تبليغاتX
از هر دری سخنی
وبلاگ اختر قاسمی گفته ها و ناگفته ها
گزارش تصویری زیر از چهارمین همایش اتحاد جمهوری خواهان ایران در شهر کلن است که در سایت گویا نیوز به چاپ رسیده برای کسانی که دسترسی به این وبسایت ندارند در زیر کپی می کنم:

دیدنیها >> گزارش تصویری اختر قاسمی از همايش چهارم اتحاد جمهوريخواهان ايران در کلن

گزارش ویژه اختر قاسمی از این همايش، در رادیو زمانه







































گزارش زیر هم در سایت رادیو زمانه چاپ شده :

تاریخ انتشار: ۲ آبان ۱۳۸۸ • چاپ کنید    
گزارشی از چهارمین همایش «اتحاد جمهوری‏خواهان ایران» در کلن

«هیچ رژیمی در دنیا نیست که اصلاح‏پذیر نباشد»

اختر قاسمی

چهارمین همایش «اتحاد جمهوری‏خواهان ایران» از روز جمعه، ۲۳ اکتبر تا یکشنبه، ۲۵ اکتبر در شهر کلن آلمان برگزار می‏شود. البته جلسه‏ی روز یکشنبه همایش به بحث‏های درون تشکیلاتی و سازماندهی درونی اتحاد جمهوری‌خواهان اختصاص دارد.

استقبال از همایش بسیار خوب بوده است و می‏توان گفت ۲۵۰ تا ۳۰۰ نفر در آن حضور یافته‏اند. همچنین حضور جوانان در این همایش بسیار چشم‏گیر است و رنگ سبز هم در سالن جلب توجه می‏کند.

در سه همایش پیشین اتحاد جمهوری‏خواهان که حضور داشتم، جوان‏ها اصلا حضور مشخصی نداشتند. اما این بار آن‏ها نه تنها حضور دارند بلکه در بخشی از همایش، سمینار جوانان برگزار می‏شود و طی آن در باره‏ی نقش و خواسته‏های جوانان در جنبش سبز ایران تبادل نظر می‏شود.

در ارتباط با این همایش با آقایان مسعود فتحی، عضو هیأت سیاسی اتحاد جمهوری‏خواهان و حسن زهتاب، از اعضای شورای هماهنگی اتحاد جمهوری‏خواهان و هم‏چنین خانم فاطمه حقیقت‏جو، فعال حقوق بشر و یکی از میهمانان سخنران این نشست، گفت و گوهایی کرده‌ام.

Download it Here!

خانم حقیقت‏جو، بحث‏های مطرح شده در این همایش را چگونه می‏بینید؟ هم‏چنین فعالیت‏های زنان در تشکل‏های خارج‏ از کشور و تاثیر آن بر جنبش‏های سیاسی مدنی ایران را چگونه ارزیابی می‏کنید؟

اولین سمیناری که در این همایش برگزار شد، در حوزه‏ی تحولات سیاست خارجی و تاثیر جنبش سبز بر این تحولات بود. در این سمینار آقایان قاسمی، شریعتمداری، اسدی و هم‏چنین من شرکت داشتیم. آقای براتی نیز اداره‏ی جلسه را بر عهده داشت.

در این جلسه تحولات سیاست خارجی جمهوری اسلامی در طول ۳۰ سال گذشته ارزیابی شد و این که رنگ ایدئولوژیک سیاست خارجی ایران، رنگ پررنگی است. گرچه این سیاست به موقع پراگماتیسم هم بوده است.

در خصوص تحولات و مذاکرات هسته‏ای نیز تحلیلی به عمل آمد. در این تحلیل عمده‏ی شرکت کنندگان سمینار معتقد بودند تحولات مثبتی که در این مذاکرات صورت گرفت، برگرفته از بحران داخلی جمهوری اسلامی و جنبش سبز است. با این حال همه‏ی آنان از آغاز مذاکرات میان گروه ۵+۱ و به ویژه آمریکا و ایران، استقبال می‏کنند و آن را به طور کلی مثبت ارزیابی می‏کنند.


در ارتباط با نقش زنان؛ بالاخره زنان بخشی از جامعه‏ی ایرانی هستند و خوشبختانه در جلسه‏ی امروز هم شاهد حضور فعالانه‏ی آنان در جلسه بودیم. در سمینار اول همایش من شرکت داشتم و در سمینارهای بعدی نیز زنان حضور خواهند داشت. بنابراین‏ زنان هم به عنوان شرکت کننده و هم به عنوان کسانی که دیدگاه‏هایشان را بیان می‏کنند، مطرح هستند.

در ارتباط با حضور زنان، خود اعضای اتحاد جمهوری‏خواهان هم می‏توانند توضیح بدهند اما آن‏چه من شاهد بوده‏ام، حضور پررنگ و فعال زنان است.

طبیعی است که این حضور می‏تواند نقش مؤثری را در ایجاد و تمرین فرهنگ دمکراسی در بین فعالان سیاسی و در آینده‏ی ایران و نهادهای مدنی داشته باشد. هم‏چنین حضور پررنگ زنان در این تصمیم‏گیری‏ها می‏تواند هم تصمیم‏گیری‏ها را متعادل‏تر کند و هم زنان را بیش از پیش وارد حوزه‏های سیاسی کند.

آقای فتحی، ممکن است در مورد اسنادی که به همایش ارائه شده و قرار است در مورد آن‏ها تصمیم‏گیری شود، توضیحی بدهید؟

یکی از اسنادی که برای همایش چهارم اتحاد جمهوری‏خواهان تهیه شده، قطعنامه‏‏‏ی سیاسی است که شامل یک ارزیابی سیاسی از شرایط و هم‏چنین قطعنامه‏های پیشنهادی مختلفی که از سوی کشورهای مختلف ارائه شده و بحث‏های جمع‏آوری‏ شده‏ از سوی احزاب است. در ارتباط با ساختار تشکیلاتی اتحاد نیز اسنادی به همایش ارائه شده است.


اما مهم‏ترین بخش همایش چهارم، بحث بر روی قطعنامه‏ی سیاسی است که به برخورد ما با جنبش سبز و نقش و جای‏گاه ما در این جنبش اختصاص دارد.

همچنین سهم ما در تقویت جنبش جاری در ایران، در تلاش این جنبش برای دمکراتیزه کردن جامعه‏ی امروز ایران، باز کردن فضای سیاسی و گذر از روزهای سختی که بعد از انتخابات و بعد از تقلب بزرگ انتخاباتی بر جامعه‏ی ما تحمیل شده است، بررسی خواهد شد.

چشم‏اندازهایی که اتحاد جمهوری‏خواهان برای خود و برای سیاست‏هایش در این زمینه ترسیم کرده نیز در همایش مورد بحث و تبادل نظر قرار خواهد گرفت.


آقای فتحی، فکر می‏کنید برگزاری چنین همایشی چه تاثیری بر رویدادهای سیاسی درون ایران خواهد داشت؟

اتحاد جمهوری‏خواهان در انتخابات ایران خود را جزو نیروهایی به شمار می‏آورد که در حد خودشان می‏خواهند در سرنوشت سیاسی کشور مشارکت داشته باشند. در این راستا حتی برنامه‏ی انتخاباتی نیز ارائه داد و در آن مردم را به شرکت در انتخابات و رأی دادن به نامزدهای اصلاح‏طلب که از نظر ما می‏توانستند در تغییر شرایط فعلی مؤثر باشند، دعوت کرد.

اتحاد جمهوری‏خواهان امروز نیز خود را جزیی از جنبش سبز ایران می‏داند و این همایش هم برای تقویت این جنبش و هم به منظور تصمیم‏گیری‏های مشخصی برای فعالیت ما در درون این جنبش هست. در واقع، تمام همایش به ارزیابی از نقش و فعالیتی که ما در رابطه با این جنبش می‏توانیم انجام بدهیم اختصاص دارد.


آقای زهتاب، چه طیف‏های مختلف فکری و سیاسی در این همایش شرکت کرده‏اند؟

خود اتحاد جمهوری‏خواهان ایران، همان‏طور که در بیانیه‏اش هم آمده، متشکل از طیف وسیع نیروهای سیاسی با دیدگاه‏های مختلف است که مخرج مشترک دیدگاه‏هایشان اعتقاد به جمهوری‏ای‏ است که بر مبنای دمکراتیک بنا شده و پلورالیسم سیاسی را می‏پذیرد. هم‏چنین تمام این نیروها خواهان یک جامعه‏ مدنی، حقوق شهروندی و گذار مسالمت‏آمیز و تدریجی به این خواسته‏ها هستند.

خوشبختانه در جنبش امروز ایران که به تدریج شکل گرفته، این خواسته برجسته‏تر شده که جامعه‏ی ایران خواهان یک جامعه‏ی مدنی و حقوق شهروندی است و خواهان آن است که هر فردی بتواند در سرنوشت جامعه‏اش شرکت داشته باشد.

این جنبش زمینه‏ای را فراهم آورده که امروز طیف‏های مختلف فکری مخالف استبداد که خواهان رسیدن به حقوق مدنی خود هستند، در نشست اتحاد جمهوری‏خواهان شرکت دارند؛ از طیف‏های مختلفی با باورهای دینی و مذهبی گرفته تا کسانی که ممکن است باورهای دینی و مذهبی نداشته باشند، ولی همه‏‏ی آنان به جمهوریت، به جمهوری‏ای که پایه و اساسی برای جامعه‏ی مدنی ایران باشد، اعتقاد دارند.


چهارمین همایش «اتحاد جمهوری‏خواهان ایران» در کلن، عکس‌ها: اختر قاسمی

همان‏طور که سایر دوستان نیز اشاره کردند، یکی از مشخصه‏های همایش امسال شرکت طیف وسیع جوانان در این نشست است. خود این حضور پررنگ نشان‏دهنده‏ی آن است که گفتمان جامعه‏ی مدنی ایران که در گذشته مطرح بود، امروز به فعل درآمده و وارد عرصه‏ی عمل شده و بر این مبنا جوانان نقش خود را می‏خواهند و خواست خود را دارند. این خواست از حقوق شهروندی هر انسانی سوای باورهای او است.

امروز طیف وسیعی در این نشست حضور دارد. امیدواریم این هم‏دلی گسترش هرچه بیشتری پیدا کند و بتواند به جامعه‏ی ایرانی برای رسیدن به خواسته‏های دمکراتیک خود کمک کند.

آقای فتحی، اتحاد جمهوری‏خواهان یکی از جریاناتی بود که خیلی صریح اعلام کرد در انتخابات شرکت خواهد کرد و از هواداران و اعضای خود نیز دعوت به شرکت در انتخابات و رأی به کاندیداهای اصلاح‏طلب کرده بود. امروز با توجه به شرایطی که پس از انتخابات در ایران به وجود آمده و حاکمیت یک دست شده است، فکر می‏کنید این حاکمیت اصلاح‏پذیر است؟

پیش از انتخابات در اتحاد جمهوری‏خواهان بحث‏هایی جریان داشت که در آن عده‏ای معتقد بودند باید به آقای کروبی رأی داد و دیگران نظرشان بر رأی دادن به آقای موسوی بود. تصمیم جمعی ما این شد که در انتخابات شرکت می‏کنیم و از دو کاندیدای اصلاح‏طلب حمایت می‏کنیم. هر فردی هم خود تصمیم می‏گیرد به کدام یک از این دو رأی بدهد. هر دوی آن‏ها از نظر ما، حداقل‏ تغییراتی را که لازم است، می‏توانند در ایران به انجام برسانند.

بنابراین دعوت به شرکت در انتخابات کردیم که به نظر من سیاست درستی بود. محصول آن هم تنوعی است که در این همایش وجود دارد و هم‏چنین حضور جوانان در میان ما.

در ارتباط با بحث اصلاح‏پذیر بودن، نظر من این است که هیچ رژیمی در دنیا نیست که اصلاح‏پذیر نباشد. این ذهنیت ما است که تصور می‏کند کسی که می‏گوید «من از جایم تکان نمی‏خورم»، از جایش تکان نخواهد خورد. جنبش‏ها رژیم‏ها را وادار می‏کنند که خودشان را تغییر بدهند. شرایط که تغییر کند، رژیم‏ها هم مجبورند خود را با آن تطبیق بدهند.

بنابراین، تلاش ما این است که شرایطی در ایران به وجود بیاید که مجموعه‏ای که در قدرت است، متوجه شود غیر از او نیروهای دیگری نیز در جامعه هستند که جای‏گاه خود را می‏خواهند.


+ نوشته شده در  یکشنبه سوم آبان 1388ساعت 21:23  توسط اختر قاسمی  | 

مهین جان ، سبزه خوزستانی عزیزم...باور نمی کنم ...هنوز در شوک ام...بغض عچیبی دارم دلم میخواد فریاد بزنم...میدونم که نمی تونی غم دوستای عزیزتو بپذیری برای همین هم خوابیدی که خبر بدی نشنوی.. خبر بد خیلی دردناکه ... می بینی حال همه ما را؟ بیدار شو که همه... منتظرتیم .و می خواایم که باهات در غم عزیزان از دست رفته شریک باشیم ..از صمیم قلب آرزوی سلامتی هر چه زودتر برات دارم .مطمئنم تو از پس همه چیز بر میای و اغما را به کما می بری تا دیگه به طرف خوبانی مثل تو نیاد. مدتی بود همش فکر می کردم خیلی وقته با مهین گپی نزدیم و دوباره نصفه شب بلند بخندیم..کاش اون هفته با بچه ها برای کنسرت می اومدی کلن نمی ذاشتم زود بری...چقدر گفتم به مهین هم بگید حتما بیاد...
منتظرتیم مهین جان زودتر بیدار شو ...مگه همش نمی گفتی اختر پاشو بیا پراگ پیشم؟ میخوام بیام بگو که پاشدی ...بیدار شو مهین جان..

این قسمت بالا را امروز در فیس بوک مهین با گریه می نوشتم...



مهین گرجی به هنگام کار در تحریریه رادیو فردا

بعد از مدت ها اومدم سراغ وبلاگم که بنویسم. عجیب این مدت دل گرفته بودم البته الان نمی خوام در این مورد صحبت کنم فقط میخوام در مورد اتفاق وحشتناکی که یکی دو روز پیش برای جامعه مطبوعات ایران افتاد بنویسم. بله خبر را همه می دونیم و همه هم شوک شدیم. رادیویی که کارکنانش همیشه هر نیم ساعت یک بار آخرین خبرهای ایران و جهان را به اطلاع ایرانیان سراسر دنیا می رساند دیروز می بایست خبر از سانحه ی تصادفی می داد که در آن دو خبررسان جوان و توانمند خود را از دست داد و یکی هم به اغما رفت. مظمئنا برای گوینده خبر چه دردناک بود که خبر مرگ دو همکار خود که هر روز با هم در یک اتاق کار می کردند را گزارش دهد...امیر زمانی‌فر و رزا حسن‌زاده آژیری  برای همیشه  نه تنها با جامعه رسانه بلکه با زندگی وداع کردند. نفر سوم مهین است که در کما ست. مهین را دو سال پیش وقتی تازه به پراگ آمده بود در سفری که به پراگ داشتم و به دیدار رادیو فردا رفتم دیدم. مقابل کامپیوتر آروم در حال کار کردن بود. دوربین در دست پیشش رفتم و سلام کردم. پرسیدم اشکالی نداره عکس بگیرم؟ خندید و گفت نه اصلا و به کارش ادامه داد. رنگ پوست سبزه اش فورا منو به یاد دختران خوزستان انداخت.. و طبق معمول اولین سوال من که آیا خوزستانی هست؟ و وقتی گفت بله گفتم نکنه همشهری من هستی؟ یادمه خیلی خوشحال شدم وقتی شنیدم همشهری هم هستیم ...به هر حال وقتی برگشتم گزارشی از این سفر نوشتم که در سایت رادیو زمانه و گویا چاپ شد. یه تکه از این گزارش که وقتی وارد تحریریه شدم را در زیر کپی می کنم:


رزا حسن زاده آژیری و امیر زمانی فر

"....فنجان قهوه در دست، به اتاق پخش رفتیم. اتاق پخش همانند اکثر استودیوهای صدا با یک پنجره‌ی شیشه‌ای با اتاق فرمان ارتباط داشت. بهروز کارونی در اتاق پخش آماده برای خواندن اخبار بود. پیام جوان هم مسئول اتاق فرمان بود. چیزی طول نکشید که چراغ قرمز «پخش زنده» روشن شد. این به معنای آن بود که در اتاق پخش بسته شود و سکوت کاملا ً رعایت شود. پس از گرفتن عکس از بهروز به اتاق مجاور، که بخش ضبط و مونتاژ بود، رفتیم. سپس به طبقه‌ی دوم اتاق هیأت تحریریه رفتیم. راهرو با گیاهان زیبا و مبلمان تزیین شده بود. سمت چپ راهرو با چند پله به حیاطی منتهی می‌شد که با میز و صندلی مخصوص سیگاری‌ها آماده شده بود. کارکنان با خوش‌رویی به استقبال آمدند و ضمن خوش‌آمدگویی، همه با کنجکاوی می‌خواستند بدانند که این گزارش برای کجا تهیه می‌شود. وقتی که گفتم برای رادیو زمانه و سایت گویانیوز، برخی با تعجب گفتند رادیو زمانه؟ ولی پس از این‌که احساس کردند که همکاران رادیوی نوپای زمانه درآمستردام علاقه‌مند به تهیه‌ی گزارش و گفت‌وگو با آنهاست، خوشحال شدند. همکاران دیگر، همچون ژان خاکزاد، عباس جوادی، نیما تمدن، آزاده شرفشاهی، توماج طاهباز، مریم منظوری، سعیده هاشمی، جمشید برزگر، عباس جوادی، مهین گرجی و...، هر کدام مشغول کار خود بودند. بعد از چندی ژان خاکزاد به همراه فریدون زرنگار راهی برنامه‌ی یک ساعته‌ مجله‌ی شامگاهی شدند. من هم به همراه آنها برای گرفتن عکس، دوباره به اتاق پخش رفتم..."

امیر رو هم یادمه که برای نمایش فیلم در باره هایده پزمان توی آخن با پژمان دیدم اصلا باور نکردنیه که جوون به این نازنینی دیگه نمی تونه بخنده....بعد از مدت ها تنها چیزی که به من نیرو داد دوباره در وبلاگم بنویسم یکی صحبت کردن از این غم بزرگ بود که به نوعی بار غم را کم می کنه  و دیگه اینکه تسلیت به خانواده های عزادار و همکاران رادیو فردا و مسئله ای که دلم می خواد از این طریق انرژی مثبتی  به مهین منتقل بشه شاید زودتر بیدار بشه. امیدوارم که حالش هر چه زودتر خوب بشه. ولی واقعا چقدر زندگی می تونه کوتاه باشه ... کاش ما قدر همدیگر را و دوست داشتن را بیشتر بدونیم تا بتونیم بیشتر از این عمر کوتاه لذت ببریم و کمتر غم بخوریم.

وبلاگ برادر مهین که بخاطر مهین می نویسه

http://asa2000.blogfa.com/

یاد امیر و رزا زنده باد و مجددا به خانواده ها شون و همکاران رادیو فردا و همه دوستاشون تسلیت می گم و براشون صیر و بردباری آرزو می کنم ...برای مهین هم از صمیم قلبم بهبودی هر چه زودتر آرزو می کنم...

+ نوشته شده در  پنجشنبه نهم مهر 1388ساعت 8:36  توسط اختر قاسمی  | 

سرود حقوق بشر با صدای مهرداد هدایتی در تظاهرات ایرانیان نورد راین وستفالن در شهر کلن در اعتراض به تحلیف احمدی نژاد و دفاع از مبارزات دمکراسی خواهی مردم ایران
برای دیدن فیلم لطفا اینجا را کلیک کنید

+ نوشته شده در  جمعه شانزدهم مرداد 1388ساعت 18:55  توسط اختر قاسمی  | 

گزارش تصویری زیر در سایت گویا نیوز چاپ شده

دیدنیها >> اعتراض ایرانیان ساکن ایالت غربی آلمان در میدان مرکزی شهر کلن به تحلیف رئیس جمهور

اختر قاسمی





















+ نوشته شده در  جمعه شانزدهم مرداد 1388ساعت 18:53  توسط اختر قاسمی  | 

نهمین فراخوان ایرانیان نورد راین وستفالن در اعتراض به تحلیف احمدی نژاد و حمایت از مبارزات دمکراسی خواهی مردم ایران











هم ميهنان عزیز!
نزدیک به دو ماه از موج مبارزات دمکراسی خواهی مردم ایران که با اعتراض به کودتای انتخاباتی شروع شد؛ می گذرد. این اعتراضات هر روز ابعاد گسترده تری به خود می گیرد.

ایرانیان در شهرهای مختلف ایران و جهان صدای اعتراض خود را رساتر می کنند. این صدای آزادیخواهی مردم ایران در سراسر جهان وحشت دولت جمهوری اسلامی را بیشتر کرده و سرکوب را در ابعاد گوناگون گسترش می دهد. رژیم ولایت فقیه در پاسخ به اعتراضات مسالمت آمیز مردم آنها را دستگیر و شکنجه و به قتل رساند.

حال قرار است روز چهارشنبه ریئس جمهور انتخابی ولایت فقیه طی یک مراسم فرمایشی برای سرکوب مبارزات آزادیخواهی مردم ایران سوگند یاد کند.

ما جمعی از ایرانیان مقیم ایالت نورد راین وستفالن آلمان با نقطه نظرات گوناگون

در اعتراض به این نمایش و هم صدا با مردم ایران که " احمدی نژاد ریئس جمهور مانیست" گرد هم می آییم تا صدایمان را به جهانیان برسانیم.

زمان: چهارشنبه 05.آگوست. 2009 ساعت 18:00 تا 20:00

مکان: کلن ـ میدان نوی مارکت

جمعی از ایرانیان ایالت نورد راین وست فالن ـ کلن

وبلاگ ایرانیان کلن:

http://iranian-koeln.blogspot.com/

ایمیل:

iranian.koeln@gmail.com

+ نوشته شده در  سه شنبه سیزدهم مرداد 1388ساعت 9:9  توسط اختر قاسمی  | 

چهلمین روز شهادت ندا آقا سلطان

و دیگر جانباخته گان جنبش دمکراسی خواهی مردم ایران را گرامی بداریم!

پنج شنبه 30 یولی ساعت 19 

هم میهنان گرامی!

پنجشنبه 30 ژولای چهل روز از جان باختن ندا آقا سلطان، که به سنبل جنبش دمکراسی خواهی مردم ایران تبدیل شده است، میگذرد. از آن روز تاکنون دهها تن از مردم ایران در خیابانها و زندانها، توسط نیروی سرکوبگر دولت جمهوری اسلامی جان خود را از دست داده اند.

برای گرامی داشت یاد،

نداها، سهراب اعرابی ها، محمدحسین برزگرها، رضا طباطبایی ها، ایمان هاشمی ها، پریسا کلی ها، محسن حدادی ها، محمد نیکزادی ها، علی شاهدی ها، واحد اکبری ها، ابوالفضل عبداللهی ها، فهیمه سلحشورها، محسن روح الامینی ها، امیر جوادی فرها، رامین قهرمانی ها، اشکان سهرابی ها، کسری شرفی ها، کامبیز شعاعی ها، فاطمه براتی ها، محسن ایمانی ها، کیانوش آساها، مسعود هاشم زاده ها، ایمان نمازی ها، نادر ناصری ها، کاوه علی پورها و همه ی دیگربه خون خفتگان جنبش اخیر ایران...

گرد هم می آئیم

 تا شعله ی ندای آزادی خواهی هم چنان گرم و فروزان باشد
.

 

پیام تلفنی بزرگ بانوی شعر ایران سیمین بهبهانی

شعر خوانی شاعر معاصر ایران رضا مقصدی

سخنرانی ناصر کاخساز پژوهشگر ایرانی ساکن آلمان

موسیقی افسانه صادقی

به همراه موسیقی جوانان

 


 

Bürgerzentrum Engelshof e. V.

Oberstr. 96

51149 Köln  - Porz Westhofen

روز پنجشنبه 30 ژولای 2009،  از ساعت 19 تا 21

جمعی از ایرانیان ایالت نورد راین وست فالن – آلمان

آدرس سالن:



 

+ نوشته شده در  چهارشنبه هفتم مرداد 1388ساعت 1:59  توسط اختر قاسمی  | 

گزارش زیر در در سایت گویا نیوز چاپ شده که در زیر می بینید

دیدنیها >> گزارش تصویری تظاهرات 25 ژوئيه در کلن

اختر قاسمی - تظاهرات 25 ژوئيه روز همبستگی با ایران به دعوت ایرانیان ایالت غرب آلمان ( نورد راین وستفالن) برگزار شد. جمعیتی نزدیک به دو هزار نفر در میدان هوی مارکت گرد آمده بودند.

برنامه متنوع با موسیقی شعر و سخنرانی همراه بود. احزاب سیاسی دولتی آلمان سبز ها و حزب چپ ها از این تظاهرات حمایت کردند و نمایندگانشان هم سخنانی در رابطه با جنبش دمکراسی خواهی مردم ایران ایراد کردند. نماینده دیده بان حقوق بشر بین الملل در کلن هم از سخنرانان بود. مهرداد هدایتی ترانه حقوق بشر را خواند که خیلی مورد استقبال قرار گرفت.

گروهی از دانشجویان مستقل کلن که از این برنامه حمایت کرده بودند و حضور فعال داشتند سی بادکنک سفید را به نشان صلح و آزادی که به هر کدام یکی از اصول حقوق بشر را نوشته بودند به هوا رها کردند.

هنرمندان ایرانی ساکن ایالت غرب آلمان با در دست داشتن شعار خود در دفاع از مبارزات دمکراسی خواهی مردم ایران از این تظاهرات حمایت کردند. خانم زیبا شکیب فیلم ساز و نویسنده ایرانی ـ آلمانی و سیروس ملکوتی از هنرمندان مهمان در تظاهرات بودند. برنامه تا ساعت 8 شب ادامه داشت.













































+ نوشته شده در  دوشنبه پنجم مرداد 1388ساعت 14:49  توسط اختر قاسمی  | 

تظاهرات ایرانیان کلن و غرب آلمان با حضور چشمگیر ایرانیان در پاسخ به فراخوان دیده بان حقوق بشر بین الملل، عفو بین الملل، گزارشگران بدون مرز و انجمن قلم ـ پن برگزار شد.

بیشتر به نقل از وبلاگ ایرانیان کلن:

لینک فیلم در یوتیوب

















به دعوت ایرانیان ایالت غرب آلمان  جمعیتی  نزدیک به 2000 نفر در میدان هوی مارکت شهر کلن جمع شده بودند. برنامه متنوع شامل موسیقی و سخنرانی و شعرخوانی بود.
نماینده حقوق بشر بین الملل در شهر کلن از مردم ایران در جهت احقاق حقوق خود دفاع  کرد. نمایندگان حزب سبزها و حزب چپ آلمان ضمن دفاع از مبارزات مردم در ایران اعلام همبستگی  خود را اعلام کردند.
چند تن از خانواده سهراب اعرابی عمو عمه و دو دختر عمه ی او در این برنامه حضور داشتند که برای شرکت کنندگان با خاطره و شعر سخن گفتند.
هنرمندان ایرانی ساکن ایالت غرب آلمان به شکل گروهی در این تظاهرات حضور داشتند و حمایت خود را اعلام کردند. مهرداد هدایتی خواننده ساکن کلن با اجرای پرشور ترانه حقوق بشر  شور و هیچان خاصی را در بین تماشاگران بوجود آورد.
گروهی از دانشجویان ایرانی که حامی این برنامه بودند سی بادکنک سفید را که به هرکدام یکی از اصول حقوق بشر نوشته شده بود در هوا رها کردند.
این برنامه مورد توجه آلمانی ها قرار گرفت و تا ساعت 8 شب ادامه داشت.
+ نوشته شده در  یکشنبه چهارم مرداد 1388ساعت 8:11  توسط اختر قاسمی  | 


برای اطلاعات از تظاهرات و برنامه های ایرانیان کلن به وبلاگ جدید ایرانیان کلن مراجعه کنید:

http://iranian-koeln.blogspot.com//

در پاسخ به فراخوان عمومی دفتر جامعه بین الملل حقوق بشر،


گزارشگران بدون مرز و انجمن بین المللی قلم "پن" آلمان ـ

در حمایت از مبارزات مردم ایران و همبستگی با آنان:

دعوت به تظاهرات: شنبه 25 یولی 2009  ساعت 17:30

 میدان هوی مارکت

هم ميهنان عزيز!


موج مبارزات دمکراسی خواهی مردم ایران هر روز ابعاد گسترده تری به خود می گیرد و هر روز ایرانیان در شهرهای مختلف ایران و جهان صدای اعتراض خود را رساتر می کنند. این صدای آزادیخواهی مردم ایران در سراسر جهان وحشت دولت جمهوری اسلامی را  بیشتر کرده و سرکوب را در ابعاد گوناگون گسترش می دهد.  
برای دفاع از مبارزات مردم کشورمان، برای اعتراض به دستگیرهای اخیر و سرکوب های خيابانی برای دفاع از آزادی مطبوعات و حق بيان و حقوق بشر گرد هم می آییم.
ما، جمعی از ايرانيان مقيم ايالت نوردراين وست فالن آلمان با نقطه نظرات گوناگون، از همه هموطنان دعوت می کنيم که در اين حرکت اعتراضی مشترک فعالانه شرکت کنند تا بتوانيم همبستگی خود را با مردم کشورمان اعلام کرده و تا حد توان خود فرياد اعتراضمان را  به سرکوب مردم ايران  بازتاب دهيم.شرکت تک تک شما در اين گردهمايی مشترک می تواند بارقه ای از اميد در دل هم ميهنانمان بتاباند
.

 

جمعی از ایرانیان ایالت نورد راین وست فالن ـ کلن

وبلاگ ایرانیان کلن:

http://iranian-koeln.blogspot.com/

ایمیل:

iranian.koeln@gmail.com

+ نوشته شده در  چهارشنبه سی و یکم تیر 1388ساعت 4:2  توسط اختر قاسمی  | 

گزارش زیر از بزرگداشت سهراب اعرابی در شهر مرزی فالس ( نزدیک آخن) هست که در سایت گویا نیوز چاپ شده. برای علاقه مندانی که دسترسی به این سایت ندارند در زیر کپی می کنم:

بزرگداشت سهراب اعرابی با استقبال مردم روبرو شد، گزارش اختر قاسمی همراه با عکس

سهراب اعرابی

روز يکشنبه ۱۹ ژوئيه در شهر فالس، در نزديکی آخن (آلمان) مجلس بزرگداشتی برای جوان ايرانی سهراب اعرابی برگزار شد. در اين مراسم برخی از اعضای خانواده سهراب شرکت داشتند و آقايان کاظم کردوانی و رضا معينی سخنرانی کردند. افسانه صادقی، هنرمند صلح و آزادی نيز با ترانه های خود مردم حاضر را به شور آورد


روز يکشنبه ۱۹ ژوئيه به دعوت کانون ره آورد در آخن مجلس بزرگداشتی برای جوان ايرانی سهراب اعرابی برگزار شد. سهراب اعرابی که در تظاهرات مسالمت آميز روز ۲۵ خرداد در تهران شرکت کرده بود با شليک گلوله توسط نيروهای بسيج جان خود را ازدست داد. بزرگداشت سهراب با استقبال عظيم ايرانيان مواجه شد. بيش از پانصد نفر در اين مراسم شرکت کردند.


فرح محمدی، عمه سهراب (راست)

ابتدا فرح محمدی، عمه سهراب، خاطراتی از سهراب را بازگو کرد. او که چند بار در طی صحبت های خود اشک ريخت در پايان سخنان خود گفت: "سهراب فقط يک بار در زندگی کوتاهش رأی داد و به خاطر همين رأی هم کشته شد! از اميدها و آرزوهای سهراب ها دفاع کنيم! از مردم ايران دفاع کنيم! از زندگی دفاع کنيم! با مرگ و سياهی و خفقان مبارزه کنيم. اين تنها راه باقی مانده پيش روی ماست!"


رضا معينی

رضا معينی مسئول بخش فارسی گزارشگران بدون مرز دومين سخنران اين مراسم بود. او به کشته شدگان اخير در تظاهرات مسالمت آميز در ايران و مقايسه سنی آنان با اعداميان و زندانيان دهه شصت که عمدتا از ترکيب سنی جوان و زير ۲۵ سال بوده اشاره می کند و اين را وحشت رژيم و کودتای مداوم رژيم می داند . رضا معينی در ادامه به اين که اين کودتا هم ادامه کودتای دهه شصت است اشاره کرد. مدير بخش فارسی گزارشگران بدون مرز گفت: عاقبت سهراب کشی خروج از بحران نيست بلکه بوجود آوردن بحران و آمادگی برای کشتار دسته جمعی ست. رضا معينی در پايان شعری را خواند که زمانی که در زندان بود زمزمه می کرد او گفت اين شعر را از ۲۰۹ تا خاوران خوانده بودم از انقلاب تا آزادی و بياد دارم و هر بار که اين شرايط باشد هم می خوانم و می دانم که سهراب ها زنده اند:
چشمم را می بندم، نمی دانم خوابم يا بيدارم ولی توخاورانم همون جا ايستاده ام مادرم برخاک دست می کشد و مويه می خواند، نمی دانم سهراب آنجاست، نمی دانم کيست، همايون، سهراب، کسی ديگر، سهرابی ديگر، کسی ديگر است که دست سهراب را در دستانش گرفته است، فرييرز هم آنجاست، منتظرم که بگويد ديدی آخر، چشم باز می کنم در قاب اکران مادرم نيست، مادر ديگری ست، يکی ديگر از خواهرانم، مادر سهراب است که شيون می کند، در خاوران نيستم همانجا نشسته ام همان جا نشسته ام و دارم نگاه می کنم در قاب ديگر عکس همايون، بهروز، جمشيد، کسری، توکل، فريدون و مسعود چشمانشان در پشت قاب عکس برق می زند مثل چشمان همان شب فريبرز مثل چشمان عکس سهراب در عکس هايش...


بهمن محمدی، عموی سهراب

سپس عموی سهراب اعرابی بهمن محمدی ضمن ايراد سخنانی دو شعر از سياوش کسرايی و مهدی اخوان ثالث با ياد سهراب و سهراب ها خواند. او به هنگام خواندن شعر اخوان ثالث "خانه ام آتش گرفته است آتشی جانسوز آتشی بيرحم..." متاثر شده بود.
سپس تکنوازی تار توسط رامين عظيميان، هنرمند جوان اجرا شد. او قطعه ای از حميد متبسم به نام "مرثيه" را اجرا کرد.


رامين عظيميان


ابوالفضل اردوخانی

ابوالفضل اردوخانی نويسنده ساکن بروکسل مطلبی برای همدردی با خانواده ی سهراب و ديگر شهيدان با عنوان "من هم پدرم" خواند: "خنجری در سينه فرو رفته دارم درد می کشم رنج می کشم با شما هم دردم ومحتاج هم دردی."
شيدا دختر عمه ی جوان سهراب به همراه آزاده، شعری از عمران صلاحی به نام "صاحب عکس فوق" را به دو زبان فارسی و آلمانی برای حضار خواندند:
صاحب عکس فوق گمشده است رفته از خانه نيامده است مادرش گريه می کند شب و روز صاحب عکس فوق چشمهايش درشت دست هايش هميشه مشت صاحب عکس فوق با خروش روی آسفالت می کشد فرياد، سينه اش باغ لاله های غريب صاحب عکس فوق در خيابان آرزو جان داد می روم پيش مادرش تا بگويم صاحب عکس فوق منم...
سپس شيدا دختر عمه ی سهراب خاطره ای را از روزی که خبر کشته شدن پسر دايی خود را شنيد با گريه برای حضار تعريف کرد. شيدا با ناباوری از مرگ پسر دايی کوچکش که فقط بخاطر دفاع از حق رای خود کشته شده صحبت می کرد. او گفت که ما در يک کشور آزاد زندگی می کنيم و برای اينکه عقيده مان را بيان کنيم کشته نمی شويم او از همه خواست تا در برابر اين بی عدالتی ساکت نشينند و نگذارند که خون سهراب و ديگر کسانی که در راه آزادی کشته شدند پايمال شود. سخنان شيدا همه حضار را به شدت تحت تاثير قرار داد به طوری که در طول صحبت او صدای گريه حاضرين گاهی مانع شنيدن صدای او می شد.


شيدا، دختر عمه ی سهراب، پشت ميکروفون

فريبا دختر عمه ی ديگر سهراب هم دو شعر از رضا مقصدی و نعمت آزرم را برای او خواند.
پيام تسليت و همبستگی کانون ره آورد - آخن و پيام کميته ايرانيان ساکن بلژيک با خانواده ها بخش بعدی برنامه بود.
سخنران بعدی آقای کاظم کردوانی جامعه شناس و پژوهشگر و عضو کانون نويسندگان ايران، از برلين، تحليلی در مورد جنبش نوين ايران ارائه کرد.
کاظم کردوانی ضمن تسليت به خانواده سهراب و همه مردم ايران گفت: خبر از مردمی ست که صدها و ميليون ها به خيابان می ريزند و فرياد آزادی سر می دهند و حق خود را طلب می کنند و خبر از حکومتی ست که همچون سی سال فرمانروايش به خواست های مردم خود بی اعتناست و برای حفظ حاکميت خود شرم را در زير دستان به بند کشيده است و با شمشير آخته به ميدان آمده است. خبر از کارزاری ست به پهنای ميان آزادی و استبداد. در اين دو سوی کارزار يک سو مردم ايران و سوی ديگر حکومت حاکم، منطق مردم ايران روشن است و می گويند شما حکومتيان از ما خواستيد که در اين انتخابات شرکت کنيم و ما هم شرکت کرديم و به يکی از چهار کانديدی که از صافی شما گذشته بود رای داديم و حالا می خواهيم که به اين رای ما احترام گذاشته شود. سخن حکومت هم روشن است و ساده. می گويد ما گفتيم که رای بدهيد اما نه رای خودتان بلکه رای ما ولی به نام شما! چنين بود منظور ما و لاغير! اما مردم ما نشان دادند که زير بار اين چنين زور گويی آشکار و شرم آور و ننگين نمی روند و نخواهند رفت هرچند که حکومت گزمه های وحشی به جان مردم بياندازد و به هيچ کس حتی پيرزنان و پيرمردان و اطفال رحم نکند هرچند حکومت پاسخش کشتار و شکنجه باشد و گلوله. هرچند در نماز جمعه حق خواهی مردم را مخالفت با نماينده خدا بر زمين و مخالفت با خدا بداند و حکم محاربه با خدا برای ميليون ها مردم ايران صادر کند اين جنبش سر باز ايستادن ندارد."
کاظم کردوانی به بررسی چنين جنبش های اجتماعی بزرگ می پردازد و به وضعيت جامعه و جهت گيری جامعه نگاه می کند:
ميليون ها نفر در چنين جنبشی اجتماعی شرکت می کنند. اين جنبش بار عاطفی و احساسی فراوانی دارد و تحرک می آورد و زمانی که حکومت چنين برخورد خشنی می کند به علت بار بزرگ عاطفی و احساسی عموما مدت ها طول می کشد تا نقاط ضعف و قوت را ببينند.


کاظم کردوانی

"اگر ما همه اين فعاليت هايی را که انجام می دهيم منوط کنيم به فعاليت عملی تصور می کنم که بعد از يک سال
ممکن است به راهی برويم وتجربه ای را تکرار کنيم که چند بار در اين سی سال تکرار کرديم . وظيفه روشنفکر اين است که صميمانه ضمن حمايت از اين جنبش اگر مسائلی هست بايد با صدای بلند بگويد."
کردوانی در مورد جنبش اجتماعی گفت: "جنبش اجتماعی مجموعه ای از نظرها و باورها از جمعيتی که بازنمود و مبين اولويت هايی است برای تغيير عناصر سازنده و سازه های ساختار جامعه. يعنی ساختارشکنی. و اين يکی از خصايص اصلی جنبش اجتماعی است.
سپس کردوانی به چگونگی پيدايش چنين جنبشی پرداخت. کردوانی با نظری که جامعه ايران را توده وار بررسی می کند مخالفت کرد و گفت که جامعه ايران با بلوک شرق با جامعه شوروی سابق و آلمان هيلتری تفاوت دارد. در حکومت اسلامی يک گرايش توتاليتر هست ولی خود جامعه جامعه ای نيست که با آن قابل تعريف باشد. يعنی تعريف مشخصه اصلی انسان توده وار انفراد و فقدان روابط اجتماعی عالی است و اين در مورد ايران صادق نيست يعنی يک حرکت اجتماعی نفی توده وار بودن جامعه است."
کردوانی سپس به علل چنين جنبشی پرداخت: نخستين مسئله سرخوردگی اجتماعی که قبل از اين جنبش بود؛ آرزوها و تمايل های انسان های جامعه از نظر سياسی و اجتماعی و يک خوانش اقتصادی يعنی کسانی که شرکت کردند حساب کردند و ديدند آن چه را که از دست می دهند و آن جه را که به دست می آورند. نگاهی به وعده های دولت احمدی نژاد که در دور قبل به مردم داد بيانگر اين مسئله است ولی اين تمام واقعيت نيست اما منطق جنبش در اين حرکت معقول و منطقی است. طرد عنصر تحقير چه در برخورد روزمره با مردم و چه در برخورد جهانی و جايگاهی که دولت احمدی نژاد برای ايران به وجود آورد."
کردوانی به نقش دانشجويان، جوانان، زنان و روشنفکران در اين جنبش پرداخت. او معتقد است که عامل اصلی آن هويت خواهی جوانان و زنان در برابر نظامی که کار اصلی اش هويت زدايی ست می باشد.


کاظم کردوانی

کردوانی خصايص اين جنبش را بدين شرح بررسی کرد:
نداشتن رهبری واحد؛ نبودن روحانيت در راس جنبش؛ مطالبه مشخص داشتن؛ خواست خودگرانی فرديت؛ مسئله جنبش به دست گرفتن قدرت نبود بلکه در پی ساختن فضاهايی خارج از حکومت و استقلال اجتماعی زيستن بود. اين جنبش شهروندی بود يعنی هويت طبقاتی نداشت، توجه خاصی که به موضوع رسانه ها چه در سطح ملی و در سطح بين المللی داشت نيز مهم بود. و سرانجام جنبه مسالمت آميز و غير خشونت آميز آن هم بارز است.
کردوانی سپس به پيامدهای جنبش می پردازد: "اگر اين نسلی را که در جنبش هست با نسل ما مقايسه کنيم، نسل ما تجربه دو سرکوب خونين در زمان شاه و جمهوری اسلامی داشت ولی نسل امروز مطلقا چنين تجربه ای را نداشت (منهای سرکوب برخی جنبش های دانشجويی) يعنی درک زمينی سرکوب قدرت سياسی را نداشت." کردوانی در ادامه گفت که امروز وقتی ما از کودتا صحبت کنيم جوانان می توانند درک زمينی از اين کودتا داشته باشند. او
پيامد دوم اين جنبش راتجربه بزرگ اجتماعی شدن سياست از درون دانست و معتقد است که در اين جببش، سازمان دهندگان حرفه ای آينده مشخص می شوند. او در پايان سخنان خود گفت: "اگر اين جنبش در بين خودش سازمان دهی نداشته باشد يعنی نهادهای سياسی شکل نگيرد و مسئله وحدت با حفظ تمايز انجام نشود موفق نخواهيم بود. او گفت:
"چاره ما وحدت با حذف تمايزاست. نه بايد شعار ستيز با جنبش مردم داده شود و نه تسليم بی قيد و شرط هر چيزی شد."
کردوانی با شعری از شاملو به سخنان خود پايان داد: "...در بدترين دقايق اين شام مرگ زای چندين هزار چشمه خورشيد در دلم می جوشد از يقين..."
پس از سخنرانی کاظم کردوانی پيام حزب سوسيال دمکرات آلمان شاخه آخن و پيام شهردار آخن خوانده شد.
کارل شولت هايز مسئول حزب سوسيال دمکرات آلمان در پيام خود ضمن تسليت به خانواده سهراب و ديگر جان باختگان راه آزادی، گفت "همدردی ما را بپذيريد. اشک شما اشک ماست". در اين پيام آمده است "رژيمی که جوانان خود را به خاطر دفاع از حقوق خود دستگير می کند و می کشد مطمئنا آينده ای نخواهد داشت." خانم هيلده شايت شهردار آخن در پيام خود گفت "ما به همراه شما برای تمام کسانی که در ايران برای آزادی و دمکراسی مسالمت آميز مبارزه می کنند اعلام همبستگی می کنيم و از دولت آلمان می خواهيم که نهايت تلاشش را بکار گيرد تا از کشتن زنان و مردان بی گناه جلوگيری کند." خانم شايت در پيام خود گفت "ما با تمام قوا به همراه مردم ايران در سراسر جهان خواهان انتخابات جديد و تغيير قدرت به طور مسالمت آميز هستيم."


افسانه صادقی

افسانه صادقی خواننده ايرانی ساکن دورتموند با اجرای پرشور ترانه های خود تماشاگران را بسيار تحت تاثير قرارداد. او ترانه ای با نام "ندای صلح و آزادی" برای همه سهراب ها و نداها اجرا کرد. سپس ترانه ای تقديم به همه مادرانی که اين گونه وحشتناک فرزندانشان را از دست دادند با نام "دادخواست" خواند. افسانه اجرای خود را با ترانه ای به نام "آزادی" به پايان رساند. او قبل از اجرای موسيقی آرزوهای خود را با دکلمه شعر "تصور کن" اثر خواننده معروف جان لنون بازگو کرد.


افسانه صادقی

در گفتگوی کوتاهی که با افسانه صادقی داشتم او گفت: "من در هر کجا که ندای آزاديخواهی هموطنانم را بشنوم حضور خواهم داشت و برای آنان می خوانم." افسانه صادقی در ادامه گفت که او به هيچ جريان سياسی خاصی تعلق ندارد ولی در کنار همه هست و اگر بپذيريم که تحمل انديشه ديگر را داشته باشيم می توانيم پيروز شويم.
در پايان برنامه جوانان حاصر در سالن به ياد سهراب به روی صحنه رفتند و همزمان با پخش سرودهای "يار دبستانی من"، "آفتابکاران جنگل" و "ای ايران" با اين سرودها هم آواز شدند. جمعيت حاضر هم بپاخاست و با جوانان همصدا شد.
برنامه بزرگداشت سهراب بعد از چهار ساعت به پايان رسيد.

+ نوشته شده در  چهارشنبه سی و یکم تیر 1388ساعت 2:56  توسط اختر قاسمی  | 

مطالب قدیمی‌تر