خانه > عکس روز > گالری زمانه > گردهمایی اعتراضی ایرانیان، هلند
![]() |
| تاریخ انتشار: ۲۰ آذر ۱۳۸۸ | • چاپ کنید |
گردهمایی اعتراضی ایرانیان، هلند
به دعوت نهادها و مجامع فعال ایرانی در اروپا، و در همبستگی و دفاع از مبارزات مردم ایران، دهم دسامبر، روز حقوق بشر، صدها تن از ایرانیان اروپا مقابل پارلمان و دادگاه بینالمللی لاهه یک گردهمایی ترتیب دادند.
در این گردهمایی زنان ایرانی در صف مستقل خود با رنگ بنفش دیده میشدند. آنها این روز را به عنوان «روز نه به جمهوری اسلامی»، نامگذاری کردند.
این گردهمایی که از ساعت یک بعدازظهر از مقابل پارلمان هلند آغاز شده بود، با تحویل پوشهای شامل، نامههای اعتراضی و افشاگرانه از اعمال خشونتآمیز رژیم اسلامی ایران به دولت هلند، ادامه یافت و سپس با راهپیمایی به سمت دادگاه بینالمللی لاهه خاتمه پیدا کرد.
گردهمایی ایرانیان، هلند (اختر قاسمی)
خانه > گزارش ويژه > حقوق بشر > اکبر گنجی: زمان اعدامهای ۶۷ ایران نبودم
| تاریخ انتشار: ۷ آذر ۱۳۸۸ | • چاپ کنید |
یکشنبهی گذشته، اکبر گنجی به دعوت انجمن «اتحاد برای ایران» میهمان ایرانیان کلن بود. بیش از ۲۰۰ نفر در این گردهمایی شرکت کرده بودند. اکبر گنجی به مسایل جنبش اخیر ایران و جنبش سبز پرداخت و تمرکز صحبتهای او به مسالهی حقوق بشر و نفس آن در ایران و راهکارهای پیش رو بود. در بخش دوم برنامه گنجی به سوالات شرکتکنندگان پاسخ داد.
از او بهعنوان کسی که در دههی شصت در دستگاه دولتی بوده، دربارهی اعدامهای این دوران و بهخصوص سال ۶۷ سوال شد. او در پاسخ گفت که او در آن زمان در ایران نبوده و خبر اعدامها را دیرتر شنیده است. اکبر گنجی از حرکت خود و دیگر همکاراناش در رابطه با جنایات در ایران و تکمیل پرونده و ارجاع آن به سازمان ملل از همهی ایرانیان آزادیخواه خواست تا در تکمیل این پروندهی جنایی همکاری کنند:
اکبر گنجی به دعوت انجمن «اتحاد برای ایران» میهمان ایرانیان کلن بود
کاری که ما میکنیم و البته در درجهی اول شکایت این کمپین از علی خامنهای خواهد بود، و این نیاز به همکاری همهی دوستان دارد. ما وب سایتی درست کردهایم و پنجـشش هزار ایرانی تا کنون امضایاش کردهاند و درخواستمان این است که تمام ایرانیان عضو کمپینی شوند که یک پروژهی ملی است.
کار هم یک کار حقوق بشری است و اصلا کار سیاسی نیست، و حزب هم نیست. همه دارند کوشش میکنند به جنایات رهبران رژیم ایران رسیدگی شود. هر مرحلهای که اتفاق بیافتد، ما اعلام میکنیم و واقعا هم داریم با افراد متخصص در این مورد صحبت میکنیم.
این پروژه از حالتی برخوردار است که امکان ندارد این پروژه را مجانی پیش برود. چون شما باید برای این پروژه وکلای بینالمللی بگیرید و وکلای بینالمللی معمولا مجانی این کار را نخواهند کرد. من تا به حال کوششام این بوده است که هر کاری میکنیم مجانی باشد. ولی بههرحال ما مجبوریم برای این کار وکلای درجهی یک بینالمللی بگیریم و این به عضویت همهی ما ایرانیها در این کمپین نیاز دارد.
این عملی خواهد بود و به جامعهی ایران خیلی کمک میکند و امیدواریم که تا حدود زیادی باعث شود که خشونتها را در ایران کاهش دهد.
به هرحال خوب است که همه به این پروژهی ملی کمک کنند که بتوانیم با حمایت تکتک دوستان آن را پیش ببریم و همه در جمعآوری اسناد هم برای این کار باید کمک کنند تا بشود این پروژه را پیش برد.
البته این پروژه پروژهی زمانبَری است. دادگاههای بینالمللی مثل دادگاههای جمهوری اسلامی نیستند که شب حکم بدهند و صبح اعدام کنند. لذا مدرک میخواهد، سند میخواهد و ضمن این که مدرک و سند هم باشد، شما باید بتوانید اثبات کنید این فرد خاصی که شما مدعی هستید در این جنایت نقش داشته است. و این کار بسیار پیچیده و زمانبری است.
پیشنهادی که به من شده بود این بود که ضمن این کارِ بلندمدتی که میکنیم، یک کار کوتاهمدت هم بتوانیم بکنیم و آن تشکیل یک دادگاه بینالمللی شفاهی اولیه است و بزرگترین حقوقدانان و وکلای جهان را، مثلا ۵۰ نفر را جمع کنیم برای مدت دوـسه هفته و سران رژیم ایران را آنجا محاکمه کنیم. ما با این برنامهها پیش میرویم و امیدوار هستم که همهی دوستان در این برنامه به ما کمک کنند.
اکبر گنجی میگوید کار نخست کمپین، شکایت از آیتالله خامنهای است
درگفتوگوی تلفنی که با اکبرگنجی داشتم، از او دربارهی سفرهای اخیرش و هدف او از این سفرها پرسیدم:
ما ایرانیها را میبینیم و با مردم، با دانشجویان و با گروههای مختلف صحبت و تبادل نظر میکنیم راجع به مسایل ایران و اهداف جنبش سبز. ولی در عین حال یکی از مهمترین هدفهای من از این سفر این پروژهی جنایت علیه بشریت است که کمپین آن را چندوقتی هست که راه انداختهایم و قانونی شده است. ما در این مورد داریم گفتوگو میکنیم، برای کارهای عملی که در قالب این کمپین میشود انجام داد.
ما به دنبال این هستیم که وکلای درجهی یک بینالمللی را پیدا و با آنها مذاکره کنیم تا مسوولیت حقوقی این پرونده را بپذیرند و ما باید عملا وارد این کار بشویم که همه کمک کنند و اسناد در اختیار وکلای بینالمللی بگذارند، برای اینکه این پروندهی حقوقی تهیه شود و در اختیار سازمان ملل قرار گیرد برای رهبران ایران و خصوصا آیتالله خامنهای تا به اتهام جنایت علیه بشریت اینها را در دادگاه بینالمللی کیفری لاهه پای میز محاکمه بکشانیم.
آیا سفرتان به لایپزیک به خاطر جایزهای است که دو سال پیش به شما تعلق گرفته بود؟
بله. دو سال پیش در این شهر جایزهای به من تعلق گرفت با عنوان روزنامهنگار سال. من متاسفانه نتوانستم در این مدت به دلیل نداشتن ویزا به اینجا بیایم. برنامهی اینها هم هرسال در ماه اکتبر برگزار میشود که امسال هم برگزار شد. هر سال هم از من دعوت میکنند. خب من دوسال پیش ویزا نداشتم و چون الان ویزای من درست شده است به آنجا میروم و قرار است که جایزه در مراسمی به من داده شود.
میشود گفت که هدفتان از این سفرها هم این است که یک جبههی واحدی را برای اپوزیسیون خارج از کشور تشکیل دهید؟
کاری که من دنبالاش هستم و با همکاری دانشگاهیان و روشنفکران داریم انجام مید هیم، یک کار حقوق بشری است در قالب همان پروژهی جنایت علیه بشریت. طبعا با توجه به جنبش سبز که در ایران پدید آمده و طیف وسیعی را در بر گرفته است که ایرانیان از همه طیف در آن شرکت دارند.
این یک زمزمهای بود در ایران که ارتعاشاتاش در خارج هم ایرانیان را به حرکت درآورد و خوشبختانه شما میبینید که همهی ایرانیان در صحنه حضور دارند و خصوصا نسل جوان. در واقع همهی ایرانیان از این جنبش سبز ایران حمایت میکنند و همه خودشان را عضو کوچکی از آن جنبش بزرگ مردم ایران میدانند.

دیروز اکبر گنجی به دعوت "یوناتید فور ایران" در کلن یک جلسه سخنرانی داشت. جمعیت خوبی اومده بودند. صحبت های او در مورد مسائل ایران و جنبش سبز و مسائل پیش رو بود. گنجی از طرف شرکت کنندگان که بخش عظیمی هم با شال سبز آمده بودند مورد استقبال قرار گرفت. در پایان هم یک ساعت به پرسش و پاسخ اختصاص داده شد. گنجی به سوالات مختلف حضار از جمله در مورد اعدام های شصت و هفت و قتل های زنجیره ای پاسخ داد. گزارش کاملتر را به همراه عکس های دیگر به زودی در رادیو زمانه و وبسایت آن می شنوید و می بینید.


گزارش ویژه اختر قاسمی از این همايش، در رادیو زمانه
گزارش زیر هم در سایت رادیو زمانه چاپ شده :
| تاریخ انتشار: ۲ آبان ۱۳۸۸ | • چاپ کنید |
چهارمین همایش «اتحاد جمهوریخواهان ایران» از روز جمعه، ۲۳ اکتبر تا یکشنبه، ۲۵ اکتبر در شهر کلن آلمان برگزار میشود. البته جلسهی روز یکشنبه همایش به بحثهای درون تشکیلاتی و سازماندهی درونی اتحاد جمهوریخواهان اختصاص دارد.
استقبال از همایش بسیار خوب بوده است و میتوان گفت ۲۵۰ تا ۳۰۰ نفر در آن حضور یافتهاند. همچنین حضور جوانان در این همایش بسیار چشمگیر است و رنگ سبز هم در سالن جلب توجه میکند.
در سه همایش پیشین اتحاد جمهوریخواهان که حضور داشتم، جوانها اصلا حضور مشخصی نداشتند. اما این بار آنها نه تنها حضور دارند بلکه در بخشی از همایش، سمینار جوانان برگزار میشود و طی آن در بارهی نقش و خواستههای جوانان در جنبش سبز ایران تبادل نظر میشود.
در ارتباط با این همایش با آقایان مسعود فتحی، عضو هیأت سیاسی اتحاد جمهوریخواهان و حسن زهتاب، از اعضای شورای هماهنگی اتحاد جمهوریخواهان و همچنین خانم فاطمه حقیقتجو، فعال حقوق بشر و یکی از میهمانان سخنران این نشست، گفت و گوهایی کردهام.
خانم حقیقتجو، بحثهای مطرح شده در این همایش را چگونه میبینید؟ همچنین فعالیتهای زنان در تشکلهای خارج از کشور و تاثیر آن بر جنبشهای سیاسی مدنی ایران را چگونه ارزیابی میکنید؟
اولین سمیناری که در این همایش برگزار شد، در حوزهی تحولات سیاست خارجی و تاثیر جنبش سبز بر این تحولات بود. در این سمینار آقایان قاسمی، شریعتمداری، اسدی و همچنین من شرکت داشتیم. آقای براتی نیز ادارهی جلسه را بر عهده داشت.
در این جلسه تحولات سیاست خارجی جمهوری اسلامی در طول ۳۰ سال گذشته ارزیابی شد و این که رنگ ایدئولوژیک سیاست خارجی ایران، رنگ پررنگی است. گرچه این سیاست به موقع پراگماتیسم هم بوده است.
در خصوص تحولات و مذاکرات هستهای نیز تحلیلی به عمل آمد. در این تحلیل عمدهی شرکت کنندگان سمینار معتقد بودند تحولات مثبتی که در این مذاکرات صورت گرفت، برگرفته از بحران داخلی جمهوری اسلامی و جنبش سبز است. با این حال همهی آنان از آغاز مذاکرات میان گروه ۵+۱ و به ویژه آمریکا و ایران، استقبال میکنند و آن را به طور کلی مثبت ارزیابی میکنند.
در ارتباط با نقش زنان؛ بالاخره زنان بخشی از جامعهی ایرانی هستند و خوشبختانه در جلسهی امروز هم شاهد حضور فعالانهی آنان در جلسه بودیم. در سمینار اول همایش من شرکت داشتم و در سمینارهای بعدی نیز زنان حضور خواهند داشت. بنابراین زنان هم به عنوان شرکت کننده و هم به عنوان کسانی که دیدگاههایشان را بیان میکنند، مطرح هستند.
در ارتباط با حضور زنان، خود اعضای اتحاد جمهوریخواهان هم میتوانند توضیح بدهند اما آنچه من شاهد بودهام، حضور پررنگ و فعال زنان است.
طبیعی است که این حضور میتواند نقش مؤثری را در ایجاد و تمرین فرهنگ دمکراسی در بین فعالان سیاسی و در آیندهی ایران و نهادهای مدنی داشته باشد. همچنین حضور پررنگ زنان در این تصمیمگیریها میتواند هم تصمیمگیریها را متعادلتر کند و هم زنان را بیش از پیش وارد حوزههای سیاسی کند.
آقای فتحی، ممکن است در مورد اسنادی که به همایش ارائه شده و قرار است در مورد آنها تصمیمگیری شود، توضیحی بدهید؟
یکی از اسنادی که برای همایش چهارم اتحاد جمهوریخواهان تهیه شده، قطعنامهی سیاسی است که شامل یک ارزیابی سیاسی از شرایط و همچنین قطعنامههای پیشنهادی مختلفی که از سوی کشورهای مختلف ارائه شده و بحثهای جمعآوری شده از سوی احزاب است. در ارتباط با ساختار تشکیلاتی اتحاد نیز اسنادی به همایش ارائه شده است.
اما مهمترین بخش همایش چهارم، بحث بر روی قطعنامهی سیاسی است که به برخورد ما با جنبش سبز و نقش و جایگاه ما در این جنبش اختصاص دارد.
همچنین سهم ما در تقویت جنبش جاری در ایران، در تلاش این جنبش برای دمکراتیزه کردن جامعهی امروز ایران، باز کردن فضای سیاسی و گذر از روزهای سختی که بعد از انتخابات و بعد از تقلب بزرگ انتخاباتی بر جامعهی ما تحمیل شده است، بررسی خواهد شد.
چشماندازهایی که اتحاد جمهوریخواهان برای خود و برای سیاستهایش در این زمینه ترسیم کرده نیز در همایش مورد بحث و تبادل نظر قرار خواهد گرفت.
آقای فتحی، فکر میکنید برگزاری چنین همایشی چه تاثیری بر رویدادهای سیاسی درون ایران خواهد داشت؟
اتحاد جمهوریخواهان در انتخابات ایران خود را جزو نیروهایی به شمار میآورد که در حد خودشان میخواهند در سرنوشت سیاسی کشور مشارکت داشته باشند. در این راستا حتی برنامهی انتخاباتی نیز ارائه داد و در آن مردم را به شرکت در انتخابات و رأی دادن به نامزدهای اصلاحطلب که از نظر ما میتوانستند در تغییر شرایط فعلی مؤثر باشند، دعوت کرد.
اتحاد جمهوریخواهان امروز نیز خود را جزیی از جنبش سبز ایران میداند و این همایش هم برای تقویت این جنبش و هم به منظور تصمیمگیریهای مشخصی برای فعالیت ما در درون این جنبش هست. در واقع، تمام همایش به ارزیابی از نقش و فعالیتی که ما در رابطه با این جنبش میتوانیم انجام بدهیم اختصاص دارد.
آقای زهتاب، چه طیفهای مختلف فکری و سیاسی در این همایش شرکت کردهاند؟
خود اتحاد جمهوریخواهان ایران، همانطور که در بیانیهاش هم آمده، متشکل از طیف وسیع نیروهای سیاسی با دیدگاههای مختلف است که مخرج مشترک دیدگاههایشان اعتقاد به جمهوریای است که بر مبنای دمکراتیک بنا شده و پلورالیسم سیاسی را میپذیرد. همچنین تمام این نیروها خواهان یک جامعه مدنی، حقوق شهروندی و گذار مسالمتآمیز و تدریجی به این خواستهها هستند.
خوشبختانه در جنبش امروز ایران که به تدریج شکل گرفته، این خواسته برجستهتر شده که جامعهی ایران خواهان یک جامعهی مدنی و حقوق شهروندی است و خواهان آن است که هر فردی بتواند در سرنوشت جامعهاش شرکت داشته باشد.
این جنبش زمینهای را فراهم آورده که امروز طیفهای مختلف فکری مخالف استبداد که خواهان رسیدن به حقوق مدنی خود هستند، در نشست اتحاد جمهوریخواهان شرکت دارند؛ از طیفهای مختلفی با باورهای دینی و مذهبی گرفته تا کسانی که ممکن است باورهای دینی و مذهبی نداشته باشند، ولی همهی آنان به جمهوریت، به جمهوریای که پایه و اساسی برای جامعهی مدنی ایران باشد، اعتقاد دارند.
چهارمین همایش «اتحاد جمهوریخواهان ایران» در کلن، عکسها: اختر قاسمی
همانطور که سایر دوستان نیز اشاره کردند، یکی از مشخصههای همایش امسال شرکت طیف وسیع جوانان در این نشست است. خود این حضور پررنگ نشاندهندهی آن است که گفتمان جامعهی مدنی ایران که در گذشته مطرح بود، امروز به فعل درآمده و وارد عرصهی عمل شده و بر این مبنا جوانان نقش خود را میخواهند و خواست خود را دارند. این خواست از حقوق شهروندی هر انسانی سوای باورهای او است.
امروز طیف وسیعی در این نشست حضور دارد. امیدواریم این همدلی گسترش هرچه بیشتری پیدا کند و بتواند به جامعهی ایرانی برای رسیدن به خواستههای دمکراتیک خود کمک کند.
آقای فتحی، اتحاد جمهوریخواهان یکی از جریاناتی بود که خیلی صریح اعلام کرد در انتخابات شرکت خواهد کرد و از هواداران و اعضای خود نیز دعوت به شرکت در انتخابات و رأی به کاندیداهای اصلاحطلب کرده بود. امروز با توجه به شرایطی که پس از انتخابات در ایران به وجود آمده و حاکمیت یک دست شده است، فکر میکنید این حاکمیت اصلاحپذیر است؟
پیش از انتخابات در اتحاد جمهوریخواهان بحثهایی جریان داشت که در آن عدهای معتقد بودند باید به آقای کروبی رأی داد و دیگران نظرشان بر رأی دادن به آقای موسوی بود. تصمیم جمعی ما این شد که در انتخابات شرکت میکنیم و از دو کاندیدای اصلاحطلب حمایت میکنیم. هر فردی هم خود تصمیم میگیرد به کدام یک از این دو رأی بدهد. هر دوی آنها از نظر ما، حداقل تغییراتی را که لازم است، میتوانند در ایران به انجام برسانند.
بنابراین دعوت به شرکت در انتخابات کردیم که به نظر من سیاست درستی بود. محصول آن هم تنوعی است که در این همایش وجود دارد و همچنین حضور جوانان در میان ما.
در ارتباط با بحث اصلاحپذیر بودن، نظر من این است که هیچ رژیمی در دنیا نیست که اصلاحپذیر نباشد. این ذهنیت ما است که تصور میکند کسی که میگوید «من از جایم تکان نمیخورم»، از جایش تکان نخواهد خورد. جنبشها رژیمها را وادار میکنند که خودشان را تغییر بدهند. شرایط که تغییر کند، رژیمها هم مجبورند خود را با آن تطبیق بدهند.
بنابراین، تلاش ما این است که شرایطی در ایران به وجود بیاید که مجموعهای که در قدرت است، متوجه شود غیر از او نیروهای دیگری نیز در جامعه هستند که جایگاه خود را میخواهند.
این قسمت بالا را امروز در فیس بوک مهین با گریه می نوشتم...

مهین گرجی به هنگام کار در تحریریه رادیو فردا
بعد از مدت ها اومدم سراغ وبلاگم که بنویسم. عجیب این مدت دل گرفته بودم البته الان نمی خوام در این مورد صحبت کنم فقط میخوام در مورد اتفاق وحشتناکی که یکی دو روز پیش برای جامعه مطبوعات ایران افتاد بنویسم. بله خبر را همه می دونیم و همه هم شوک شدیم. رادیویی که کارکنانش همیشه هر نیم ساعت یک بار آخرین خبرهای ایران و جهان را به اطلاع ایرانیان سراسر دنیا می رساند دیروز می بایست خبر از سانحه ی تصادفی می داد که در آن دو خبررسان جوان و توانمند خود را از دست داد و یکی هم به اغما رفت. مظمئنا برای گوینده خبر چه دردناک بود که خبر مرگ دو همکار خود که هر روز با هم در یک اتاق کار می کردند را گزارش دهد...امیر زمانیفر و رزا حسنزاده آژیری برای همیشه نه تنها با جامعه رسانه بلکه با زندگی وداع کردند. نفر سوم مهین است که در کما ست. مهین را دو سال پیش وقتی تازه به پراگ آمده بود در سفری که به پراگ داشتم و به دیدار رادیو فردا رفتم دیدم. مقابل کامپیوتر آروم در حال کار کردن بود. دوربین در دست پیشش رفتم و سلام کردم. پرسیدم اشکالی نداره عکس بگیرم؟ خندید و گفت نه اصلا و به کارش ادامه داد. رنگ پوست سبزه اش فورا منو به یاد دختران خوزستان انداخت.. و طبق معمول اولین سوال من که آیا خوزستانی هست؟ و وقتی گفت بله گفتم نکنه همشهری من هستی؟ یادمه خیلی خوشحال شدم وقتی شنیدم همشهری هم هستیم ...به هر حال وقتی برگشتم گزارشی از این سفر نوشتم که در سایت رادیو زمانه و گویا چاپ شد. یه تکه از این گزارش که وقتی وارد تحریریه شدم را در زیر کپی می کنم:

رزا حسن زاده آژیری و امیر زمانی فر
"....فنجان قهوه در دست، به اتاق پخش رفتیم. اتاق پخش همانند اکثر استودیوهای صدا با یک پنجرهی شیشهای با اتاق فرمان ارتباط داشت. بهروز کارونی در اتاق پخش آماده برای خواندن اخبار بود. پیام جوان هم مسئول اتاق فرمان بود. چیزی طول نکشید که چراغ قرمز «پخش زنده» روشن شد. این به معنای آن بود که در اتاق پخش بسته شود و سکوت کاملا ً رعایت شود. پس از گرفتن عکس از بهروز به اتاق مجاور، که بخش ضبط و مونتاژ بود، رفتیم. سپس به طبقهی دوم اتاق هیأت تحریریه رفتیم. راهرو با گیاهان زیبا و مبلمان تزیین شده بود. سمت چپ راهرو با چند پله به حیاطی منتهی میشد که با میز و صندلی مخصوص سیگاریها آماده شده بود. کارکنان با خوشرویی به استقبال آمدند و ضمن خوشآمدگویی، همه با کنجکاوی میخواستند بدانند که این گزارش برای کجا تهیه میشود. وقتی که گفتم برای رادیو زمانه و سایت گویانیوز، برخی با تعجب گفتند رادیو زمانه؟ ولی پس از اینکه احساس کردند که همکاران رادیوی نوپای زمانه درآمستردام علاقهمند به تهیهی گزارش و گفتوگو با آنهاست، خوشحال شدند. همکاران دیگر، همچون ژان خاکزاد، عباس جوادی، نیما تمدن، آزاده شرفشاهی، توماج طاهباز، مریم منظوری، سعیده هاشمی، جمشید برزگر، عباس جوادی، مهین گرجی و...، هر کدام مشغول کار خود بودند. بعد از چندی ژان خاکزاد به همراه فریدون زرنگار راهی برنامهی یک ساعته مجلهی شامگاهی شدند. من هم به همراه آنها برای گرفتن عکس، دوباره به اتاق پخش رفتم..."
امیر رو هم یادمه که برای نمایش فیلم در باره هایده پزمان توی آخن با پژمان دیدم اصلا باور نکردنیه که جوون به این نازنینی دیگه نمی تونه بخنده....بعد از مدت ها تنها چیزی که به من نیرو داد دوباره در وبلاگم بنویسم یکی صحبت کردن از این غم بزرگ بود که به نوعی بار غم را کم می کنه و دیگه اینکه تسلیت به خانواده های عزادار و همکاران رادیو فردا و مسئله ای که دلم می خواد از این طریق انرژی مثبتی به مهین منتقل بشه شاید زودتر بیدار بشه. امیدوارم که حالش هر چه زودتر خوب بشه. ولی واقعا چقدر زندگی می تونه کوتاه باشه ... کاش ما قدر همدیگر را و دوست داشتن را بیشتر بدونیم تا بتونیم بیشتر از این عمر کوتاه لذت ببریم و کمتر غم بخوریم.
وبلاگ برادر مهین که بخاطر مهین می نویسه
http://asa2000.blogfa.com/
یاد امیر و رزا زنده باد و مجددا به خانواده ها شون و همکاران رادیو فردا و همه دوستاشون تسلیت می گم و براشون صیر و بردباری آرزو می کنم ...برای مهین هم از صمیم قلبم بهبودی هر چه زودتر آرزو می کنم...


گزارش تصویری زیر در سایت گویا نیوز چاپ شدهاختر قاسمی
نهمین فراخوان ایرانیان نورد راین وستفالن در اعتراض به تحلیف احمدی نژاد و حمایت از مبارزات دمکراسی خواهی مردم ایران

هم ميهنان عزیز!
نزدیک به دو ماه از موج مبارزات دمکراسی
خواهی مردم ایران که با اعتراض به کودتای انتخاباتی شروع شد؛ می گذرد. این
اعتراضات هر روز ابعاد گسترده تری به خود می گیرد.
ایرانیان در شهرهای مختلف ایران و جهان صدای اعتراض خود را رساتر می کنند. این صدای آزادیخواهی مردم ایران در سراسر جهان وحشت دولت جمهوری اسلامی را بیشتر کرده و سرکوب را در ابعاد گوناگون گسترش می دهد. رژیم ولایت فقیه در پاسخ به اعتراضات مسالمت آمیز مردم آنها را دستگیر و شکنجه و به قتل رساند.
حال قرار است روز چهارشنبه ریئس جمهور انتخابی ولایت فقیه طی یک مراسم فرمایشی برای سرکوب مبارزات آزادیخواهی مردم ایران سوگند یاد کند.
ما جمعی از ایرانیان مقیم ایالت نورد راین وستفالن آلمان با نقطه نظرات گوناگون
در اعتراض به این نمایش و هم صدا با مردم ایران که " احمدی نژاد ریئس جمهور مانیست" گرد هم می آییم تا صدایمان را به جهانیان برسانیم.
زمان: چهارشنبه 05.آگوست. 2009 ساعت 18:00 تا 20:00
مکان: کلن ـ میدان نوی مارکت
جمعی از ایرانیان ایالت نورد راین وست فالن ـ کلن
وبلاگ ایرانیان کلن:
http://iranian-koeln.blogspot.com/
ایمیل:
iranian.koeln@gmail.com
چهلمین روز شهادت ندا آقا سلطان
و دیگر جانباخته گان جنبش دمکراسی خواهی مردم ایران را گرامی بداریم!
پنج شنبه 30 یولی ساعت 19
هم میهنان گرامی!
پنجشنبه 30 ژولای چهل روز از جان باختن ندا آقا سلطان، که به سنبل جنبش دمکراسی خواهی مردم ایران تبدیل شده است، میگذرد. از آن روز تاکنون دهها تن از مردم ایران در خیابانها و زندانها، توسط نیروی سرکوبگر دولت جمهوری اسلامی جان خود را از دست داده اند.
برای گرامی داشت یاد،
نداها،
سهراب اعرابی ها، محمدحسین برزگرها، رضا طباطبایی ها، ایمان هاشمی ها، پریسا کلی ها، محسن حدادی ها، محمد نیکزادی ها، علی شاهدی ها، واحد اکبری ها، ابوالفضل عبداللهی ها، فهیمه سلحشورها، محسن روح الامینی ها، امیر جوادی فرها، رامین قهرمانی ها، اشکان سهرابی ها، کسری شرفی ها، کامبیز شعاعی ها، فاطمه
براتی ها، محسن ایمانی ها، کیانوش آساها، مسعود هاشم زاده ها،
ایمان نمازی ها، نادر ناصری ها، کاوه علی پورها و همه ی دیگربه خون
خفتگان جنبش اخیر ایران...
گرد هم می آئیم
تا شعله ی ندای آزادی خواهی هم
چنان گرم و فروزان باشد.
پیام تلفنی بزرگ بانوی شعر ایران سیمین بهبهانی
شعر خوانی شاعر معاصر ایران رضا مقصدی
سخنرانی ناصر کاخساز پژوهشگر ایرانی ساکن آلمان
موسیقی افسانه صادقی
به همراه موسیقی جوانان
Bürgerzentrum Engelshof e. V.
Oberstr. 96
51149 Köln - Porz Westhofen
روز پنجشنبه 30 ژولای 2009، از ساعت
19 تا 21
جمعی از ایرانیان ایالت نورد راین وست فالن – آلمان
آدرس سالن:
اختر قاسمی - تظاهرات 25 ژوئيه روز همبستگی با ایران به دعوت ایرانیان ایالت غرب آلمان ( نورد راین وستفالن) برگزار شد. جمعیتی نزدیک به دو هزار نفر در میدان هوی مارکت گرد آمده بودند.
برنامه متنوع با موسیقی شعر و سخنرانی همراه بود. احزاب سیاسی دولتی آلمان سبز ها و حزب چپ ها از این تظاهرات حمایت کردند و نمایندگانشان هم سخنانی در رابطه با جنبش دمکراسی خواهی مردم ایران ایراد کردند. نماینده دیده بان حقوق بشر بین الملل در کلن هم از سخنرانان بود. مهرداد هدایتی ترانه حقوق بشر را خواند که خیلی مورد استقبال قرار گرفت.
گروهی از دانشجویان مستقل کلن که از این برنامه حمایت کرده بودند و حضور فعال داشتند سی بادکنک سفید را به نشان صلح و آزادی که به هر کدام یکی از اصول حقوق بشر را نوشته بودند به هوا رها کردند.
هنرمندان ایرانی ساکن ایالت غرب آلمان با در دست داشتن شعار خود در دفاع از مبارزات دمکراسی خواهی مردم ایران از این تظاهرات حمایت کردند. خانم زیبا شکیب فیلم ساز و نویسنده ایرانی ـ آلمانی و سیروس ملکوتی از هنرمندان مهمان در تظاهرات بودند. برنامه تا ساعت 8 شب ادامه داشت.