

گزارش ویژه اختر قاسمی از این همايش، در رادیو زمانه
گزارش زیر هم در سایت رادیو زمانه چاپ شده :
| تاریخ انتشار: ۲ آبان ۱۳۸۸ | • چاپ کنید |
چهارمین همایش «اتحاد جمهوریخواهان ایران» از روز جمعه، ۲۳ اکتبر تا یکشنبه، ۲۵ اکتبر در شهر کلن آلمان برگزار میشود. البته جلسهی روز یکشنبه همایش به بحثهای درون تشکیلاتی و سازماندهی درونی اتحاد جمهوریخواهان اختصاص دارد.
استقبال از همایش بسیار خوب بوده است و میتوان گفت ۲۵۰ تا ۳۰۰ نفر در آن حضور یافتهاند. همچنین حضور جوانان در این همایش بسیار چشمگیر است و رنگ سبز هم در سالن جلب توجه میکند.
در سه همایش پیشین اتحاد جمهوریخواهان که حضور داشتم، جوانها اصلا حضور مشخصی نداشتند. اما این بار آنها نه تنها حضور دارند بلکه در بخشی از همایش، سمینار جوانان برگزار میشود و طی آن در بارهی نقش و خواستههای جوانان در جنبش سبز ایران تبادل نظر میشود.
در ارتباط با این همایش با آقایان مسعود فتحی، عضو هیأت سیاسی اتحاد جمهوریخواهان و حسن زهتاب، از اعضای شورای هماهنگی اتحاد جمهوریخواهان و همچنین خانم فاطمه حقیقتجو، فعال حقوق بشر و یکی از میهمانان سخنران این نشست، گفت و گوهایی کردهام.
خانم حقیقتجو، بحثهای مطرح شده در این همایش را چگونه میبینید؟ همچنین فعالیتهای زنان در تشکلهای خارج از کشور و تاثیر آن بر جنبشهای سیاسی مدنی ایران را چگونه ارزیابی میکنید؟
اولین سمیناری که در این همایش برگزار شد، در حوزهی تحولات سیاست خارجی و تاثیر جنبش سبز بر این تحولات بود. در این سمینار آقایان قاسمی، شریعتمداری، اسدی و همچنین من شرکت داشتیم. آقای براتی نیز ادارهی جلسه را بر عهده داشت.
در این جلسه تحولات سیاست خارجی جمهوری اسلامی در طول ۳۰ سال گذشته ارزیابی شد و این که رنگ ایدئولوژیک سیاست خارجی ایران، رنگ پررنگی است. گرچه این سیاست به موقع پراگماتیسم هم بوده است.
در خصوص تحولات و مذاکرات هستهای نیز تحلیلی به عمل آمد. در این تحلیل عمدهی شرکت کنندگان سمینار معتقد بودند تحولات مثبتی که در این مذاکرات صورت گرفت، برگرفته از بحران داخلی جمهوری اسلامی و جنبش سبز است. با این حال همهی آنان از آغاز مذاکرات میان گروه ۵+۱ و به ویژه آمریکا و ایران، استقبال میکنند و آن را به طور کلی مثبت ارزیابی میکنند.
در ارتباط با نقش زنان؛ بالاخره زنان بخشی از جامعهی ایرانی هستند و خوشبختانه در جلسهی امروز هم شاهد حضور فعالانهی آنان در جلسه بودیم. در سمینار اول همایش من شرکت داشتم و در سمینارهای بعدی نیز زنان حضور خواهند داشت. بنابراین زنان هم به عنوان شرکت کننده و هم به عنوان کسانی که دیدگاههایشان را بیان میکنند، مطرح هستند.
در ارتباط با حضور زنان، خود اعضای اتحاد جمهوریخواهان هم میتوانند توضیح بدهند اما آنچه من شاهد بودهام، حضور پررنگ و فعال زنان است.
طبیعی است که این حضور میتواند نقش مؤثری را در ایجاد و تمرین فرهنگ دمکراسی در بین فعالان سیاسی و در آیندهی ایران و نهادهای مدنی داشته باشد. همچنین حضور پررنگ زنان در این تصمیمگیریها میتواند هم تصمیمگیریها را متعادلتر کند و هم زنان را بیش از پیش وارد حوزههای سیاسی کند.
آقای فتحی، ممکن است در مورد اسنادی که به همایش ارائه شده و قرار است در مورد آنها تصمیمگیری شود، توضیحی بدهید؟
یکی از اسنادی که برای همایش چهارم اتحاد جمهوریخواهان تهیه شده، قطعنامهی سیاسی است که شامل یک ارزیابی سیاسی از شرایط و همچنین قطعنامههای پیشنهادی مختلفی که از سوی کشورهای مختلف ارائه شده و بحثهای جمعآوری شده از سوی احزاب است. در ارتباط با ساختار تشکیلاتی اتحاد نیز اسنادی به همایش ارائه شده است.
اما مهمترین بخش همایش چهارم، بحث بر روی قطعنامهی سیاسی است که به برخورد ما با جنبش سبز و نقش و جایگاه ما در این جنبش اختصاص دارد.
همچنین سهم ما در تقویت جنبش جاری در ایران، در تلاش این جنبش برای دمکراتیزه کردن جامعهی امروز ایران، باز کردن فضای سیاسی و گذر از روزهای سختی که بعد از انتخابات و بعد از تقلب بزرگ انتخاباتی بر جامعهی ما تحمیل شده است، بررسی خواهد شد.
چشماندازهایی که اتحاد جمهوریخواهان برای خود و برای سیاستهایش در این زمینه ترسیم کرده نیز در همایش مورد بحث و تبادل نظر قرار خواهد گرفت.
آقای فتحی، فکر میکنید برگزاری چنین همایشی چه تاثیری بر رویدادهای سیاسی درون ایران خواهد داشت؟
اتحاد جمهوریخواهان در انتخابات ایران خود را جزو نیروهایی به شمار میآورد که در حد خودشان میخواهند در سرنوشت سیاسی کشور مشارکت داشته باشند. در این راستا حتی برنامهی انتخاباتی نیز ارائه داد و در آن مردم را به شرکت در انتخابات و رأی دادن به نامزدهای اصلاحطلب که از نظر ما میتوانستند در تغییر شرایط فعلی مؤثر باشند، دعوت کرد.
اتحاد جمهوریخواهان امروز نیز خود را جزیی از جنبش سبز ایران میداند و این همایش هم برای تقویت این جنبش و هم به منظور تصمیمگیریهای مشخصی برای فعالیت ما در درون این جنبش هست. در واقع، تمام همایش به ارزیابی از نقش و فعالیتی که ما در رابطه با این جنبش میتوانیم انجام بدهیم اختصاص دارد.
آقای زهتاب، چه طیفهای مختلف فکری و سیاسی در این همایش شرکت کردهاند؟
خود اتحاد جمهوریخواهان ایران، همانطور که در بیانیهاش هم آمده، متشکل از طیف وسیع نیروهای سیاسی با دیدگاههای مختلف است که مخرج مشترک دیدگاههایشان اعتقاد به جمهوریای است که بر مبنای دمکراتیک بنا شده و پلورالیسم سیاسی را میپذیرد. همچنین تمام این نیروها خواهان یک جامعه مدنی، حقوق شهروندی و گذار مسالمتآمیز و تدریجی به این خواستهها هستند.
خوشبختانه در جنبش امروز ایران که به تدریج شکل گرفته، این خواسته برجستهتر شده که جامعهی ایران خواهان یک جامعهی مدنی و حقوق شهروندی است و خواهان آن است که هر فردی بتواند در سرنوشت جامعهاش شرکت داشته باشد.
این جنبش زمینهای را فراهم آورده که امروز طیفهای مختلف فکری مخالف استبداد که خواهان رسیدن به حقوق مدنی خود هستند، در نشست اتحاد جمهوریخواهان شرکت دارند؛ از طیفهای مختلفی با باورهای دینی و مذهبی گرفته تا کسانی که ممکن است باورهای دینی و مذهبی نداشته باشند، ولی همهی آنان به جمهوریت، به جمهوریای که پایه و اساسی برای جامعهی مدنی ایران باشد، اعتقاد دارند.
چهارمین همایش «اتحاد جمهوریخواهان ایران» در کلن، عکسها: اختر قاسمی
همانطور که سایر دوستان نیز اشاره کردند، یکی از مشخصههای همایش امسال شرکت طیف وسیع جوانان در این نشست است. خود این حضور پررنگ نشاندهندهی آن است که گفتمان جامعهی مدنی ایران که در گذشته مطرح بود، امروز به فعل درآمده و وارد عرصهی عمل شده و بر این مبنا جوانان نقش خود را میخواهند و خواست خود را دارند. این خواست از حقوق شهروندی هر انسانی سوای باورهای او است.
امروز طیف وسیعی در این نشست حضور دارد. امیدواریم این همدلی گسترش هرچه بیشتری پیدا کند و بتواند به جامعهی ایرانی برای رسیدن به خواستههای دمکراتیک خود کمک کند.
آقای فتحی، اتحاد جمهوریخواهان یکی از جریاناتی بود که خیلی صریح اعلام کرد در انتخابات شرکت خواهد کرد و از هواداران و اعضای خود نیز دعوت به شرکت در انتخابات و رأی به کاندیداهای اصلاحطلب کرده بود. امروز با توجه به شرایطی که پس از انتخابات در ایران به وجود آمده و حاکمیت یک دست شده است، فکر میکنید این حاکمیت اصلاحپذیر است؟
پیش از انتخابات در اتحاد جمهوریخواهان بحثهایی جریان داشت که در آن عدهای معتقد بودند باید به آقای کروبی رأی داد و دیگران نظرشان بر رأی دادن به آقای موسوی بود. تصمیم جمعی ما این شد که در انتخابات شرکت میکنیم و از دو کاندیدای اصلاحطلب حمایت میکنیم. هر فردی هم خود تصمیم میگیرد به کدام یک از این دو رأی بدهد. هر دوی آنها از نظر ما، حداقل تغییراتی را که لازم است، میتوانند در ایران به انجام برسانند.
بنابراین دعوت به شرکت در انتخابات کردیم که به نظر من سیاست درستی بود. محصول آن هم تنوعی است که در این همایش وجود دارد و همچنین حضور جوانان در میان ما.
در ارتباط با بحث اصلاحپذیر بودن، نظر من این است که هیچ رژیمی در دنیا نیست که اصلاحپذیر نباشد. این ذهنیت ما است که تصور میکند کسی که میگوید «من از جایم تکان نمیخورم»، از جایش تکان نخواهد خورد. جنبشها رژیمها را وادار میکنند که خودشان را تغییر بدهند. شرایط که تغییر کند، رژیمها هم مجبورند خود را با آن تطبیق بدهند.
بنابراین، تلاش ما این است که شرایطی در ایران به وجود بیاید که مجموعهای که در قدرت است، متوجه شود غیر از او نیروهای دیگری نیز در جامعه هستند که جایگاه خود را میخواهند.
این قسمت بالا را امروز در فیس بوک مهین با گریه می نوشتم...

مهین گرجی به هنگام کار در تحریریه رادیو فردا
بعد از مدت ها اومدم سراغ وبلاگم که بنویسم. عجیب این مدت دل گرفته بودم البته الان نمی خوام در این مورد صحبت کنم فقط میخوام در مورد اتفاق وحشتناکی که یکی دو روز پیش برای جامعه مطبوعات ایران افتاد بنویسم. بله خبر را همه می دونیم و همه هم شوک شدیم. رادیویی که کارکنانش همیشه هر نیم ساعت یک بار آخرین خبرهای ایران و جهان را به اطلاع ایرانیان سراسر دنیا می رساند دیروز می بایست خبر از سانحه ی تصادفی می داد که در آن دو خبررسان جوان و توانمند خود را از دست داد و یکی هم به اغما رفت. مظمئنا برای گوینده خبر چه دردناک بود که خبر مرگ دو همکار خود که هر روز با هم در یک اتاق کار می کردند را گزارش دهد...امیر زمانیفر و رزا حسنزاده آژیری برای همیشه نه تنها با جامعه رسانه بلکه با زندگی وداع کردند. نفر سوم مهین است که در کما ست. مهین را دو سال پیش وقتی تازه به پراگ آمده بود در سفری که به پراگ داشتم و به دیدار رادیو فردا رفتم دیدم. مقابل کامپیوتر آروم در حال کار کردن بود. دوربین در دست پیشش رفتم و سلام کردم. پرسیدم اشکالی نداره عکس بگیرم؟ خندید و گفت نه اصلا و به کارش ادامه داد. رنگ پوست سبزه اش فورا منو به یاد دختران خوزستان انداخت.. و طبق معمول اولین سوال من که آیا خوزستانی هست؟ و وقتی گفت بله گفتم نکنه همشهری من هستی؟ یادمه خیلی خوشحال شدم وقتی شنیدم همشهری هم هستیم ...به هر حال وقتی برگشتم گزارشی از این سفر نوشتم که در سایت رادیو زمانه و گویا چاپ شد. یه تکه از این گزارش که وقتی وارد تحریریه شدم را در زیر کپی می کنم:

رزا حسن زاده آژیری و امیر زمانی فر
"....فنجان قهوه در دست، به اتاق پخش رفتیم. اتاق پخش همانند اکثر استودیوهای صدا با یک پنجرهی شیشهای با اتاق فرمان ارتباط داشت. بهروز کارونی در اتاق پخش آماده برای خواندن اخبار بود. پیام جوان هم مسئول اتاق فرمان بود. چیزی طول نکشید که چراغ قرمز «پخش زنده» روشن شد. این به معنای آن بود که در اتاق پخش بسته شود و سکوت کاملا ً رعایت شود. پس از گرفتن عکس از بهروز به اتاق مجاور، که بخش ضبط و مونتاژ بود، رفتیم. سپس به طبقهی دوم اتاق هیأت تحریریه رفتیم. راهرو با گیاهان زیبا و مبلمان تزیین شده بود. سمت چپ راهرو با چند پله به حیاطی منتهی میشد که با میز و صندلی مخصوص سیگاریها آماده شده بود. کارکنان با خوشرویی به استقبال آمدند و ضمن خوشآمدگویی، همه با کنجکاوی میخواستند بدانند که این گزارش برای کجا تهیه میشود. وقتی که گفتم برای رادیو زمانه و سایت گویانیوز، برخی با تعجب گفتند رادیو زمانه؟ ولی پس از اینکه احساس کردند که همکاران رادیوی نوپای زمانه درآمستردام علاقهمند به تهیهی گزارش و گفتوگو با آنهاست، خوشحال شدند. همکاران دیگر، همچون ژان خاکزاد، عباس جوادی، نیما تمدن، آزاده شرفشاهی، توماج طاهباز، مریم منظوری، سعیده هاشمی، جمشید برزگر، عباس جوادی، مهین گرجی و...، هر کدام مشغول کار خود بودند. بعد از چندی ژان خاکزاد به همراه فریدون زرنگار راهی برنامهی یک ساعته مجلهی شامگاهی شدند. من هم به همراه آنها برای گرفتن عکس، دوباره به اتاق پخش رفتم..."
امیر رو هم یادمه که برای نمایش فیلم در باره هایده پزمان توی آخن با پژمان دیدم اصلا باور نکردنیه که جوون به این نازنینی دیگه نمی تونه بخنده....بعد از مدت ها تنها چیزی که به من نیرو داد دوباره در وبلاگم بنویسم یکی صحبت کردن از این غم بزرگ بود که به نوعی بار غم را کم می کنه و دیگه اینکه تسلیت به خانواده های عزادار و همکاران رادیو فردا و مسئله ای که دلم می خواد از این طریق انرژی مثبتی به مهین منتقل بشه شاید زودتر بیدار بشه. امیدوارم که حالش هر چه زودتر خوب بشه. ولی واقعا چقدر زندگی می تونه کوتاه باشه ... کاش ما قدر همدیگر را و دوست داشتن را بیشتر بدونیم تا بتونیم بیشتر از این عمر کوتاه لذت ببریم و کمتر غم بخوریم.
وبلاگ برادر مهین که بخاطر مهین می نویسه
http://asa2000.blogfa.com/
یاد امیر و رزا زنده باد و مجددا به خانواده ها شون و همکاران رادیو فردا و همه دوستاشون تسلیت می گم و براشون صیر و بردباری آرزو می کنم ...برای مهین هم از صمیم قلبم بهبودی هر چه زودتر آرزو می کنم...


گزارش تصویری زیر در سایت گویا نیوز چاپ شدهاختر قاسمی
نهمین فراخوان ایرانیان نورد راین وستفالن در اعتراض به تحلیف احمدی نژاد و حمایت از مبارزات دمکراسی خواهی مردم ایران

هم ميهنان عزیز!
نزدیک به دو ماه از موج مبارزات دمکراسی
خواهی مردم ایران که با اعتراض به کودتای انتخاباتی شروع شد؛ می گذرد. این
اعتراضات هر روز ابعاد گسترده تری به خود می گیرد.
ایرانیان در شهرهای مختلف ایران و جهان صدای اعتراض خود را رساتر می کنند. این صدای آزادیخواهی مردم ایران در سراسر جهان وحشت دولت جمهوری اسلامی را بیشتر کرده و سرکوب را در ابعاد گوناگون گسترش می دهد. رژیم ولایت فقیه در پاسخ به اعتراضات مسالمت آمیز مردم آنها را دستگیر و شکنجه و به قتل رساند.
حال قرار است روز چهارشنبه ریئس جمهور انتخابی ولایت فقیه طی یک مراسم فرمایشی برای سرکوب مبارزات آزادیخواهی مردم ایران سوگند یاد کند.
ما جمعی از ایرانیان مقیم ایالت نورد راین وستفالن آلمان با نقطه نظرات گوناگون
در اعتراض به این نمایش و هم صدا با مردم ایران که " احمدی نژاد ریئس جمهور مانیست" گرد هم می آییم تا صدایمان را به جهانیان برسانیم.
زمان: چهارشنبه 05.آگوست. 2009 ساعت 18:00 تا 20:00
مکان: کلن ـ میدان نوی مارکت
جمعی از ایرانیان ایالت نورد راین وست فالن ـ کلن
وبلاگ ایرانیان کلن:
http://iranian-koeln.blogspot.com/
ایمیل:
iranian.koeln@gmail.com
چهلمین روز شهادت ندا آقا سلطان
و دیگر جانباخته گان جنبش دمکراسی خواهی مردم ایران را گرامی بداریم!
پنج شنبه 30 یولی ساعت 19
هم میهنان گرامی!
پنجشنبه 30 ژولای چهل روز از جان باختن ندا آقا سلطان، که به سنبل جنبش دمکراسی خواهی مردم ایران تبدیل شده است، میگذرد. از آن روز تاکنون دهها تن از مردم ایران در خیابانها و زندانها، توسط نیروی سرکوبگر دولت جمهوری اسلامی جان خود را از دست داده اند.
برای گرامی داشت یاد،
نداها،
سهراب اعرابی ها، محمدحسین برزگرها، رضا طباطبایی ها، ایمان هاشمی ها، پریسا کلی ها، محسن حدادی ها، محمد نیکزادی ها، علی شاهدی ها، واحد اکبری ها، ابوالفضل عبداللهی ها، فهیمه سلحشورها، محسن روح الامینی ها، امیر جوادی فرها، رامین قهرمانی ها، اشکان سهرابی ها، کسری شرفی ها، کامبیز شعاعی ها، فاطمه
براتی ها، محسن ایمانی ها، کیانوش آساها، مسعود هاشم زاده ها،
ایمان نمازی ها، نادر ناصری ها، کاوه علی پورها و همه ی دیگربه خون
خفتگان جنبش اخیر ایران...
گرد هم می آئیم
تا شعله ی ندای آزادی خواهی هم
چنان گرم و فروزان باشد.
پیام تلفنی بزرگ بانوی شعر ایران سیمین بهبهانی
شعر خوانی شاعر معاصر ایران رضا مقصدی
سخنرانی ناصر کاخساز پژوهشگر ایرانی ساکن آلمان
موسیقی افسانه صادقی
به همراه موسیقی جوانان
Bürgerzentrum Engelshof e. V.
Oberstr. 96
51149 Köln - Porz Westhofen
روز پنجشنبه 30 ژولای 2009، از ساعت
19 تا 21
جمعی از ایرانیان ایالت نورد راین وست فالن – آلمان
آدرس سالن:
اختر قاسمی - تظاهرات 25 ژوئيه روز همبستگی با ایران به دعوت ایرانیان ایالت غرب آلمان ( نورد راین وستفالن) برگزار شد. جمعیتی نزدیک به دو هزار نفر در میدان هوی مارکت گرد آمده بودند.
برنامه متنوع با موسیقی شعر و سخنرانی همراه بود. احزاب سیاسی دولتی آلمان سبز ها و حزب چپ ها از این تظاهرات حمایت کردند و نمایندگانشان هم سخنانی در رابطه با جنبش دمکراسی خواهی مردم ایران ایراد کردند. نماینده دیده بان حقوق بشر بین الملل در کلن هم از سخنرانان بود. مهرداد هدایتی ترانه حقوق بشر را خواند که خیلی مورد استقبال قرار گرفت.
گروهی از دانشجویان مستقل کلن که از این برنامه حمایت کرده بودند و حضور فعال داشتند سی بادکنک سفید را به نشان صلح و آزادی که به هر کدام یکی از اصول حقوق بشر را نوشته بودند به هوا رها کردند.
هنرمندان ایرانی ساکن ایالت غرب آلمان با در دست داشتن شعار خود در دفاع از مبارزات دمکراسی خواهی مردم ایران از این تظاهرات حمایت کردند. خانم زیبا شکیب فیلم ساز و نویسنده ایرانی ـ آلمانی و سیروس ملکوتی از هنرمندان مهمان در تظاهرات بودند. برنامه تا ساعت 8 شب ادامه داشت.
بیشتر به نقل از وبلاگ ایرانیان کلن:
لینک فیلم در یوتیوب
برای اطلاعات از تظاهرات و برنامه های ایرانیان کلن به وبلاگ جدید ایرانیان کلن مراجعه کنید:
http://iranian-koeln.blogspot.com//
در پاسخ به فراخوان عمومی دفتر جامعه بین الملل حقوق بشر،
گزارشگران بدون مرز و انجمن بین المللی قلم "پن" آلمان ـ
در حمایت از مبارزات مردم ایران و همبستگی با آنان:
دعوت به تظاهرات: شنبه 25 یولی 2009 ساعت 17:30
میدان هوی مارکت
ه
م ميهنان عزيز!
موج مبارزات دمکراسی خواهی مردم ایران هر روز ابعاد گسترده تری به خود می گیرد و هر روز ایرانیان در شهرهای مختلف ایران و جهان صدای اعتراض خود را رساتر می کنند. این صدای آزادیخواهی مردم ایران در سراسر جهان وحشت دولت جمهوری اسلامی را بیشتر کرده و سرکوب را در ابعاد گوناگون گسترش می دهد.
برای دفاع از مبارزات مردم کشورمان، برای اعتراض به دستگیرهای اخیر و سرکوب های خيابانی برای دفاع از آزادی مطبوعات و حق بيان و حقوق بشر گرد هم می آییم.
ما، جمعی از ايرانيان مقيم ايالت نوردراين وست فالن آلمان با نقطه نظرات گوناگون، از همه هموطنان دعوت می کنيم که در اين حرکت اعتراضی مشترک فعالانه شرکت کنند تا بتوانيم همبستگی خود را با مردم کشورمان اعلام کرده و تا حد توان خود فرياد اعتراضمان را به سرکوب مردم ايران بازتاب دهيم.شرکت تک تک شما در اين گردهمايی مشترک می تواند بارقه ای از اميد در دل هم ميهنانمان بتاباند.
جمعی از ایرانیان ایالت نورد راین وست فالن ـ کلن
وبلاگ ایرانیان کلن:
http://iranian-koeln.blogspot.com/
ایمیل:
iranian.koeln@gmail.com

روز يکشنبه ۱۹ ژوئيه در شهر فالس، در نزديکی آخن (آلمان) مجلس بزرگداشتی برای جوان ايرانی سهراب اعرابی برگزار شد. در اين مراسم برخی از اعضای خانواده سهراب شرکت داشتند و آقايان کاظم کردوانی و رضا معينی سخنرانی کردند. افسانه صادقی، هنرمند صلح و آزادی نيز با ترانه های خود مردم حاضر را به شور آورد

روز يکشنبه ۱۹ ژوئيه به دعوت کانون ره آورد در آخن مجلس بزرگداشتی برای جوان ايرانی سهراب اعرابی برگزار شد. سهراب اعرابی که در تظاهرات مسالمت آميز روز ۲۵ خرداد در تهران شرکت کرده بود با شليک گلوله توسط نيروهای بسيج جان خود را ازدست داد. بزرگداشت سهراب با استقبال عظيم ايرانيان مواجه شد. بيش از پانصد نفر در اين مراسم شرکت کردند.

فرح محمدی، عمه سهراب (راست)
ابتدا فرح محمدی، عمه سهراب، خاطراتی از سهراب را بازگو کرد. او که چند
بار در طی صحبت های خود اشک ريخت در پايان سخنان خود گفت: "سهراب فقط يک
بار در زندگی کوتاهش رأی داد و به خاطر همين رأی هم کشته شد! از اميدها و
آرزوهای سهراب ها دفاع کنيم! از مردم ايران دفاع کنيم! از زندگی دفاع
کنيم! با مرگ و سياهی و خفقان مبارزه کنيم. اين تنها راه باقی مانده پيش
روی ماست!"

رضا معينی
رضا معينی مسئول بخش فارسی گزارشگران بدون مرز دومين سخنران اين مراسم
بود. او به کشته شدگان اخير در تظاهرات مسالمت آميز در ايران و مقايسه سنی
آنان با اعداميان و زندانيان دهه شصت که عمدتا از ترکيب سنی جوان و زير ۲۵
سال بوده اشاره می کند و اين را وحشت رژيم و کودتای مداوم رژيم می داند .
رضا معينی در ادامه به اين که اين کودتا هم ادامه کودتای دهه شصت است
اشاره کرد. مدير بخش فارسی گزارشگران بدون مرز گفت: عاقبت سهراب کشی خروج
از بحران نيست بلکه بوجود آوردن بحران و آمادگی برای کشتار دسته جمعی ست.
رضا معينی در پايان شعری را خواند که زمانی که در زندان بود زمزمه می کرد
او گفت اين شعر را از ۲۰۹ تا خاوران خوانده بودم از انقلاب تا آزادی و
بياد دارم و هر بار که اين شرايط باشد هم می خوانم و می دانم که سهراب ها
زنده اند:
چشمم را می بندم، نمی دانم خوابم يا بيدارم ولی توخاورانم همون جا ايستاده
ام مادرم برخاک دست می کشد و مويه می خواند، نمی دانم سهراب آنجاست، نمی
دانم کيست، همايون، سهراب، کسی ديگر، سهرابی ديگر، کسی ديگر است که دست
سهراب را در دستانش گرفته است، فرييرز هم آنجاست، منتظرم که بگويد ديدی
آخر، چشم باز می کنم در قاب اکران مادرم نيست، مادر ديگری ست، يکی ديگر از
خواهرانم، مادر سهراب است که شيون می کند، در خاوران نيستم همانجا نشسته
ام همان جا نشسته ام و دارم نگاه می کنم در قاب ديگر عکس همايون، بهروز،
جمشيد، کسری، توکل، فريدون و مسعود چشمانشان در پشت قاب عکس برق می زند
مثل چشمان همان شب فريبرز مثل چشمان عکس سهراب در عکس هايش...

بهمن محمدی، عموی سهراب
سپس عموی سهراب اعرابی بهمن محمدی ضمن ايراد سخنانی دو شعر از سياوش
کسرايی و مهدی اخوان ثالث با ياد سهراب و سهراب ها خواند. او به هنگام
خواندن شعر اخوان ثالث "خانه ام آتش گرفته است آتشی جانسوز آتشی بيرحم..."
متاثر شده بود.
سپس تکنوازی تار توسط رامين عظيميان، هنرمند جوان اجرا شد. او قطعه ای از حميد متبسم به نام "مرثيه" را اجرا کرد.
رامين عظيميان

ابوالفضل اردوخانی
ابوالفضل اردوخانی نويسنده ساکن بروکسل مطلبی برای همدردی با خانواده ی
سهراب و ديگر شهيدان با عنوان "من هم پدرم" خواند: "خنجری در سينه فرو
رفته دارم درد می کشم رنج می کشم با شما هم دردم ومحتاج هم دردی."
شيدا دختر عمه ی جوان سهراب به همراه آزاده، شعری از عمران صلاحی به نام
"صاحب عکس فوق" را به دو زبان فارسی و آلمانی برای حضار خواندند:
صاحب عکس فوق گمشده است رفته از خانه نيامده است مادرش گريه می کند شب و
روز صاحب عکس فوق چشمهايش درشت دست هايش هميشه مشت صاحب عکس فوق با خروش
روی آسفالت می کشد فرياد، سينه اش باغ لاله های غريب صاحب عکس فوق در
خيابان آرزو جان داد می روم پيش مادرش تا بگويم صاحب عکس فوق منم...
سپس شيدا دختر عمه ی سهراب خاطره ای را از روزی که خبر کشته شدن پسر دايی
خود را شنيد با گريه برای حضار تعريف کرد. شيدا با ناباوری از مرگ پسر
دايی کوچکش که فقط بخاطر دفاع از حق رای خود کشته شده صحبت می کرد. او گفت
که ما در يک کشور آزاد زندگی می کنيم و برای اينکه عقيده مان را بيان کنيم
کشته نمی شويم او از همه خواست تا در برابر اين بی عدالتی ساکت نشينند و
نگذارند که خون سهراب و ديگر کسانی که در راه آزادی کشته شدند پايمال شود.
سخنان شيدا همه حضار را به شدت تحت تاثير قرار داد به طوری که در طول صحبت
او صدای گريه حاضرين گاهی مانع شنيدن صدای او می شد.

شيدا، دختر عمه ی سهراب، پشت ميکروفون
فريبا دختر عمه ی ديگر سهراب هم دو شعر از رضا مقصدی و نعمت آزرم را برای او خواند.
پيام تسليت و همبستگی کانون ره آورد - آخن و پيام کميته ايرانيان ساکن بلژيک با خانواده ها بخش بعدی برنامه بود.
سخنران بعدی آقای کاظم کردوانی جامعه شناس و پژوهشگر و عضو کانون
نويسندگان ايران، از برلين، تحليلی در مورد جنبش نوين ايران ارائه کرد.
کاظم کردوانی ضمن تسليت به خانواده سهراب و همه مردم ايران گفت: خبر از
مردمی ست که صدها و ميليون ها به خيابان می ريزند و فرياد آزادی سر می
دهند و حق خود را طلب می کنند و خبر از حکومتی ست که همچون سی سال
فرمانروايش به خواست های مردم خود بی اعتناست و برای حفظ حاکميت خود شرم
را در زير دستان به بند کشيده است و با شمشير آخته به ميدان آمده است. خبر
از کارزاری ست به پهنای ميان آزادی و استبداد. در اين دو سوی کارزار يک سو
مردم ايران و سوی ديگر حکومت حاکم، منطق مردم ايران روشن است و می گويند
شما حکومتيان از ما خواستيد که در اين انتخابات شرکت کنيم و ما هم شرکت
کرديم و به يکی از چهار کانديدی که از صافی شما گذشته بود رای داديم و
حالا می خواهيم که به اين رای ما احترام گذاشته شود. سخن حکومت هم روشن
است و ساده. می گويد ما گفتيم که رای بدهيد اما نه رای خودتان بلکه رای ما
ولی به نام شما! چنين بود منظور ما و لاغير! اما مردم ما نشان دادند که
زير بار اين چنين زور گويی آشکار و شرم آور و ننگين نمی روند و نخواهند
رفت هرچند که حکومت گزمه های وحشی به جان مردم بياندازد و به هيچ کس حتی
پيرزنان و پيرمردان و اطفال رحم نکند هرچند حکومت پاسخش کشتار و شکنجه
باشد و گلوله. هرچند در نماز جمعه حق خواهی مردم را مخالفت با نماينده خدا
بر زمين و مخالفت با خدا بداند و حکم محاربه با خدا برای ميليون ها مردم
ايران صادر کند اين جنبش سر باز ايستادن ندارد."
کاظم کردوانی به بررسی چنين جنبش های اجتماعی بزرگ می پردازد و به وضعيت جامعه و جهت گيری جامعه نگاه می کند:
ميليون ها نفر در چنين جنبشی اجتماعی شرکت می کنند. اين جنبش بار عاطفی و
احساسی فراوانی دارد و تحرک می آورد و زمانی که حکومت چنين برخورد خشنی می
کند به علت بار بزرگ عاطفی و احساسی عموما مدت ها طول می کشد تا نقاط ضعف
و قوت را ببينند.

کاظم کردوانی
"اگر ما همه اين فعاليت هايی را که انجام می دهيم منوط کنيم به فعاليت عملی تصور می کنم که بعد از يک سال
ممکن است به راهی برويم وتجربه ای را تکرار کنيم که چند بار در اين سی سال
تکرار کرديم . وظيفه روشنفکر اين است که صميمانه ضمن حمايت از اين جنبش
اگر مسائلی هست بايد با صدای بلند بگويد."
کردوانی در مورد جنبش اجتماعی گفت: "جنبش اجتماعی مجموعه ای از نظرها و
باورها از جمعيتی که بازنمود و مبين اولويت هايی است برای تغيير عناصر
سازنده و سازه های ساختار جامعه. يعنی ساختارشکنی. و اين يکی از خصايص
اصلی جنبش اجتماعی است.
سپس کردوانی به چگونگی پيدايش چنين جنبشی پرداخت. کردوانی با نظری که
جامعه ايران را توده وار بررسی می کند مخالفت کرد و گفت که جامعه ايران با
بلوک شرق با جامعه شوروی سابق و آلمان هيلتری تفاوت دارد. در حکومت اسلامی
يک گرايش توتاليتر هست ولی خود جامعه جامعه ای نيست که با آن قابل تعريف
باشد. يعنی تعريف مشخصه اصلی انسان توده وار انفراد و فقدان روابط اجتماعی
عالی است و اين در مورد ايران صادق نيست يعنی يک حرکت اجتماعی نفی توده
وار بودن جامعه است."
کردوانی سپس به علل چنين جنبشی پرداخت: نخستين مسئله سرخوردگی اجتماعی که
قبل از اين جنبش بود؛ آرزوها و تمايل های انسان های جامعه از نظر سياسی و
اجتماعی و يک خوانش اقتصادی يعنی کسانی که شرکت کردند حساب کردند و ديدند
آن چه را که از دست می دهند و آن جه را که به دست می آورند. نگاهی به وعده
های دولت احمدی نژاد که در دور قبل به مردم داد بيانگر اين مسئله است ولی
اين تمام واقعيت نيست اما منطق جنبش در اين حرکت معقول و منطقی است. طرد
عنصر تحقير چه در برخورد روزمره با مردم و چه در برخورد جهانی و جايگاهی
که دولت احمدی نژاد برای ايران به وجود آورد."
کردوانی به نقش دانشجويان، جوانان، زنان و روشنفکران در اين جنبش پرداخت.
او معتقد است که عامل اصلی آن هويت خواهی جوانان و زنان در برابر نظامی که
کار اصلی اش هويت زدايی ست می باشد.

کاظم کردوانی
کردوانی خصايص اين جنبش را بدين شرح بررسی کرد:
نداشتن رهبری واحد؛ نبودن روحانيت در راس جنبش؛ مطالبه مشخص داشتن؛ خواست
خودگرانی فرديت؛ مسئله جنبش به دست گرفتن قدرت نبود بلکه در پی ساختن
فضاهايی خارج از حکومت و استقلال اجتماعی زيستن بود. اين جنبش شهروندی بود
يعنی هويت طبقاتی نداشت، توجه خاصی که به موضوع رسانه ها چه در سطح ملی و
در سطح بين المللی داشت نيز مهم بود. و سرانجام جنبه مسالمت آميز و غير
خشونت آميز آن هم بارز است.
کردوانی سپس به پيامدهای جنبش می پردازد: "اگر اين نسلی را که در جنبش هست
با نسل ما مقايسه کنيم، نسل ما تجربه دو سرکوب خونين در زمان شاه و جمهوری
اسلامی داشت ولی نسل امروز مطلقا چنين تجربه ای را نداشت (منهای سرکوب
برخی جنبش های دانشجويی) يعنی درک زمينی سرکوب قدرت سياسی را نداشت."
کردوانی در ادامه گفت که امروز وقتی ما از کودتا صحبت کنيم جوانان می
توانند درک زمينی از اين کودتا داشته باشند. او
پيامد دوم اين جنبش راتجربه بزرگ اجتماعی شدن سياست از درون دانست و معتقد
است که در اين جببش، سازمان دهندگان حرفه ای آينده مشخص می شوند. او در
پايان سخنان خود گفت: "اگر اين جنبش در بين خودش سازمان دهی نداشته باشد
يعنی نهادهای سياسی شکل نگيرد و مسئله وحدت با حفظ تمايز انجام نشود موفق
نخواهيم بود. او گفت:
"چاره ما وحدت با حذف تمايزاست. نه بايد شعار ستيز با جنبش مردم داده شود و نه تسليم بی قيد و شرط هر چيزی شد."
کردوانی با شعری از شاملو به سخنان خود پايان داد: "...در بدترين دقايق
اين شام مرگ زای چندين هزار چشمه خورشيد در دلم می جوشد از يقين..."
پس از سخنرانی کاظم کردوانی پيام حزب سوسيال دمکرات آلمان شاخه آخن و پيام شهردار آخن خوانده شد.
کارل شولت هايز مسئول حزب سوسيال دمکرات آلمان در پيام خود ضمن تسليت به
خانواده سهراب و ديگر جان باختگان راه آزادی، گفت "همدردی ما را بپذيريد.
اشک شما اشک ماست". در اين پيام آمده است "رژيمی که جوانان خود را به خاطر
دفاع از حقوق خود دستگير می کند و می کشد مطمئنا آينده ای نخواهد داشت."
خانم هيلده شايت شهردار آخن در پيام خود گفت "ما به همراه شما برای تمام
کسانی که در ايران برای آزادی و دمکراسی مسالمت آميز مبارزه می کنند اعلام
همبستگی می کنيم و از دولت آلمان می خواهيم که نهايت تلاشش را بکار گيرد
تا از کشتن زنان و مردان بی گناه جلوگيری کند." خانم شايت در پيام خود گفت
"ما با تمام قوا به همراه مردم ايران در سراسر جهان خواهان انتخابات جديد
و تغيير قدرت به طور مسالمت آميز هستيم."

افسانه صادقی
افسانه صادقی خواننده ايرانی ساکن دورتموند با اجرای پرشور ترانه های خود تماشاگران را بسيار تحت تاثير قرارداد. او ترانه ای با نام "ندای صلح و آزادی" برای همه سهراب ها و نداها اجرا کرد. سپس ترانه ای تقديم به همه مادرانی که اين گونه وحشتناک فرزندانشان را از دست دادند با نام "دادخواست" خواند. افسانه اجرای خود را با ترانه ای به نام "آزادی" به پايان رساند. او قبل از اجرای موسيقی آرزوهای خود را با دکلمه شعر "تصور کن" اثر خواننده معروف جان لنون بازگو کرد.

افسانه صادقی
در گفتگوی کوتاهی که با افسانه صادقی داشتم او گفت: "من در هر کجا که
ندای آزاديخواهی هموطنانم را بشنوم حضور خواهم داشت و برای آنان می
خوانم." افسانه صادقی در ادامه گفت که او به هيچ جريان سياسی خاصی تعلق
ندارد ولی در کنار همه هست و اگر بپذيريم که تحمل انديشه ديگر را داشته
باشيم می توانيم پيروز شويم.
در پايان برنامه جوانان حاصر در سالن به ياد سهراب به روی صحنه رفتند و
همزمان با پخش سرودهای "يار دبستانی من"، "آفتابکاران جنگل" و "ای ايران"
با اين سرودها هم آواز شدند. جمعيت حاضر هم بپاخاست و با جوانان همصدا شد.
برنامه بزرگداشت سهراب بعد از چهار ساعت به پايان رسيد.


