکر طبقه متوسط همان‌گونه عمل می‌کند که برای یک زن کارگر یا یک زن بی‌سواد از طبقه پایین‌تر جامعه.

در واقع قانون برای همه یکسان است پس خواست تغییر قوانین خواست همه بود و به همین دلیل از گرایش‌های فکری مختلف: مذهبی‌ها، غیر مذهبی‌ها، سکولارها و بعضاً زنانی که فعالیت‌هایی دولتی می‌کردند به کمپین پیوستند. چون حرف کمپین حرف ساده و خیلی قابل فهم و ملموسی بود: خیلی از زنان خانه‌دار و زنانی که قبلاً کمتر فعالیت اجتماعی داشتند هم به کمپین پیوستند و فکر می‌کنم که ایده‌هایی مثل تشکیل کمیته مادران ما را خیلی نزدیک‌تر به این زنان کرد. این باعث شد که کمپین از حالت نخبه بودن بیرون بیاید و به بین مردم برود و حتی همین هم باعث شد که خیلی نیروهای جوان هم به کمپین بپیوندند.

زنان فمنیست جهان از این حرکت حمایت کردند آیا شما خودتان را فمنیست می‌دانید؟

در رابطه با حمایت فمنیست‌ها حرف‌های زیادی زده شده: فمنیست‌های مختلف از جمله خانم آلیس شوایتزه در آلمان گفته بود که کمپین یک میلیون در ایران زنده‌ترین حرکت جنبش زنان در دنیاست که اتقاق افتاده است. بهتر است من نظر شخصی‌ام را بگویم. من به عنوان یک فمنیست به کمپین پیوستم ولی شاید همه این‌طور در مورد کمپین فکر نکنند.

کمپین یک خواسته مشخص دارد و برای همین هم برچسبی به آدم‌ها نمی‌زند خیلی وقت‌ها آدم‌ها دوست ندارند که برای پیوستن به حرکتی برچسبی به آن‌ها نسبت داده شود. این یک انتخاب شخصی است برای من. این یک انتخاب شخصی است که به عنوان یک فمنییست به این حرکت پیوستم چون در راستای تساوی حقوق زن و مرد هست ولی برای همه این‌طور نیست.

خیلی‌ها به کمپین پیوستند فقط برای تغییر قوانین و این‌که چه گرایشی دارند و یا به تمام اصول آن تفکر پای‌بند و معتقد هستند برای همه یکسان نیست برای همین نمی‌شود گفت که تمام کسانی که در کمپین هستند فمنیست هستند و یا این را یک حرکت فمنیستی می‌دانند. من به زعم خودم این حرکت را فمنیستی می‌دانم و به همین دلیل هم به این حرکت پیوستم ولی نگاه‌های مختلفی می‌شود به این حرکت داشت.

آیا با فمنیست‌های اروپا، آسیا یا کلاً زنان فمنیست دیگر هم ارتباط دارید؟

ما خیلی مایل بودیم که با فمنیست‌های دنیا ارتباط برقرار کنیم ولی به خاطر فشار کار کمپین و درگیری‌های کاری کمتر موفق شدیم. در واقع به خاطر فشاری که به کمپین بود بیشتر سازمان‌های حقوق بشری با ما ارتباط برقرار کردند. ولی فکر می‌کنم که اهدای جایزه سیمون دوبوار به کمپین سرمنشا خوبی شد برای برقراری این ارتباط‌ها تا ما بتوانیم ارتباط‌هایمان را بیشتر کنیم و از تجربه‌های آن‌ها استفاده کنیم.

مردها در ایران با شما چطور برخورد کردند آیا از شما حمایت می‌کنند؟

از روزهای اول شکل‌‌گیری کمپین به ناچار کمپین مجبور بود که در واقع بخش جدایی را برای مردها در نظر بگیرد. چون جمع شدن ما راحت نبود. کمپین هیچ ساختمان یا مرکزی نداشت که ما جلسات را آنجا برگزار کنیم همه اتفاقات توی خانه‌ها می‌افتاد و ما فقط برای جمع‌آوری امضا بیرون می‌رفتیم و جلسات و هماهنگی‌ها در خانه‌هامان شکل می‌گرفت.

جمع شدن در خانه‌ها هم راحت نبود و با فشار از خارج بود و برای همین یک بخش جدایی به نام کمیته مردها در کمپین تهران شکل گرفت که مردها در آن کمیته با هم جلسه می‌گذاشتند؛ بحث می‌کردند و امضا جمع می‌کردند که خیلی هم خوب کار کردند و تا کنون از این ۴۸ نفری که دستگیر شدند امیر یعقوب‌علی یکی از کسانی بود که در حین جمع‌آوری امضا دستگیر شد و طبیعتاً فشار زیادی را هم تحمل کرد برای این‌که برای یک حاکمیت مرد‌سالار خیلی غیر قابل پذیرش بود که یک مرد یا پسر برای برابری حقوق زنان قدم بردارد.

برای همین چه بسا کار برای آن‌ها سخت‌تر هم بود. بله خیلی مردها به ما پیوستند و خیلی روشنفکران مرد از این حرکت حمایت کردند و در واقع یکی دیگر از نقاط قوت کمپین همین است که توانست مردها را هم با موج برابری خواهی درگیر کند.


چه تعدادی از زنان و مردان کمپین تا کنون دستگیر شدند و در زندان به سر می‌برند؟

در حال حاضر از اعضای کمپین کسی در زندان نیست ولی عالیه اقدام‌دوست که در تجمع ۲۲ خرداد ۸۵ دستگیر شد با حکم قطعی سه سال حبس در زندان است. شاید بد نباشد که این هشت مارس را به حمایت از او و رساندن صدای عالیه به او اختصاص بدهیم.

عالیه اولین زنی است که بعد از انقلاب به جرم فعالیت در حوزه زنان دستگیر شد و به زندان می‌رود . ۴۸ نفر از اعضای کمپین تا به حال در چند سال گذشته دستگیر شدند که برای بعضی‌ها حبس‌های تعلیقی صادر شده و برای بعضی‌ها هنوز جوابی نیامده که لیست همه در سایت کمپین هست.

دلیل جدایی و اختلاف بین زنان کمپین چه بوده است؟

فکر نمی‌کنم که بشود اسم آن را جدایی از کمپین گذاشت چون هر دو گروه برای کمپین کار می‌کنند ولی اختلافاتی در شکل عملکرد پیش آمد. در واقع بخشی از بچه‌ها در یک گروه دیگر ولی برای کمپین کار می‌کردند. سایتی راه‌اندازی شد که آن سایت فقط برای تغییر قوانین و کمپین نیست. این سایت خواست‌های کلی‌تری در حوزه‌ی زنان را بیان می‌کند.

چیزی شبیه به سایت زنستان قبلاً. مقالاتی مختلفی در مورد زنان و فمنیست در ایران و اخبار مختلف و بحث‌های مختلف در حوزه زنان و در کنارش اخبار کمپین هم منتشر می‌شود ولی در واقع زنان مدرسه فمنیستی هم برای کمپین کار می‌کنند و ما بعد از آن ائتلاف‌هایی هم با هم داشتیم مثل ائتلاف برای لایحه خانواده و الان هم در رابطه با حکم عالیه با هم کار می‌کنیم ولی در هر صورت فعالیت‌های ائتلافی با هم داریم.

فکر می کنید که حرکت و مبارزات زنان ایرانی خارج از کشور تاثیری بر زنان درون داشته و یا این‌که کمپین تاثیری از زنان خارج از کشور داشته است؟

فکر می‌کنم که در تاریخ مبارزات زنان ایرانی یک دوره سکوت داریم. در واقع بعد از تجمع هشت مارس سال ۵۷ که بر ضد کنار گذاشتن قانون حمایت از خانواده و بر ضد حجاب بوده (که شاید بشود گفت بزرگ‌ترین تجمعی بوده که تا آن زمان در هشت مارس توسط زنان انجام شد) بعد از آن در طی دهه شصت و اوائل دهه هفتاد یک دوران سکوت در درون ایران داریم.

ایران در یک دوران جنگ است و تعداد زیادی از فعالین سیاسی ـ اجتماعی در زندان هستند و طبیعتاً جمع شدن و حرکت کردن خیلی راحت نیست، فکر می کنم بخشی زنان ایرانی هم که ایران را ترک کرده بودند در کشورهایی که زندگی می‌کردند مجلاتی را چاپ کردند و ترجمه کردند و بنیادهای پژوهشی و غیر پژوهشی راه انداختند و به نوعی گفتمان زنان را زنده نگه داشتند.

جرقه‌هایی در این زمان به وجود آمد و مخصوصاً با پا گرفتن سنت ترجمه و این‌که متون فمنیستی را ترجمه کردند کمک بزرگی بود که بعداً در ایران فرصتی پیش آمد که زنان بتوانند دور هم جمع بشند و آن کتاب‌ها را بخوانند و در موردش با هم حرف بزنند و بحث کنند و فکر می‌کنم که زنده داشتن حرف‌های زنان آن موقع توسط فعالین خارج از کشور خیلی با اهمیت است.

الان هم با حمایتی که می‌کنند صدای ما را به جهان می‌رسانند و یا این‌که ما را نقد می‌کنند و با نقدشان کمک بزرگی به ما می‌کنند چون ما این‌قدر درگیر فعالیت هستیم ممکن است که خیلی چیزها را نبینیم. فکر می‌کنم این ارتباط باعث بالندگی این حرکت شده و نمی‌توان از نقش زنان خارج از کشور د‌ر این حرکت صرف نظر کرد.

چه چشم‌اندازی برای این جنبش داری فکر می‌کنی که مبارزات زنان ایران مثل زنان مراکش نیاز به زمان طولانی دارد و این‌که فکر می‌کنی زنان ایران تا چه حد بتوانند پیش بروند و قوانین را تغییر بدهند؟

فکر می‌کنم که کمپین تا به حال دست آوردهایی داشته. تا پیش از این هیچ‌وقت ما بحث تغییر قوانین را در ایران نداشتیم ولی الان می‌بینیم که در جاهای مختلف بحث تغییر قانون ارث یا دیه و یا... در سطوح بالاتر در مجلس هم صورت می‌گیرد و درباره آن حرف زده می‌شود. درست است که هیچ‌وقت صدای ما توسط آن‌ها منعکس نمی‌شود ولی شک ندارم که تاثیر این حرکت باعث شده که بعد از ۲۵ یا ۳۰ سال در ایران حرف تغییر دیه زده شود.

شاید حتی سبقت گرفتن حکومت را برای این‌که اول صدای آن‌ها شنیده شود و بعد صدای ما، بشود به فال نیک گرفت چون برای ما مهم این است که این قوانین تغییر کنند و به نظر من این اتفاق دارد رخ می‌دهد ولی این‌که آیا این قوانینی که کمپین روی آن‌ها فوکوس کرده تا چند سال دیگر برابر خواهد شد چیزی نیست که من الان بتوانم به روشنی بگویم چون بستگی به فضای سیاسی ـ اجتماعی ایران دارد.

ما در سال های ۷۶ تا حول و حوش ۸۴ در فضای بازتری زندگی می‌کردیم و فعالیت راحت‌تر بود ولی بعد از آن فضا خیلی محدودتر شد برای همین نمی‌شود گفت که چه اتفاقی خواهد افتاد. ولی اگر نگاه کنیم و فعالیت‌های زنان در دنیا را بررسی کنیم می‌بینیم که شاید زنان صد سال برای حق رای مبارزه کردند ولی بالاخره این اتفاق افتاد و مهم این است که این اتفاق بیفتد. اگر در زمان من نشد مطمئناً زمان دختر من یا دختر دختر من خواهد افتاد.

فکر می کنی که حرفی داری برای زنان ایرانی خارج از کشور بگویی؟

تنها چیزی که می‌خواهم بگویم این است که این همدلی خواهرانه‌، این ارتباط‌های موثری که ما می‌توانیم با هم داشته باشیم چیزی است که همه ما را می‌تواند زنده و روی پا نگه دارد و قدرت می‌دهد که به پشتوانه همدیگر بتوانیم فعالیت کنیم و امیدوارم که این هر روز پررنگ‌‌تر بشود و همیشه نگاه‌مان به همدیگر باشد و پذیرای صدای همدیگر باشیم.

+ نوشته شده در  پنجشنبه بیست و دوم اسفند 1387ساعت 1:3  توسط اختر قاسمی  | 

این هم اعلام همبستگی خیلی قشنگ و بامزه یک جوان ایرانی با زنان هم میهنش در روز جهانی زن

این عکس ها را امروز یک دوست عزیز برام ایمیل کرد.  این چند خط هم نوشته شده بود:

حرکتی در حمایت از زنان

امروز صبح که برای دریافت حق‌التالیف یکی از جشنواره‌ها در خیابان ولیعصر می‌رفتم این صحنه را دیدم.
این آقا که محمد نام داشت در روز ۸ مارس (روز جهانی زن) برای حمایت از زنان ایرانی روسری پوشیده و روی تی‌شرت‌اش هم نوشته است : مرگ بر مرد سالاری !
چند فریم بیشتر عکس نگرفتم تا مزاحم حرکتش در اعتراض به مردسالاری نباشم. بعد از تمام شدن کارم از کسبه‌ی اطراف میدان ولیعصر شنیدم که توسط پلیس دستگیر شده است.

عکس در خبرگزاری رویترز منتشر شده است. متاسفانه در سایت رویترز امکان دیدن عکس نیست اما از طریف اخبار یاهو می‌توان عکس را دید. (لینک در اینجا

خیلی برام جالب بود که این آقا پسر جوون این طور با زنان میهنش اعلام همدردی و همبستگی کرد. روی تی شرت نوشته شده : "مرگ بر مرد سالاری" من از شعار مرگ بر و زنده باد  و مرده باد اصلا خوشم نمیاد و هیچوقت دلم نمی خواد مرگ بر انسانی بگم ولی مرگ بر تفکر مرد سالاری را به راحتی میشه گفت. چون این تفکر را متاسفانه برخی زن های ما هم دارند. خوب در جامعه ای که مرد سالار بوده عجیب نیست که زن ها هم چنین تفکری داشته باشند.

امیدوارم که خبر دستگیری اش صحت نداشته باشه. ای کاش بقیه مردها هم مثل این جوون هموطن برای همبستگی با زنان که این همه قوانین تبعیض آمیز و حتی لباس تحمیلی را هم باید پذیرا باشند گامی کوچیک بردارند. شاید اگر یه روز همه مردها روسری سرشون کنند و بگند یا حجاب اجباری لغو بشه یا مردها هم روسری می ذارند بشه مقابل حجاب اجباری کاری کرد!

به امید روزی که مردهای ما جلوتر از زن ها برای برابری گام بردارند!

اختر ـ کلن

+ نوشته شده در  دوشنبه نوزدهم اسفند 1387ساعت 18:11  توسط اختر قاسمی  | 

روز جهانی زن به همه زنان بخصوص زنان میهنم خجسته باد!


دلارام علی در آخن به مناسبت روز جهانی زن

به پاس زحمات زنان ایران و بخصوص زنان کمپین یک میلیون امضا،

عکسی از دلارام علی به نمایندگی از تمام زنان مبارز و برابر خواه میهنم به عنوان تبریک و زینت وبلاگ در این روز بزرگ


اختر ـ کلن

+ نوشته شده در  یکشنبه هجدهم اسفند 1387ساعت 17:16  توسط اختر قاسمی  | 

مطلب زیر گزارش برنامه خانم عبادی در بروکسل است که در سایت زمانه چاپ شده برای دوستانی که دسترسی به این سایت ندارند در اینجا کپی می کنم:

تاریخ انتشار: ۱۶ اسفند ۱۳۸۷ • چاپ کنید    
گزارشی از سخنرانی شیرین عبادی در اتحادیه اروپا

پرونده نقض حقوق بشر در ایران به روایت شیرین عبادی

اختر قاسمی
Akhtar.ghasemi@gmail.com

روز دوشنبه گذشته، خانم شیرین عبادی به دعوت سازمان‌های جهانی حقوق بشر، سازمان عفو بین الملل بلژیک، مجله فرهنگی ام او، دانشگاه آزاد بروکسل به همراه انجمن‌های فرهنگی فلامان و انجمن ایرانی ایروپرس در شهر بروکسل سخنرانی داشت.

در این برنامه از آقای دکتر کریم لاهیجی و خانم فرح کریمی هم دعوت شده بود، اما خانم فرح کریمی به علت بیماری نتوانست در برنامه حضور داشته باشد.

Download it Here!

سالن آمفی تاتر بروکسل که نزدیک به هفت صد نفر را در خود جای داده بود، میزبان خانم عبادی بود. بیش از دو سوم جمعیت را بلژیکی‌ها تشکیل می‌دادند. همچنین حضور نیروی جوان بلژیکی هم در این برنامه بسیار چشمگیر بود.

خانم شیرین عبادی قبل از این برنامه با ریئس مجلس سنا و دیگر سناتورهای بلژیکی و همچنین با کمسیون حقوق بشر اروپا ملاقات داشتند..


عکس‌ها از زمانه، اختر قاسمی

خانم شیرین عبادی در ابتدای سخنانش به حضار گفت:

«بحث امشب را در باره وضعیت حقوق بشر در ایران شروع می‌کنم. دولت ایران کنسواسیون حقوق بشر را پذیرفته و متعهد اجرای آن شده. و همچنین دولت ایران در مجامع بین المللی پای بندی خودش را به قوانین حقوق بشر اعلام می‌کند. حتی در سال گذشته، تقاضای عضویت در شورای جهانی حقوق بشر را کرده بود که مورد قبول واقع نشد. این مقدمه برای این بود که دولت ایران ادعا دارد که حقوق بشر را قبول دارد و رعایت می‌کند.

و حال ببینیم آنچه را که قبول دارد، انجام هم می‌دهد یا نه؟ مهم‌ترین اصل در حقوق بشر، نفی هرگونه تبعیض بر اساس مذهب، جنسیت، هویت، جایگاه اقتصادی و اجتماعی است.»

خانم شیرین عبادی به تبعیض بین زن و مرد در قوانین اشاره کرد و گفت: «اگر زن و مردی در خیابان تصادف کنند، میزان خسارتی که به مرد می‌دهند، دو برابر میزان خسارت به زن است و همچنین شهادت دو زن برابر با یک مرد است.» او به قانون چند همسری اشاره کرد و گفت: «زنان ایران با این قوانین مخالفند و به شکل مسالمت آمیز برای اصلاح این قوانین تلاش می‌کنند.»


برنده جایزه صلح نوبل ادامه داد:

«اما متاسفانه در دو سال گذشته برای حدود پنجاه نفر از فعالین حقوق زن پرونده کیفری درست کردند که بعضی از آن‌ها به حبس‌های طولانی محکوم شدند. به عنوان مثال خانم عالیه اقدام دوست که به سه سال حبس محکوم شده بود را ماه گذشته به زندان بردند تا حبسش را تحمل کند.

گناه این زن فقط این بود که می‌گفت من دلم نمی‌خواهد که شوهرم زن دیگری داشته باشد. در دادگاه، دادستان او را به اقدام علیه امنیت ملی محکوم کرد و من که وکالت این زن را به عهده داشتم از قاضی پرسیدم، آیا اگر زنی بگوید که من نمی‌خواهم که شوهرم زن دیگری داشته باشد، معنی‌اش این است که آمریکا به ایران حمله می‌کند.

این وضعیت ناشی از این است که حکومت، تحمل انتقادش بسیار کم است و این تحمل کم حتی در قوانین هم خودش را نشان می‌دهد. به عنوان مثال در قانون مطبوعات نوشتند که انتقاد از قانون اساسی ممنوع است و باعث تعطیلی نشریه می‌شود.

وقتی که تا این حد مطبوعات محدود باشند هر مطلبی می‌تواند به تعطیلی نشریه و یا دستگیری نویسنده مطلب بی‌انجامد. تحمل دولت برای انتقاد آنچنان پایین است که گاه حیرت آور است.

به عنوان نمونه موکل من، آقای کبودوند به جرم تاسیس سازمان حقوق بشر در کردستان ایران به ده سال حبس محکوم شد. یا این‌که در ده روز، بین دانشجویان دانشکده پلی تکنیک و پلیس درگیری بوجود آمد. دولت تصمیم داشت چند آرامگاه برای شهدای گمنام در دانشگاه درست کند که دانشجویان مخالف بودند و این مساله به زد و خوردی بین دانشجویان و پلیس انجامید.

متاسفانه پلیس رسمی و پلیس لباس شخصی دانشجویان را به شدت کتک زدند و در نهایت هم تعدادی از دانشجویان دستگیر شدند. دفاع از این دانشجیویان را کانون مدافعان حقوق بشر بر عهده دارد.»

خانم عبادی در ادامه صحبت‌هایش به مجازات‌های رایج در ایران و متناقص با قوانین حقوق بشر پرداخت:

«یکی دیگر از مسائلی که جامعه ایرانی از آن رنج می‌برد، مجازات‌هایی است که با ضوابط حقوق بشر همخوان نیست. مثل مجازات‌هایی از قبیل سنگسار، قطع دست دزد، به صلیب کشیدن، و از کوه پرت کردن. متاسفانه این مجازات‌ها اجرا هم می‌شود.


سال گذشته چهار نفر را در بلوچستان ایران به قطع دست و پا محکوم کردند. شما تصور کنید کسی که دست راست و پای چپ او را بریدند حتی نمی‌تواند عصا به دست بگیرد و نمی‌تواند تعادل خود را حفظ کند. میزان اعدام‌ها خیلی زیاد است. طبق اعلام حکومت، از ژانویه گذشته تا به حال 38 نفر اعدام شدند که دو نفر از آن‌ها در سن زیر 18 سال مرتکب جرم شده بودند.

طبق گزارش حقوق بشر، ایران درسال گذشته بیشترین اعدام افراد زیر 18 سال را داشته و در چینن شرایطی یونیسف ایران به رادیو دولتی ایران جایزه می‌دهد و به جای این‌که دولت ایران را مجبور کند که جلوی اعدام خردسالان را بگیرند، به رادیو دولتی جایزه هم می‌دهند.

در ایران تبعیض بر اساس مذهب وجود دارد. مذهب رسمی شیعه است و سایر فرقه‌های اسلامی ومسیحی و کلیمی به رسمیت شناخته شده‌اند. ولی ادیان به رسمیت شناخته می‌شوند؛ اما پیروان‌شان حقی ندارند. تعدادی کمی از ایرانیان، بهایی هستند و متاسفانه بهایی‌ها هیچ حقی ندارند. حتی از ابتدای انقلاب تا به حال نتوانستند به دانشگاه بروند و در ماه‌های گذشته 7 نفر از آن‌ها را دستگیر کردند که من و همکارانم وکالت آن‌ها را برعهده داریم. ولی تا به حال اجازه ملاقات با موکلین را به ما ندادند.

اما تصور نکنید که بی‌مهری حکومت فقط مخصوص بهایی‌ها است، در بیست روز گذشته به دراویش گنابادی حمله کردند و حسینیه این دراویش را در اصفهان خراب کردند. چهل نفر از آن‌ها را دستگیر کردند در حالی که آن‌ها مسلمان و شیعه هستند. این موارد نشان می‌دهد که طرز تفکر حکومت چگونه است.

در ماه ژوئن انتخابات ریاست جمهموری ایران است. در ایران مردم آزاد نیستند که به هر کسی که بخواهند رای بدهند. چه در شورای شهر و یا نمایندگان پارلمان و یا انتخابات ریاست جمهوری. به دلیل این‌که صلاحیت کاندیدها ابتدا باید به تایید شورای نگهبان برسند و بعد مردم رای بدهند. ضمن این‌که اعضای شورای نگهبان منتخب مردم نیستند. بنابراین مردم در ایران آزادند به کسی رای دهند که شورای نگهبان انتخاب کرده است.

عملکرد شورای نگهبان در سال‌های گذشته به گونه‌ای بوده که هرکس که کوچکترین انتقادی کرده، رد صلاحیت شده. حتی افرادی بودند که صلاحیت‌شان برای پارلمان تایید شد و نماینده پارلمان شدند، اما چون در پارلمان از دولت انتقاد کردند، در دور بعد رد صلاحیت شدند و این نشان می‌دهد که حتی آن‌هایی هم که صلاحیت‌شان تایید می‌شود، آن‌قدر آزاد نیستند که انتقاد کنند.»


خانم عبادی سپس به مسائل کودکان در ایران پرداخت و گفت:

«سن مسئولیت کیفری در ایران خیلی کم است، 9 سال برای دختر و 15 سال برای پسر، یعنی اگر دختر 10 ساله‌ای جرمی را مرتکب شود، قانون با او درست مثل یک فرد 40 ساله برخورد می‌کند. می‌بینید در کشوری که زنان نصف مردان حق دارند، تکلیف آن‌ها 6 سال زودتر از مردان تعیین می‌شود. سن ازدواج هم در ایران بسیار پایین است. 13 سال برای دختر و 15 سال برای پسر.

در ایران، کودک را مثل یک شی متعلق به پدر و خانواده پدری می‌دانند. به موجب قانون اگر مردی کودک خردسالی را بکشد، در صورتی که نتواند از خانواده بچه رضایت بگیرد، اعدام می‌شود؛ ولی اگر بچه خودش را بکشد، اعدام نمی‌شود و حداکثر دادگاه می‌تواند او را به ده سال حبس محکوم کند. یعنی کشتن فرزند از موارد تخفیف مجازات است.»

برنده جایزه صلح نوبل از پی‌گیری مردم ایران برای تصحیح این قوانین گفت:

«مردم ایران با این قوانین مخالفند و مدافعان حقوق بشر سالیانی‌ست که برای تغییر این قوانین تلاش می‌کنند. صحبت از حقوق بشر در ایران بعد از انقلاب با آقای دکتر لاهیجی که اینجا هستند و کانون حقوق بشر که قبل از انقلاب شکل گرفته بود شروع شد.

در سال های اولیه حرف زدن از حقوق بشر خیلی خطرناک و درست مثل گرفتن بمبی در دست و به خیابان رفتن بود. به همین دلیل تعدادی از مدافعان اولیه حقوق بشر یا دستگیر شدند و یا به خارج از کشور رفتند. سالیانی طول کشید تا دوباره صحبت از حقوق بشر شد.»

خانم شیرین عبادی سپس از حاضرین در سالن پرسید: «حتما شما می‌پرسید که آیا این همه تلاش شما تا به حال نتیجه‌ای هم داشته است؟» و بعد پاسخ داد:

«طی سالیان گذشته توانستیم قوانینی را اصلاح کنیم، از جمله در سال 2004 توانستیم قانون حضانت را به نفع مادران ایرانی اصلاح کنیم. اما همان طور که شنیدید مشکلات زیادی فرا روی ما وجود دارد و تا آن روز مردم ایران به فعالیت خودشان ادامه می‌دهند.»

خانم عبادی در پایانن از کسانی که آغازگر این راه بودند، من‌جمله دکتر کریم لاهیجی تشکر و قدردانی کردند.

هنگام صحبت‌های برنده جایزه صلح نوبل سکوت سنگینی بر سالن آمفی تاتر بلژیک حاکم بود.

عبدالکریم لاهیجی سخنران بعدی بود که از شروع فعالیت‌های حقوق بشر درایران و همچینن مسائل حقوقی و مساله قومیت‌ها در ایران سخن گفت.

در پایان جلسه پرسش‌هایی از طرف حاضرین در جلسه مطرح شد که خانم عبادی پاسخ دادند. این جلسه حدود سه ساعت به طول انجامید.

خانم شیرین عبادی صبح دیروز در یک کنفرانس مطبوعاتی که عبدالکریم لاهیجی آن را اداره می‌کرد حضور داشت و ضمن تشکر از جامعه مطبوعات و روزنامه نگاران به خاطر انعکاس صدای حقوق بشر در ایران، به سوالات خبرنگاران پاسخ داد.

یکی از خبرنگاران از خانم عبادی درباره‌ی مساله سازمان مجاهدین و حذف نام آن‌ها از لیست سازمان‌های تروریستی در پارلمان اروپا پرسید و نظر او را در این مورد جویا شد.

خانم عبادی گفت که این مساله، یک مساله‌ی حقوقی است که قاضی‌ها تصمیم گرفتند و در دادگاه رای دادند. او ادامه داد که من پرونده این سازمان را نخوانده‌ام.

 

+ نوشته شده در  شنبه هفدهم اسفند 1387ساعت 1:28  توسط اختر قاسمی  | 

 شیرین عبادی روز دوشنبه در شهر بروکسل آلمان برای صدها نفر از ایرانیان و اروپاییان و همچنین در پارلمان اروپا سخنرانی کرد. عکس هایی از او گرفتم که در سایت زمانه به عنوان عکس روز چاپ شد. در زیرکپی چند عکس را از روی سایت زمانه می بینید:
لینک مستقیم عکس ها در وبسایت رادیو زمانه


خانه > عکس روز > جهان > شیرین عبادی در مقر اتحادیه اروپا

تاریخ انتشار: ۱۵ اسفند ۱۳۸۷ • چاپ کنید    

شیرین عبادی در مقر اتحادیه اروپا

شیرین عبادی در مقر اتحادیه اروپا (زمانه، اختر قاسمی)

شیرین عبادی با خاویر سولانا رئیس سیاست خارجی اتحادیه اروپا دیدار و گفتگو کرد.
وب‌سایت سیاست خارجی اروپا اعلام کرد که این دیدار در هفته جاری در بروکسل پایتخت بلژیک انجام گرفته است. براساس این گزارش، آقای سولانا در این دیدار در خصوص وضعیت حقوق بشر در ایران، پلمب دفتر کانون مدافعان حقوق بشر و بازداشت ژینوش سبحانی منشی سابق این کانون با عبادی گفتگو کرده است.

+ نوشته شده در  پنجشنبه پانزدهم اسفند 1387ساعت 23:49  توسط اختر قاسمی  | 

رادیو زمانه

تاریخ انتشار مطلب: ۱۵ اسفند ۱۳۸۷
گزارشی از فرو ریختن آرشیو تاریخی اسناد دولتی کلن

حافظه گمشده کلن

اختر قاسمی
Akhtar.ghasemi@gmail.com

آرشیو تاریخی اسناد دولتی کلن، یکی از بزرگترین آرشیوهای آلمان بعد ازظهر دیروز فرو ریخت. گفته می‌شود که این اتفاق به دلیل ساخت مترو در چند قدمی این مرکز رخ داده است.

در ساعات اولیه، پلیس، خبر از مفقود شدن 9 نفر را داد ولی امروز اعلام شد احتمالا دو نفر در زیر آوار ماندند.

این مرکز تاریخی آرشیو، یکی از سه مرکز بزرگ آرشیو تاریخی فرهنگی آلمان بود. این آرشیو، در واقع نه تنها برای آلمان؛ بلکه برای همه جهانیان حائز اهمیت بود.


اهمیت این آرشیو نه تنها برای اسناد مهم تاریخی، فرهنگی و هنری بوده بلکه آثار دست نویس فیلسوفان، نویسندگان و مورخان بزرگی چون هگل، هاینریش بل و آلبرتوس مگنوس و یا همان آلبرت کبیر هم در آن جای داشت.

همچنین برخی از اسناد جنگ جهانی اول و جنگ جهانی دوم هم جزو این آرشیو بودند. عمر برخی از اسناد این آرشیو، به بیش از هزار سال می‌رسد.


شهر کلن که یکی از شهرهای قدیمی و تاریخی آلمان است برای مردم این کشور بسیار مهم و با اهمیت است. این شهر که مقبره آلبرت کبیر را در خود جای داده - به یاد این فیلسوف - دانشگاه شهر کلن را هم به نام او بنیان گذاشته‌اند.

شهری که هاینریش بل نویسنده بزرگ و برنده جایزه نوبل در آن متولد شد. این شهر در قرون وسطا از شهرهای پر جمعیت و مرکز اقتصاد و رفت و آمد آلمان‌ها به کشورهای دیگر بود. امروز این شهر مرکز اسناد خود و تاریخ خود را به زیر آوار برد.

طرح گسترش مترو سالیانی‌ست که در کلن ادامه دارد. بخش عظیمی از خیابان‌های شهر به همین دلیل در دست ساختمان هستند و تردد در آنها با مشکل روبرست.

خیابان زِوِورین که مرکزآرشیو تاریخی در آن بود، یکی از خیابان‌های قدیمی شهر است. این خیابان، چند سالی است که برای طرح مترو، چهره زیبای خود را از دست داده و به خیابانی مملو از ماشین‌های راه سازی و جایگاه ابزار کارگران تبدیل شده و رفت و آمد در آن بسیار دشوار است.


سال گذشته هم کلیسای قدیمی در این خیابان به هنگام فرو ریختن در بین زمین و هوا معلق ماند که به کمک مهندسین مختلف آلمانی و اروپایی از فرو ریختن آن جلوگیری کردند.

با اینکه مهندسین راه سازی و ساختمان و صاحب نظران بسیاری با این طرح در بخش‌های قدیمی شهر، مخصوصا این خیابان مخالفت کردند؛ ولی شهردار دمکرات مسیحی شهر، طرح خود را پیش برد.

البته او امروز و در نشست مطبوعاتی به گونه‌ای دیگر سخن گفت و خواهان تحقیق در باره‌ی این مساله شد و گفت که باید مساله‌ی مترو به طور جدی بررسی و اگر لازم بود متوقف شود، چرا که امنیت مردم مهم‌تر است.

چهره شهر از دیروز شکل دیگری به خود گرفته و مردم خشم خود را به اشکال مختلف نشان می‌دهند. از دیروز بیش از دویست مامور آتش نشانی به همراه کارکنان شرکت مترو و پلیس شهر تمام وقت مشغول کار هستند تا افراد احتمالی مانده در زیر آوار و نیز اسناد نیاکان خود را نجات دهند.

در حالی که رادیو کلن امروز بعداز ظهر خبر از نجات تعدادی از اسناد را داد، مطبوعات آلمان به نقل از هواداران میراث فرهنگی و مورخین، اعتراض خود را به این واقعه نشان دادند.

روبرت کرتشمار، رییس آرشیو آژانس مطبوعاتی آلمان با لحنی بسیار ناراحت و تند گفت انتظار چنین اتفاقی را در زمان جنگ داریم و نه در این شرایط صلح و در شهری آرام در مرکز آلمان.

انتظار می‌رود که در روزهای آینده بحث‌هایی در رسانه‌های آلمان به همراه اعتراضات شدید به شهردار کلن و سیاستمداران آلمانی صورت بگیرد.

Share

ShareThis

+ نوشته شده در  پنجشنبه پانزدهم اسفند 1387ساعت 23:14  توسط اختر قاسمی  |